۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

فقدان یک دوستدار علم

دیروز شنیدم که آقای ... هنگام نجات یکی از همکارانش در رودخانه پنجشیر واقع در پل صیاد  ولایت کاپیسا غرق شده است.

یک ماه پیش که پستی تحت عنوان صدای دانشجو نوشته بودم، به فاصله چند ساعت بعد از نشر آن پست، محترم ... به من تلفن زد و گفت می خواهد آن دانشجو را کمک کند و آدرس همکارش در بامیان را داد که آن دانشجو را به او معرفی کنم، 

در تماس بعدی به وی گفتم تا چه موقع آن دانشجو را حمایت مالی می کند؟ و گفت اگر در شغل فعلی اش بماند، تا پایان دوره تحصیل آن دانشجو به وی کمک خواهد کرد، خدا حافظی کردم و دعوت اش کردم اگر به بامیان آمد، حتما" به من سر بزند و او گفت: حتما"

من این دوست را ندیده ام، او از وبلاگم تعریف کرد و آنرا یگانه منبع خبری موثق درباره بامیان خوانده و تشویق می کرد که آنرا ادامه دهم.

برای معلومات بیشتر به آن همکارش تلفن زدم و او گفت علی رغم تلاش های زیاد تا لحظه تحریر این پست از آقای ... خبری دریافت نشده است، دعا کنیم که این دوست خیرخواه قوم و دوستدار علم و دانش به سلامت باشد. 

(تذکر: بنا به خواهش برخی از نزدیکان نامبرده، هویت ایشان را فعلا" محفوظ خواهم داشت)

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

جنگ قومی!

دیشب در بحث "کنکاش" تلویزیون طلوع یکی از مهمانان هزاره گفت: ادامه وضعیت جاری (حذف هزاره ها از حکومت و تک قومی شدن کابینه) کشور را به دهه 90 و جنگهای قومی پیش خواهد برد!

من که تحلیل گر و کارشناس نیستم اما به عنوان یک شهروند یا باشنده این آب و خاک فکر می کنم، چنین تصویری هم درست نیست، چرا ما به دست خود آنچه که تاکنون در این هشت ساله بدست آوردیم، خراب کنیم و به سوی دوران پر از الم، فاجعه و درد حرکت کنیم یا دورنمای ما بدان طرف باشد؟

چرا ما وضعیت را به سوی رادیکالیزه شدن و افراطی گری سوق می دهیم؟

من حق دارم که ناخشنودی ام را از چنین سیاست ها و رویکردهایی نشان دهم، اگر بازهم چنان شود که آقایان پیش بینی آنرا می کنند، من حاضر نیستم خود را قربانی آمال و آرزوهای رهبران عافیت طلب نمایم،

در طول هشت سال گذشته آقایان نشان دادند که اگر معاون یا وزیر عدلیه، فواید عامه، ترانسپورت، معدن، مبارزه با مواد مخدر، زراعت، پلان و ...  باشند برای من هزاره هیچ کاری نکردند و نخواهند کرد.

آقایان! مشکل را از طریق رایزنی، لابی گری و بازی های سیاسی حل کنید، مردم بیچاره را درگیر نکنید، اگر خیری به ما نرسانده اید لااقل شر مرسانید!

بچه ها در بند امیر

دوستی نظر داده بود که چرا در عکس هایت خانم ها یا خانواده ها در بند امیر دیده نمی شود، عرض کنم زنان هم زیاد بودند اما عکاسی از آنها خطراتی بدنبال دارد، یعنی ضررش بیشتر از فایده اش است!

در این پست عکس هایی از فرزندانم را که در بند امیر گرفته ام تقدیم می دارم.

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

مردم در بند امیر

جمعیت زیادی در چنین هنگامی به بند امیر می آیند، چند قطعه عکس از آنها گرفتم که اینک تقدیم می شود.

میله  

 
 بازی و شادی

شفا یا ...
پیرمرد معلول بیچاره را در آب افکندند، بعد از اینکه از آب بیرون کشیدند فکر کردم به شوک رفته اما خوشبختانه دیدم که سرحال آمد، اندکی آن سو تر با اطفال و زنان نیز چنین می کردند!!!

پارکینگ وسایط نقلیه از نوع مدرن و سنتی اش

هوتل چی ها هم بساط رزق و روزی شان را پهن کرده اند اما کمتر سود عایدشان می شد، اکثر مردم خودشان امکانات و غذا آورده بودند.

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

طبیعت بند امیر

چند روزی است که هوا گرم شده، به قول استاد مالستانی به علت تغییرات آب و هوایی نه زمستان شکل زمستان را دارد و نه بهار و نه تابستان تا چند روز پیش هر روز ابر بود و باران که این وضعیت برای کشاورزان چندان خوشایند نیست، آفت سرخی یکی از عوارض این آب و هواست؛ این گرمی هوا بهانه ای شد برای رفتن به بند امیر.

سرک بند امیر تا دو راهی یکاولنگ- بندامیر، اکثر جاها زیر سازی اش تمام شده، کوتل شهیدان- شیبرتو و کوتل قرغنه تو-خم نیل در حال هموار کردن تپه خاکی کار جریان داشت و در چند نقطه دیگر کار ساخت پلچک ها ادامه داشت، مابقی راه را می شد با سرعت 100 هم طی طریق کرد، سرک خم نیل- بند امیر هم که بصورت درجه دو در حال کار است، قسمت های زیادی از زیر سازی آن تمام شده است ولی فکر می کنم در چند نقطه سراشیبی آن مستقیم و طولانی ساخته شده که نفس موتر های ضعیف تر را در برگشت خواهد گرفت.

اما دستاوردهای این سفر را که عکس هایی از بند امیر است در سه پست به دوستداران بند امیر، آنانی که بند امیر را ندیده اند یا از آن دور اند، تقدیم می دارم.
 نمایی از بند هیبت از ابتدا و انتهای  آن
آبشارهای بند هیبت

بند پنیر

آبشارهای بند پودینه

به قرار شنیده ها جشنواره دوم راه ابریشم هم امسال سوم اسد یا 25 جولای در بامیان و بند امیر شروع خواهد شد و این فرصتی است برای حظ بردن از طبیعت زیبای بند امیر!