۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

هفت و هشت ثور

امروز هفت ثور است، چند سال پیش اینطرف هورا و زنده باد بود و آنطرف روز سیاه و مرده باد و فردا هشت ثور است، برای عده ای روز سیاه و برای عده ای روز سپید.

اگر از سیاه و سفید عبور کنیم، رسم بر این بود که در چنین روزی رسم گذشت یا رژه در کابل انجام می شد و گویا بدلیل مسایل امنیتی یا ضعف مدیریت امنیتی این مراسم برگزار نمی شود.

رسم گذشت یک رسم جالب و جذابی است همیشه آنرا دوست داشتم، روزی غرور انگیز و شادی آفرین است، به یکی از دوستان پیشنهاد کردم چرا این مراسم در بامیان انجام نمی شود؛ اینجا یک مرکز تعلیمی پلیس دارد با صدها پلیس در حال آموزش و خوشبختانه که دو کیلو متر سرک آسفالته هم موجود است و نیم کیلومتر سرک کانکریتی و تعدادی رنجر پلیس و اردوی ملی؛

برای اینکه غم و یأس و نومیدی را از چهره این مردم بزداییم باید این مراسم را اینجا که امنیت و صلح حاکم است برگزار کرد.

اما گویا چنین نیست و فقط سخنرانی است و ...
پس سه روز رخصتی است و طبیعت هم شاداب و بهاری؛ رسم گذشت ما در دامان طبیعت زیبای دامنه های کوه بابا خواهد بود.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۵, یکشنبه

فریاد برای وجود

از بس که بعضی ها شعار قوم گرایی -هزاره گرایی- سر می دن، حال آدم گرفته می شه، می خواستم کمی از این فضا و حال و هوا دور شوم، باید کمی ملی تر اندیشد و ظرفیت تحمل پذیری خود را بالا برد و راههای اعمار صلح و برادری را جستجو باید کرد.

ولی دیروز حکایتی را دوستی نقل کرد که تمام شب را به آن فکر کردم و راهی به نظرم نرسید؛

در حدود صد خانواده مهاجر -هزاره- چند سال پیش در 15 کیلومتری مرکز بامیان -توپچی- در دامنه کوهی خشک از طرف شاروال و والی وقت اسکان داده شدند و مردم بومی قریه -تاجیک-  آنها را نمی خواستند، اکنون این دعوا به مراحل حساس خود رسیده و مردم قریه تهدید به خون و خونریزی کرده اند!

دو سال پیش شاروالی برای عده ای بی خانمان -هزاره- در جر خشک و لم یزرع جگره خیل -مدخل شهر بامیان- زمین برای خانه توزیع کرد و مردم قریه -تاجیک- آنها را نمی گذاشتند که خانه درست کنند و چند روز پیش که ماشین های راه سازی رفتند آنجا تا برای آنها سرک بسازد مردم قریه آنها را راه نداده اند!

شاروال می خواهد برای هزاره های ساکن در مغاره های اطراف بودا در قول بیدک -پشت سر پیکره های بودا- زمین توزیع کند بازهم مردم محل -تاجیک- مانع این پروژه هستند!

پس هزاره بی چاره کجا برود، هر آنچه دشت و زمین های حاصل خیز است از شماست، از بد روزگار با هزار زحمت بر بالای کوههای عام که نه آب دارد و نه سرک، خانه ساخته اند و حال شما در اینجا هم دیده ندارید.

این کارهاست که من و امثال من هزاره را وادار می کنه که برای تثبیت خودم، آنهم در پایتخت تاریخی ام فریاد کنم، آیا این فریاد هزاره گرایی است؟

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

با محمد جواد خاوری

امروز چاشت والی صاحب برای محمد جواد خاوری ضیافت ناهاری را ترتیب داده بود، عده ای از فرهنگیان و اصحاب رسانه جمع بودند و من هم طفیلی رفته بودم.

ابراهیم اکبری که سابقا" معاون سرابی و نیز ولسوال پنجاب بود و جدیدا" به حیث رئیس اطلاعات و فرهنگ مقرر شده است، یکی از میزبانان این جلسه بود (مهمانی در مرکز میراث های فرهنگی دایر شده بود)

محمد جواد خاوری، قرار است قصه های فولکلور مردم بامیان را جمع آوری و منتشر کند، البته به سفارش برنامه اکوتوریزم و امیر فولادی.
خاوری از سرابی به عنوان مسئول و زمامدار خواست که زیربال فرهنگ و فرهنگیان را بگیرد و ادامه داد: کار من بیشتر دغدغه شخصی بوده است، اگر من پشتوانه و تیمی همراه می داشتم بجای انتشار 4 الی 5 اثر باید 20 الی 30 اثر منتشر می کردم.

او افزود: فرهنگ و داشته های ما ارزشمند است، از دست دادن اش ضایعه است، اگر همه به امور روزمره گی خود مشغول باشیم و در موسسه ای پول در آوریم، هویت ما چی می شود؟ 

این محقق فرهنگ هزاره در پایان گفت: باید پشتوانه فرهنگی خود را همیشه همراه خود داشته باشیم.
از خاوری تاکنون چند اثر ارزشمند چون دوبیتی های عامیانه هزارگی، امثال و حکم مردم هزاره، قصه های هزاره های افغانستان و کتاب گل سرخ دل افگار (که به آب داده شد) چاپ شده است.
نصرالله توکلی هم، به افتخار مهمانان در هوای پاک و بهاری بامیان دمبوره ای هزارگی را کوک کرد.
خاوری تا هفته دیگر در مرکز بامیان خواهد بود، کوشش خواهم کرد از مصاحبت با این عزیز فرهیخته بازهم مستفید شده و شما را هم در جریان بگذارم.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

کاندید پارلمان

محمد کریمی از فرهنگیان بامیان است، روز گذشته گفت شعری را در حال و هوای ثبت نام کاندیدان سروده است، چون در بامیان رسانه ای آزاد، مستقل و محلی به نشر نمی رسد، از من خواهش کرد که آنرا نشر کنم؛ من هم تقاضای این دوست را لبیک گفتم و اینک شعر ایشان:

کاندیدای پارلمان
عده ای آماده اند کاندید پارلمان کنند 
     رایزنی و مشورت دارند تا اعلان کنند
چوکی های شورا چو دلبر بر همه چشمک زنان  
شیفته گانش را بسوی خویش سرگردان کند
بر وصالش بگذرد از پول و دارایی خود  
یا به دلبر می رسد یا حذف رقیبان کند
آنکه بر شورای ملی ثبت نامش می کند 
با خلایق صحبت و رفتار با احسان کند
بعد ختم انتخابات این خصال اثبات شد  
مردمان را بعد از آن نفرین یا نسیان کند
آنکه عزمش جزم می باشد که ما رأی می بریم 
بر علیه او کسی آراء او پسمان کند
برخی شان دارند یقین پیروز میدان می شوند 
بعضی شان تصمیم دارند دیگری خسران کند
در رجوع و ارتباطند نامزدان در این زمان
  نزد اربابان قدرت تا که پشتیبان کند
کاندیدانی دل به احزاب سیاسی بسته اند 
تا که نقش خویشتن را عمده و آسان کند
هر یکی اظهار می دارند که کاندید کم شود
  لیک هرکس بر مرادش کثرت یاران کند
قد بلندک می کنند افرادی در این معرکه
   تا به نفع دیگری آخر بده بستان کند
کاندیدان برجسته می سازند قوم و منطقه 
تا از این ره مردم خواب دیده را چالان کند
این قلم حیران بود آخر به کی رأی می دهد
  کاندیدی از قوم خود یا اصلحی پرسان کند.

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

شکوفه سیب

بهار بامیان تازه شروع شده است، بوی بهار، طراوت، سر سبزی، بوی باران و شکوفه های سیب، ...

امروز، شکوفه سیب را دیدم که بسیار طنازی می کرد، عکسی از وی گرفتم و تقدیم می کنم به شما.


۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

درگذشت یک بانوی نمونه

خانم صدیقه مهرآیین خواهر دوست و همکار عزیزم مهدی مهرآیین هفته گذشته بر اثر بیماری قلبی در سن 29 سالگی به رحمت خدا پیوست.
فردا سه شنبه ساعت یک و نیم الی سه بعدالظهر در مسجد رهبر شهید بابه مزاری مجلس فاتحه از طرف مهدی و علی مهرآیین برگزار می گردد.

صدیقه مهرآیین در مشهد متولد شده بود در سال 1373 همراه فامیل به افغانستان - مزارشریف بازگشت، عضو فعال زنان حزب وحدت، بنیاد رهبر شهید، مدیر لیسه ابوذر غزنوی و عضو هیئت تحریریه نشریه گوهر؛ ارگان نشراتی زنان حزب وحدت در مزار بود در سالهای قتل عام طالبان در مزار روزهای سختی را تجربه نمود.

در دوره جدید و پس از ازدواج در شهر پلخمری سکنی گزید، معلم کورس های سواد آموزی، کارمند ریاست امور مهاجرین و امور زنان ولایت بغلان بود، اعتماد به نفس، جرأت و جسارت وی نمونه بود.

او بر اثر یک بیماری ساده و عدم تشخیص و درمان صحیح داکتران افغانستانی چند بار عملیات شد، نهایتا" راهی پاکستان برای تداوی گردید اما در کمال ناباوری در عنفوان جوانی جان به جان آفرین تسلیم کرد، خانواده فرهنگی اش را عزادار ساخت و تنها کودک بازمانده اش را تنها گذاشت.

روحش شاد باد!

۱۳۸۹ فروردین ۲۹, یکشنبه

راهنمای انتخابات

دیروز کتاب "راهنمای انتخابات در افغانستان" در دانشگاه بامیان معرفی گردید.
این کتاب توسط بابک خلعتبری و کارنیلیوس ادیبار نوشته شده و توسط دکتور ودیر صافی استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل ترجمه گردیده است.

این کتاب را مرکز ملی تحقیقات و پالیسی دانشگاه کابل با حمایت مالی موسسه Konrad Adenauer Stifung نشر کرده است.
کتاب در سه فصل "دموکراسی افغانی، آمادگی و جریان مبارزات انتخاباتی شما" نشر شده است؛ این کتاب راهنمای خوبی است برای کسانی که می خواهند نامزد انتخابات، بویژه انتخابات پارلمانی باشند.

خانم ملیحه حسن استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل در سمینار یک روزه، این کتاب را برای اساتید دانشگاه و پاره ای از فرهنگیان معرفی نمود.

این استاد دانشگاه واقعیت تلخی را اعتراف کرد که چرا برای معرفی یک کتاب و جمع آوری نظرات کارشناسان، آنها ولایت به ولایت راه بروند، عده ای را دعوت کنند، نان چاشت و سفریه بدهند و ...؛

او گفت علت این است که روحیه کار علمی در بین اساتید و کارشناسان وجود ندارد و گرنه به محض انتشار این کتاب باید اساتید فن و کارشناسان آنرا مطالعه کنند، نظر بدهند و نقد بنویسند و .... اما فعلا" چنین وضعیتی وجود ندارد.

این استاد دانشگاه کابل گویا اساتید دانشگاه بامیان را دست کم گرفته بود و اساتید دانشگاه بامیان هم میدان را برای ابراز نظرات علمی و کارشناسانه! خودشان فراخ دیده بودند.
به هر حال کسانی که مایل به شرکت در انتخابات هستند، توصیه می کنم حتما" این کتاب را از آدرس فوق یا دانشگاه بامیان از "استاد امانی" دریافت کرده و مطالعه کنند.