دیشب علی رغم سردی هوا و ترس از شیوع آنفلوانزای نوع آ شال و کلاه کردم و رفتم سراغ مساجد قریه، آنهم وقت سینه زنی، مسجد و تکیه خانه اولی پسرک نوجوانی می خواند " زینب مضطرم الوداع الوداع"، سینه زنان اش هم معدود و عده ای طفل بودند؛
زود بر آمدم رفتم به تکیه خانه دومی، جنب و جوش زیاد بود و صف های سینه زنی هم منظم و جوانی می خواند "فاطمه بیا امشب دشت کربلا بنگر" و حدود 200 نفری سینه می زدند، یکی دو دسته مساجد هم جوار هم با علم و بیرق شان آمدند و سینه زدند، البته زنان همچنان یا در پس پرده یا غایب بودند.
بیش از سی سال است که همین نوحه ها را چه در کابل، چه در قم و چه در بامیان می شنوم، خلق الله هم بیچاره ها می آیند و این آیین را تجلیل می کنند بی آنکه تغییری در آن ایجاد کنند تا تغییری در زندگی و رفتار و کردارشان بیاید این وظیفه آنها نیست وظیفه متفکرین و روشنفکران و ... است.





