۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

ستاره بامیان

جشنواره دوم راه ابریشم در میان شور و هلهله مردم دیشب پایان یافت و سه ستاره آواز و موسیقی دمبوره نیز معرفی گردیدند.
در این رقابت 9 نفر از جوانان علاقه مند این رشته اشتراک داشتند که با داوری اساتید پیش کسوت، ستاره های آواز هزاره گی و دمبوره معرفی شدند.
طاهر سعادت، جوان مستعد اهل قرغنه تو، ستاره اول

محمد ضیاء رستمیان، جوان یکاولنگی، ستاره دوم

 سید داود یکاولنگی، ستاره سوم

 هیئت داوران از چپ به راست: استاد صفدر توکلی، همایون لعلی، علی دریاب، سید انور آزاد و میرچمن سلطانی


بدین ترتیب جشنواره دوم به پایان رسید و مسئولین برگزار کننده با توجه دستاورد های آن از جمله:  شمار زیاد بازدید کننده و رونق در کار و کسب مردم، احیای فرهنگ محلی قول دادند که در آینده نیز جشنواره هایی برگزار خواهند کرد.

۷ نظر:

سؤالات دینی گفت...

جهت قرار دادن لینک و طرح استفتاءات، شبهات و سؤالات خود در زمینه های شرعی، اعتقادی، اخلاقی و... به حضور مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مد ظله العالی) از فرم زیر استفاده نمایید.

http://www.mohaqeq.org/fa/question/eform

ناشناس گفت...

tahir saat bayat awal meshod bakhter iak omra zahmat kasheda dar rahi honar mardom khod

تفنگدار گفت...

سلام و درود بر بامیانیان. دمبوره قسمتی از هویت ماست . درود بر حافظات پاره ای از وجودمان.

ناشناس گفت...

سلام بر نظري گرامي
متاسفانه هيچ يك از عكس هايي ره كه در چندين نوشته قبلي و حال حاظر مانديد باز نمي شه
چاره كنيد كه ما هم استفاده كنيم

کلک گفت...

سلام
مدتی پیش با وبلاگ شما اشنا شدم. از این اشنایی بسیار خوشحالم و مفتخر.
با ارزوی صلح و سلامتی و موفقیت برای شما و همه هموطنان افغان.
هموطن ایرانی شما.

کلک گفت...

سلام
بی نهایت از لطف و محبت شما ممنونم و از سخنان زیبایتان. نمی دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم فقط می توانم بگویم یک دنیا ممنون هموطن عزیزم و امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید.

کلک گفت...

کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند / ببرد اجر دو صد بنده که ازاد کند / قاصد منزل سلمی که سلامت بادش / چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند / امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند / گر خرابی چو مرا لطف تو اباد کند / یا رب اندر دل ان خسرو شیرین انداز / که برحمت گذری بر سر فرهاد کند / شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد / قدر یکساعته عمری که در او داد کند / حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد / تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند / گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنی است / فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند / ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز / خرم ان روز که حافظ ره بغداد کند