پنجشنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۰۹

آموزش افراطی گری

دیروز از رادیوی آزادی صدای یکی از دانشجویان پوهنتون اسلامی ننگرهار را شنیدم که قطعنامه ای را در محکومیت کشتار غیر نظامیان لغمان می خواند.
او آمریکایی ها را اشغالگر، صلیبی گفته و خواهان خروج آنها بود.

اما دوست عزیز، سال گذشته که "براداران طالب" جوان های لغمانی را سر برید چرا با آنان همدردی نکردید و بر قاتلین اش لعن نفرستادید.

کرزی صاحب شما که می گویید بر آموزشگاههای تروریستان باید حمله کرد و ...، آیا این مرکز دانشگاهی افراطی گری و تعصب و ... را آموزش نمی دهد؟

دوشنبه ۷ دسامبر ۲۰۰۹

گزارش دهی -2

امروز روز دوم کنفرانس گزارش دهی بود، انکشاف دهات، زراعت، انکشاف شهری گزارش بخش های انکشافی و زیربنایی را دادند.

و مردم بازهم مثل دیروز خاموش بودند، گزارش در اسلاید و پاورپاینت در جدول و نمودار بصورت سریع ارایه می شد و اندک نمایندگان حاضر هم که سواد نداشتند و ...، نماینده یک موسسه از کیفیت خراب تعمیر یک مکتب سئوال کرد، والی صاحب ناراحت شد و گفت مردم باید از موسسات و دولت سئوال کنند نه موسسات از دولت!، او را نگذاشت که پاسخ خود را دریابد.

البته من هم معتقدم که جلسه حاضر باید به مردمی که از ولسوالی ها آمده اند جرأت و انگیزه داد تا یخن دولت را بگیرند و دولت باید از مردم و جامعه مدنی در هراس باشند ( که متأسفانه جامعه مدنی بامیان خواب اند و اکثرا" تجارت پیشه اند تا جامعه مدنی!!)

بدلیل پاره ای گرفتاری ها نتوانستم تمام رویدادها را تعقیب کنم کوشش می کنم از دوستان دست اندر کار کنفرانس سافت موضوعات ارایه شده را گرفته و مهمترین هایش را روزهای آینده نشر کنم.

در پایان امروز داکتر صاحب سرابی با اندوه و تأثر از عدم همکاری وزارتین انرژی و آب و ترانسپورت در قسمت ایجاد بند برق، برق شهری ساحه مرکز و انتقال میدان هوایی که حالا در مرکز شهر واقع شده و آبستن حوادث خطرناک است یاد کرد؛

سرابی گفت: به قول مثل معروف "تیاغ ام سوزن گشته و کفشم پوست سیر" از بس که پیش خان صاحب و وزیر ترانسپورت رفته ام اما ...!!

دلم برای بیچارگی مردم و دست کم گرفتن والی از سوی آنان به درد آمد، باید جواب این بی حرمتی را داد اما چگونه؟

یکشنبه ۶ دسامبر ۲۰۰۹

پنجمین کنفرانس گزارش دهی

پنجمین گزارش دهی دولت محلی به نمایندگان مردم امروز دایر گردید. این کنفرانس تا دو روز دیگر ادامه دارد، امروز بخش معارف، مصونیت اجتماعی و صحت گزارش های خود را ارایه کردند.

تعداد زیادی از مقامات دولتی از مرکز و تمام ولسوالی ها، نمایندگان موسسات و نمایندگانی از ولسوالی ها در این مراسم شرکت داشتند.

رئیس صاحب ها بدون کدام چالشی گزارش ارایه کردند و مردم هم گوش کردند و سئوالی مطرح نکردند، یکی دو سئوال را خبرنگاران مطرح کردند که سئوال یکی از خبرنگاران درباره کیفیت پایین تحصیل در دانشگاه و واسطه بازی در تقرری اساتید جدید، آمپر یوسفی رئیس دانشگاه را کمی بالا برد.

اما خلاصه آنچه گفته شد:
معارف:
109 هزار شاگرد در بخش تعلیمات عمومی  ( 63 هزار پسر، 46  هزار دختر)، 18 شاگرد را برای بورسیه پاکستان و هندوستان روان کرده ایم، یک شاگرد را در لیسه افغان ترک کابل!، 303 مکتب داریم، 6 تای آن را امسال جور کردیم، جمع سواد آموز، تربیه معلم، دارالعلوم، لیسه مسلکی و تعلیمات عمومی 147 هزار نفر تحت آموزش داریم.

سال گذشته از 1200 نفری که در کنکور امتحان دادند فقط 41 نفر بی نتیجه ماند در حالی که کابل از 26000 نفر شرکت کننده 18000 نفر بی نتیجه بودند و امسال 1500 نفر شرکت کرده که نتیجه آن هنوز معلوم نیست.


دانشگاه:
بیش از 2 ملیون دالر بودجه انکشافی را امسال مصرف کرده یا در حال مصرف هستیم ( ساختمان دانشکده تعلیم تربیه 95%، زراعت 75%، لیلیه پسران 45% تکمیل شده اند)، کتابخانه ما بیش از 15000 جلد کتاب دارد، 10 استاد ما ماستر است ( 6 تای آن امسال از بورس برگشته )، 2 استاد برای بورس دکترا روان کرده ایم، 21 استاد فعلا" مشغول تحصیل در دوره ماستری اند ( در آمریکا، آلمان، هندوستان و ایران).

قرار است دانشکده علوم و دانشگاه شبانه را در آینده فعال کنیم، البته بستگی دارد به مدیریت جدید وزارت تحصیلات عالی.


صحت:
فقط 20% جمعیت بامیان که شامل 425 قریه می گردد بیش از 4 ساعت به مراکز صحی دسترسی ندارند که برای آنها مراکز سیار با آمبولانس معیاری ایجاد کرده ایم.
73 مرکز صحی با 34 آمبولانس، 1432 نفر پرسونل ( 46 داکتر (10زن)، 126 پرستار، 115 قابله و ...) مشغول ارایه خدمات صحی هستیم.

بامیان سال گذشته نمره اول را در ارایه خدمات صحی در سطح کشور بدست آورد.
مرکز تلی مدیسن ( تشخیص اینترنتی ) در شفاخانه بامیان سال گذشته 225 خدمت را ارایه کرده است و 22 کنفرانس را دایر کرده است، حدود 12ملیون دالر امسال در بخش صحت سرمایه گذاری شده است.


غیبت دو رئیس:

رئیس اطلاعات و فرهنگ به جرم اختلاس تحت پیگرد قرار داشته و فراری است و شرکت نداشت که والی صاحب گفت وی دزدکی چند بار آمده و حاضری خود را امضا می کند و فعلا" در کابل با موتر دولتی چکر می زند.

رئیس صاحب کار هم جوانی است که بدون هماهنگی با والی از مقام وزارت حکم آورده و چند ماهی است که از سوی ولایت به رسمیت شناخته نشده و والی رئیس سابق را رئیس می داند، این کشمکش چند ماهی است که ادامه دارد، در جلسه امروز هیچکدام اشتراک نداشتند.


پاور پاینت:
امسال نیز تمام گزارشات بصورت پاور پاینت تهیه شده، رئیس صاحب معارف اسلاید گزارش خود را با ترانه معارف شروع کرد، آنقدر عکس خود را در افتتاح پروژه ها در اسلاید جای داده بود که آخر سر خودش نیز از قیافه تکراری خودش خسته شده بود.


چک چک:
بعضی از رئیس صاحب ها با عوامل شان تفاهم کرده بودند که در مقاطعی چک چک کنند که بقیه هم زورکی چک چک می کردند.

حضور کمرنگ زنان:
از جمع بیش از 150 نفر به زحمت تعداد زنان به اندازه انگشتان هر دو دست می رسید ( به شمول والی و رئیس دفتر و سه نفر از ریاست امور زنان).


چهارشنبه ۲ دسامبر ۲۰۰۹

فرصتی جدید

بالاخره انتظارها به سر رسید و اوباما استراتژی جدید اش را اعلام کرد.
عواقب، پیامد، فایده ها، ضررها و ... را تحلیل گران و مفسران باید بگویند.

حق آمریکا و هر دولت دیگر است که اول منافع ملی خودش را در نظر بگیرد، آنچه من می فهمم این است که منافع ملی ما هم می تواند در راستای این منافع آمریکا در این استراتژی جدید دیده شود.

فرصتی جدید بدست آمده است تا با تکیه بر علم و دانش بر بازسازی کشورمان کوشا باشیم، امورات را به دست خود بگیریم و چند صباحی بدون تهدید و قتل عام و نسل کشی به حیات خویش ادامه دهیم.

کمک برای شناسایی

دوست درمندم جناب بصیر آهنگ در وبلاگ اش، خواهان کمک برای شناسایی 35 مهاجرکمپ پاترای یونان شده است، ظاهرا" تسهیلاتی برای آنها فراهم شده است ادامه مطلب در اینجا بخوانید.

دوشنبه ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹

عید و برف

برف باری روز چهار شنبه هفته گذشته، عید و چهار روز رخصتی را به کلی به گل و یخک زد.
بعضی ها می گویند که این برف غافلگیرانه بود اما به نظر من چنین نیست، سرما و برف در زمستان از ماه قوس شروع شده تا ماه ثور ادامه دارد.

شاروالی بی خیال بامیان از عهده پاک کردن دو کیلومتر سرک پخته از برف بر نمی آید، لااقل می توانست ریگ نرم یا نمک بپاشد تا سرک به اصطلاح شیشه ای نشود و باعث صدمه دیدن مردم و وسایل نقلیه نگردد  اما کو مدیریت!!

کاری که خوب بلد اند، چور و چپاول است، نمره شهر جدید را به قیمت گزاف بفروشند، از ریگ دریا، دکان دارها و ... مالیه بگیرند و بزنند به جیب و ...

شنبه ۲۱ نوامبر ۲۰۰۹

ازدواج اجباری

(خانواده اولی) مادر چند سالی است که فوت کرده دخترک 15 ساله است و درس می خواند و 5 خواهر و برادر کوچکتر هم دارد و پدر پولی هم ندارد تا زن بگیرد.

(خانواده دومی) به  پدر پیشنهاد می شود که دخترت جوان شده به فلانی که زن اش مرده است بده و دخترش را برای خودت بگیر، این پدر زن هم دارد و روزگارش هم بد نیست اما دخترش اصلا" راضی نیست.

معامله انجام می شود، پدر ها خوشحال اند و دخترک اولی هم کمی راضی است، چون هم پدرش صاحب زن می شود و هم خودش از رنج یتیم داری خلاص می شود اما دختر دوم برای چی راضی باشد، البته سن پدرها دور و بر 50 است.

و ملا صاحب هم پیش قدم بوده و نکاح هم خوانده و حالا خودش رفته قم!

دخترک دوم خیلی نگران است، می گوید:عروسی نزدیک است، کمک ام کنید ورنه خودشی می کنم.

البته جای خوشوقتی است که قانون مبارزه با خشونت علیه زنان هم توشیح شد، برای پدرها هم جزاء پیش بینی شده و هم برای عاقد.

این قضیه در حال کار است، انکشافات بعدی را هم برایتان خواهم نوشت ( البته نام و نشانی را نخواهید )

اختلاس در دایکندی

جماعتی از دوستان خبرنگار بامیانی را یوناما برده است دایکندی که از ... گزارش تهیه کنند( دست شان درد نکند)
والی دایکندی گفته که یک شرکت راه سازی 70 لک دالر ( هفت ملیون ) را اختلاس کرده!!

هرچند که والی صاحب هم از پوست پاک نیست ولی تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!

اگر این جماعت خبرنگار هیچ دستاورد دیگر هم نداشته باشند، افشای این خرد و برد کمک بزرگی است برای مردم محروم دایکندی.

تغییر

دیروز با دوستی صحبت می کردیم، گفته شد که برخی رسانه ها مثبت اندیش نیستند، دائما" از زمین و زمان خرده می گیرند به مردم امید نمی دهند، از پیشرفت ها و تغییراتی که در زندگی مردم رخ می دهند گزارش نمی دهند.


کمی فکر کردم، حرف هایش بجا بود، برخی وقت ها من هم در اینجا به این مرض گرفتار می شوم.

هفته گذشته هفت پروژه در سیغان افتتاح شد، سیغان یکی از ولسوالی هایی بامیان است که عمدتا" تاجیک نشین است ولی هزاره ها هم حداقل یک چهارم این ولسوالی را تشکیل می دهد، افتتاح ساختمان اداری ولسوالی مهمترین آن بود، ساختمان چهار ولسوالی دیگر طی چند سال اخیر ساخته شده بود، تا حالا ولسوالی ها فاقد تعمیر بوده اند!!


یونسکو هم دو مرکز آموزشی در حیدر آباد ساخته، حیدر آباد در مرکز بامیان قرار دارد که بیش از 500 خانواده در آن زندگی می کنند، ساختمان دو مکتب و یک کلینک هم بطور اساسی جدیدا" ساخته شده و آب لوله کشی هم پارسال از دره دوکانی کشیده شده و برق آبی هم دو سال پیش، حال آنکه در زمان طالبان اکثر این خانه ها خراب و سوختانده شده بود.


یک موسسه دیگر بنام دافکو نیز سیستم تصفیه شنی آب را برای مردم یک قریه آموزش داده و برایشان ساخته است، توضیحات بیشتر را در زرد سنگ  بخوانید، بامیان با آنکه آبهای جاری و چشمه سارهای فراوان دارد اما فاقد آب صحی (بهداشتی) است.

پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹

اطفال و سوء استفاده

دیروز روز جهانی مبارزه با سوء استفاده از اطفال بود.
وضعیت اطفال ما در این زمینه خیلی قابل تعریف نیست.
اینکه دولت ما در این زمینه تعهدات خود را انجام داده اند یا نه هم قابل تعریف نیست.

هفته گذشته یکی از همکارانم از معادن ذغال سنگ کلیچ و اشپشته کهمرد دیدار کرده بود، صدها طفل در این معدن مشغول کارند و قرادادی هم راضی اند و مقامات محلی هم در این زمینه هیچگونه تدبیری ندارند.

عکس زیر یکی از این کارگران کوچک را نشان می دهد