۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه

این دود و آن دود

امروز از یک خانه در قریه تنور بهسود دود خارج می شد، خیلی خوشحال شدم، این دود علامت زندگی بود، بعد از 15 روز که تمام قریه کوچ کرده بودند این اولین خانه است که به قریه آمده اما هفته پیش دودهایی را می دیدم که هست و بود هزاره را می سوزاند.
اکنون در قریه نقشی دایمیرداد هستم در جمع عده که برای یافتن جنازه یک شهید آمده اند اما تاکنون نیافته اند.
یک شهید دیگر بنام سلمان را که جنازه اش را دیروز یافته بودند امروز در دایمیرداد دفن کردند.
کوچی در دشت کتب در حال عقب نشینی است.

۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

بر مزار شهید

امروز بعد ازظهر پیکر شهید داراب، یکی از شهدای تیزک، غریبانه با حضور 4 یا 5 نفر به خاک سپرده شد.
جنازه این شهید امروز بعد از گذشت 12 روز یافت شد، اندکی بر مزار این شهید توقف کرده و بر مظلومیت این مردم گریستم.
امروز هم آثار زیادی از ظلم و بیداد کوچی نما ها را دیدیم و مستند سازی کردیم.‏
استاد خلیلی هم امروز از ساحات آسیب دیده بهسود و دایمیرداد دیدن کردند وی را در مدرسه علمیه دان گرماو در حال سخنرانی برای عده ای از مردم محل که برای سرکشی از خانه هایشان آمده بودند دیدیم.
ظاهرا" کوچی ها از تمام مناطق اشغال شده عقب رفته اند و گفته میشود بیش از دو میلیون دالر از کرزی به عنوان خسارت دریافت کرده اند. ‏‎ ‎

۱۳۸۹ خرداد ۸, شنبه

از بهسود

امروز از سر کجاو تا گرماو و لته بند الی دان تنور را پیمودیم کوچی ها در حال بازگشت اند.
دیروز اشاره کردم که باید از استاد خلیلی حمایت کرد،

ایشان با ما زیاد صحبت کرد شاید طرح برخی از انها در اینجا صلاح نباشد باز هم میگویم برای اینکه پروسه حق خواهی اخیر ما نتیجه مطلوب دهد ما باید از خلیلی حمایت کنیم و او هم به حمایت ما ضرورت دارد.

۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

در بهسود 2

لحظاتی پیش با استاد خلیلی در دان سیاسنگ_بهسود دیدار داشتیم.
به گفته ایشان پروسه خروج کوچی ها امروز شروع شده و تا چند روز دیگر پایان خواهد یافت.
وی تا ختم این پروسه در اینجا خواهد ماند.

باید از اینگونه حرکتهای عدالت خواهانه اقای خلیلی همگی حمایت کنیم.

۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

بازهم از بهسود

چند تن از دوستان تماس گرفته بودند و عکس های بیشتر از بهسود برای دادخواهی می خواستند، عکس هایم را باز هم مرور کردم و این سه قطعه را یافتم.

چشمه تاغی کجاو

چقدر سخت است که خانه هموطن ات در مقابل چشمانت بسوزد و تو فقط عکس بگیری و بگذری!

زیر کوتل خرسخو، در سرچشمه سیاخاک  اندکی توقف کرده و با مهاجرین دایمرداد صحبت کردیم، آنها احوال خانه و زندگی شان را از ما می پرسیدند!

۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

تجاوز و غارت مسلحانه

در سفر اخیر به بهسود، یکی از سربازان پلیس از برادران تاجیک که در روز تهاجم در منطقه بود با موبایل اش عکس هایی از کوچی های مسلح که در حال غارت اموال مردم گرفته بود، از وی خواهش کردم که این عکس ها را در اختیارم بگذارد که بی هیچ توقعی اجابت کرد،  می خواستم این عکسها که اسناد مهمی از جنایت و وحشی گری هستند از طرقی دیگر انتشار دهم اما فکر می کنم شاید دیر باشد.

برادر کجا با این عجله؟

کوچی طالب نیست، اما بیرق اش، آنهم در حضور قوای نظامی حکومت نشانه چیست؟

مال و منال هزاره، بردن اش حلال است

در مقابل کمره فاتحانه ژست گرفته است

حمل و استفاده از سلاح های مختلف برای کوچی مجاز است.

قدرت مردم

روز یکشنبه هزاران تن از مردم بامیان مظاهره ای صلح آمیز انجام داده و خواهان استعفای خانم سرابی از ولایت شدند.
حضور این تعداد جمعیت تاکنون در بامیان بی سابقه بود، حال بگذریم که عده ای دوکان های بازار را تهدید کرده بودند که بسته کنند اما شرکت هزاران نفر از اقشار مختلف و عموما" از قشر پایین جامعه می تواند حامل پیام های مهمی برای حکومت باشد.

من از نزدیک شاهد بودم که پیر، جوان، معلول، محصل و ... با انگیزه و احساس شعار می دادند و برای تغییر حرکت کرده بودند، اگر  سنگپرانی عده ای جوانان احساساتی بر دروازه ولایت بگذریم، این مظاهره نمایشی بود از روح مدنیت و منش آرام و صلح جویانه قاطبه مردم.
این دو تصویر از یک منطقه گرفته شده و شاید نیمی از جمعیت را نشان دهد
 
بی شک که عده هستند که بخواهند این حضور را به نفع منافع خویش قلمداد نمایند و ...اما زیبایی این حرکت مدنی در این است که مردم اینک از حقوق خویش آگاهی یافته اند، آنان از فقر، بیکاری، عدم دسترسی به آب صحی، نداشتن برق، نداشتن سرک، وعده های عمل نشده دولت، کندی انکشاف، کیفیت نامناسب معارف، صحت، پروژه های زراعت و ... شکایت داشتند و تنها راه حل این مشکلات را برطرفی والی می دانستند.

قدرت و اقتدار مردم در آن روز پایه های حکومت محلی را لرزاند و خواب را از چشمان مسئولین بی کفایت و فاسد ربود.
حکومت مرکزی یا محلی (سرابی یا کسی دیگر) باید این صدای مردم را جدی بگیرد و برای تحقق خواسته های مردم تلاش کند، حکومت محلی باید این پیام مردم را به حکومت مرکزی برساند اگر تبعیض یا تعصب را می بیند باید صادقانه آنرا با مردم در میان گذارد در این صورت مردم نیز با او  خواهد بود.
حاکمان محلی بجای هراس از تزلزل جایگاه شان در برابر حکومت مرکزی از سستی موقعیت شان در برابر مردم باید نگران باشند.
 
فعالین مدنی و حقوق بشر باید مراقب باشند که عده ای فرصت طلب این حرکت را قبضه نکند و در آگاهی دهی مردم کوشش مدام نمایند.