۱۳۸۷ دی ۲۶, پنجشنبه

بامیان ولایت صلح

به گفته مسئول برنامه آغاز نو یا پروگرام جمع آوری سلاح های غیر قانونی و انحلال گروپ های مسلح غیر قانونی (دایاگ) قرار است سال آینده بامیان ولایت صلح اعلام شود.

ولایت صلح اعلام شدن بامیان از سوی یک موسسه مربوط به ملل متحد به عنوان اولین ولایت پیامد مثبتی می تواند داشته باشد و دلیل دیگری است بر صلح خواهی، امنیت طلبی، قانون پذیری و زمینه برای انکشاف تا دیده شود آیا واقعا" کابل نشینان و جهانیان این پیام را درک خواهند کرد؟

۱۳۸۷ دی ۲۴, سه‌شنبه

نگاه مرد سالار

دیروز در تعقیب خبر تجاوز و سقط جنین خانگی گزارشی را برای رسانه ای تهیه می کردم و با خیلی مقامات و افراد گفتگو کردم، شخصی که قبلا" وی را صاحب مفکوره انسانی می دانستم ( بخاطر احترام به حیثیت و آبرویش از ذکر نامش خودداری می کنم ) در ادامه گلایه از همزمانی نشر خبر فوق و ایام عاشورا و ... گفت اصل ماجرا تجاوز نبوده است و بعدا" با صدای آهسته گفت دخترک گفته است طرف از اول پول می داد و بعد" خوش خودم هم می آمد!!!"

بعدا" به سراغ داکتر غلام محمد نادر رئیس شفاخانه هم رفتم، نگرانی دوستان را با وی در میان گذاشتم، او صداقتمندانه گفت: حال دختر خیلی خراب بود، ما کاری کرده نمی توانستیم، او با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کرد، پدر پیرش در عمرش کابل را ندیده بود، هیچ پولی هم نداشت و ... اگر چنین نمی شد، کجا آیساف هلی کوپتر روان می کرد؟ آن دختر اکنون در شفاخانه آمریکایی ها در بگرام زیر دستگاه نفس مصنوعی، دستگاهی که هیچ شفاخانه ای در افغانستان ندارد، قرار دارد.

او در ادامه گفت، وقتی که پلیس جنایی قومندانی متهم را همراه تعدادی دیگر برای شناسایی نزد دختر قطار کرد، دختر با آنکه حالش خراب بود، متهم را شناسایی کرد و گفت این آدم بر من آن کار را کرد، او انکار کرد و دختر گفت: "روی تو سیاه، تو اون روز چاقو ره ده برار ریزه مه ندادی که برو بلدرغو بیار و خود تو ده جان مه توپ کدی؟" مرد در میان پلیس و افراد دیگر خجل شد و چیزی نگفت و اعتراف کرد!

امشب بارها به گفته آن شخص محترم و اندیشه هوس آلود وی فکر کردم، هنوز تنم می لرزد، چرا بعضی از ما مردها هرچند با هیبت به ظاهر مقدس چنین فکر می کنیم؟ اگر آن قربانی 14 ساله دختر این آقا بود آیا چنین نظری داشت!

و متأسفانه بسیاری از مردهایی که پست هایی هم در دستگاههای اجرایی دارند چنین فکر می کنند و دوست دارند گناه را به گردن دخترک بیندازند!

۱۳۸۷ دی ۲۳, دوشنبه

اتحاد آخوند سنتی و شبه روشنفکر

آخوند سنتی و محافظه کار: نشر خبر سقط جنین خانگی در بامیان، آنهم توسط بی بی سی توطئه ای است برای ضربه زدن به جامعه هزاره و بامیان درست در ایام عاشورا.

شبه روشنفکر مقیم کانادا، اروپا یا آمریکا: نشر این حقیقت سبب بی آبرویی یک خانواده و در کل مردم هزاره جات شده است.

اما حقیقت: نشر خبر فوق به ویژه در این وبلاگ بدون نام قربانی و حتی ولسوالی قربانی تنها و تنها به هدف نجات حیات یک انسان صورت گرفته است و خوشبختانه به این مهم دست یافته است.

خانواده به شدت فقیر، پدری که حتی تاکنون کابل را ندیده است و قرانی برای خرچی هم ندارد و دخترش با مرگ دست و پنجه نرم می کند، سه روز هم رخصتی است و جامعه هم فقط به پول اهمیت می دهد، شما چه راهی را برای نجات این فرد سراغ دارید؟ چه باید می شد؟ آیا اعتبار و حیثیت بامیان اینقدر شکننده است که با نشر یک خبر جنایی نابود می شود؟

نجات جان یک انسان نجات جان بشریت است این نص صریح قرآن است اگر مسلمانید! و اگر به انسانیت باور دارید تنها راه نجات دختری بی گناه و قربانی و کشاندن آن به بهترین و مدرن ترین شفاخانه افغانستان آنهم از طریق هلی کوپتر و به پنجه قانون کشاندن عاملین غیر از راه فوق چه می تواند باشد؟

همین ماه گذشته زن جوانی حین زایمان با مشکل بر می خورد، شفاخانه جواب می دهد که باید به کابل برود، آنهم از طریق هوا ( روزانه حداقل یک پرواز از میدان هوایی بامیان مختص موسسات صورت می گیرد ) اما هیچ کس به داد این زن نرسید، سرانجام با موتر انتقال داده شد و در کوتل شیبر جان به جان آفرین تسلیم کرد.

چندین قضیه تجاوز و ... بدون حضور مطبوعات با چند سیر قروت، نمد، ذبح گوسفند و گاوی بدون خواست و نظر قربانی فیصله گردیده است.

آینه اگر قامت ات را کج بنمود، خود شکن، آیینه شکستن خطاست.



۱۳۸۷ دی ۲۱, شنبه

خیانت، تجاوز، عرف و قتل

دخترک قربانی را خانم ام روز عاشورا در شفاخانه بامیان ملاقات کرد، حالش چندان رضایت بخش نبود، صدیقه پرستارش از قول وی گفت: حدود هفت-هشت ماه پیش ما به ییلاق رفته بودیم ( چراگاهی بیرون از قریه که خانواده برای چرای گاو و گوسفندانشان می روند )، در نزدیک جایی که ما خیمه زده بودیم قرار بود مکتبی ساخته شود،

موتر کمازی سنگ می آورد و پدرم موتروان را برای صرف گیلاس دوغ یا چایی دعوت می کرد، روزی موتر وان به خیمه آمد، غیر از من کسی نبود، او دست و پای مرا بسته کرد و به من تجاوز کرد، من ترسیده بودم، می لرزیدم قضیه را به مادرم گفتم، او هم ترسید و گفت به کس نگو! موتر وان به مادرم گفته بود که وی را عروسی خواهد کرد در حالیکه وی زن و بچه دارد.

بعد از چند ماه متوجه شدم که باردار شده ام بالاخره دو هفته پیش مادر و برادرم مرا گفتند بیا در طویله، دست و پایم را بستند، من با دیدن تیغ ریش و فشار مادر و برادر از هوش رفتم، بعد که به هوش آمدم دیدم شکم ام درد می کند و ...

بامیان در هفته سوم جدی

محرم و عاشورا حرف اول هفته بود به تبع آن دسته های عزاداری که با موتر و موتورسیکل در حرکت بودند، سینه زنی و مداحی و سخنرانی عهد بوق تا به شکل مدرن از کوچه و دلده گرفته تا قابلی پلو همه در این هفته اتفاق افتاد و مقامات هم یا در روضه خواندند یا روضه گوش کردند از پروژه و خبرهای دیگر هم خبری نبود.

تنی چند از جوانان بامیان نیز روز عاشورا خون خود را به شفاخانه بامیان اهداء نمودند.
روز گذشته عده ای کاروان های عزادار که به مسجد رهبر شهید جمع شده بودند در حمایت از مردم فلسطین قطعنامه ای را تصویب کرند و برای جنگ با اسرائیل اعلام آمادگی کردند!!

قضیه تجاوز بالای دخترک 14-15 ساله و دریدن شکم وی برای سقط جنین توسط تیغ ریش و کشتن طفل وی و ... از داغ ترین خبری بود که درست شب عاشورا رسانه ای شد، نزدیک بود این خبر زیر کوچه و دلده شود.

اما دفاع از جان یک انسان بی گناه و قربانی و اعلام انزجار با عاملین قضیه مرا بر آن داشت که نگذارم این قضیه فراموش شود، معدود اینترنت بامیان هم در آن غروب بسته شده بود و سه روز هم رخصتی بنائا" به دوستانی در بی بی سی، صدای آمریکا، تمدن، فردا و نسیم فکرت زنگ زدم، خوشبختانه بی بی سی آنرا جدی گرفت و سبب شد که دخترک با هلی کوپترهای آمریکایی ها شب هنگام روز یازدهم محرم به شفاخانه بگرام منتقل شود.

بی شک حمایت قاطع محترمه سرابی از این قربانی و رسانه ای کردن قضیه، جدیت پلیس در دستگیری عاملین و حمایت دوستان خبرنگار از حقوق یک انسان در نقطه ای دور افتاده به نظر من از روضه خوانی بر کربلای سال 60 هجری یا کربلای غزه مهمتر است، زیرا این فعالیت ما منجر به نتیجه ملموس و مثبت شد، من به سبب نقشی کوچک که در این مهم ایفاء کردم احساس نیک و موفقیت دارم.

۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه

سزارین با تیغ ریش

دختر مورد تجاوز قرار گرفته، هشت ماه می گذرد، شکم کلی بالا آمده، چکار باید کرد؟
در طویله می برم و با تیغ ریش شکم را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و شکم را پس می دوزم و طفل را یک جایی گم و گور می کنیم.

مادر و پسر این تصمیم را عملی می کنند و طفل را زیر خاک کرده و شکم را با تار پلاستیکی بوجی کچالو و جوال دوز می دوزند اما ...
عفونت و ...

شفاخانه و بهانه سگ خوردگی و تعقیب قانونی.
متجاوز که موتر وان یک شرکت بوده دستگیر می شود، رحم، مثانه، روده و ... دختر آسیب دیده و اکنون تحت درمان است.

نتیجه:
دهات، نبود داکتر و شفاخانه، فقر، عدم تعهد اخلاقی، لکه ننگ، غیرت، نام بدگی، زنا، حبس و ...

خرید انزجار

چندی پیش در کنفرانس مطبوعاتی نیروهای یاری امنیت یا آیساف اشتراک داشتم، آخرین گپ فرمانده آنها این بود که ما از هزاران کیلومتر دورتر جان های خود را به خطر می اندازیم و آمده ایم تا شرایط امنی را فراهم کنیم تا افغانستان به رشد، انکشاف و بازسازی برسد.
ما از رسانه ها می خواهیم که این پیام را به مردم برسانید.

اما حمایت از اسرائیل در جنگ نابرابر با حماس در غزه، مخالفت اش با صدور قطعنامه علیه اسرائیل و ... همگی چهره آمریکایی ها و غربی ها را در جهان اسلام و افغانستان مخدوش می کند، آیا آمریکایی ها این مسئله را نمی دانند؟