دیروز از اولین سالگرد رحلت فرمانده سلحشور دوران جهاد و مقاومت بابه علی یار-مزاری ترین یادگار مقاومت- در شهر یکه و لنگ تجلیل به عمل آمد.
قرار بود که استاد محقق در این مراسم سخنرانی نماید اما به گفته برخی از دست اندر کاران نامبرده روز گذشته از سفر خارجی برگشته و امکان مسافرت به یکه و لنگ هم برایشان مهیا نشده بود و نتوانسته شرکت کند.
واعظ زاده بهسودی مقداری کلی گویی کرد و آخر سر هم به کسانی که دین و دینداران را مورد هجمه قرار می دهند -لائیک ها- حمله کرد.
رحیم علی یارزاده والی سابق، یکی از فرزندان بابه علی یار و کاندید ناموفق پارلمان از آنانی که به او رأی داده یا نداده اند تشکر کرد و علت شکست خود را کمبود کاغذ رأی دهی و ... خواند و تجلیل از یک شخصیت ملی را به کمپاین شخصی اش تبدیل کرد.
جمعیت انبوهی اشتراک کرده بودند، متأسفانه مسجد الغدیر- مسجد جامع یکه و لنگ- گنجایش آن همه مردم را نداشت و سیستم صوتی خوبی هم برای آنانی که در بیرون بودند تدارک دیده نشده بود، علی رغم آن همه تبلیغات، بنر و بیلبورد.
ما متأسفانه در ساخت مکان های عمومی خویش دچار افراط و تفریط می شویم، روز نهم محرم که به مسجد یا حسینه حیدر آباد-مرکز بامیان- رفتم دیدم که بتازگی حسینه جدید آنجا اعمار شده که طول و عرض آن- زیربنای ساختمان- حداقل 30 در 30 متر بود، یعنی نیم جریب زمین( 1000 متر مربع)، با سیستم صوتی گوش خراش و فرش های قالینی نو همه و همه با بودجه سهم هر خانه! و در کنار آن مسجد جامع مرکز یکه و لنگ 100-120 متر مربع!
سرک بامیان- یکه و لنگ خیلی از قست های آن قیر شده و باقی قسمت ها هم کار جریان داشت اگر با سرعت بروی یک و نیم ساعته می رسی؛ قبل از این، این مسیر 100 کیلومتری را حدود 4 ساعت باید می پیمودی، بیش از یک سال بود که به این شهر سفر نکرده بودم، وضعیت بازار و مردم در نگاه نخست تغییر چندانی نکرده بود.