۱۳۸۹ آبان ۸, شنبه

نوربند قلاع

هوتل نوربند قلعه، دیروز رسمن افتتاح شد.
این هوتل را موسسه شهداء که مسئول و موسس آن داکتر صاحب سیما سمر می باشد احداث نموده است.
نوربند قلاع دارای 20 سوئیت دو نفره بوده و  آماده پذیرش مهمانان و توریستان در تمام ایام سال می باشد و از تمام سهولت های یک هوتل لوکس چهار ستاره برخوردار می باشد.

اینترنت 24 ساعته، غذاهای داخلی و خارجی، برق و سیستم گرمایشی مدرن-بخاری ذغالی ترکی- منظره ای زیبا در کنار رودخانه و در مجاورت شاهمامه و صلصال-جنب استادیوم ورزشی فوتبال- از خصوصیات این هوتل می باشد.

یکی از برجستگی این هوتل این است که عواید و درآمد آن صرف آشیانه سمر در بامیان و جاغوری خواهد شد.
در این آشیانه ها برای حدود 200 طفل یتیم و بی سرپرست و نیز زنان بی سرپرست زمینه زندگی، تعلیم و تربیه فراهم شده است.

در بامیان قبلن یک هوتل دیگر با این مشخصات یکی دو سال پیش افتتاح گردید-راه ابریشم- که مدیریت آنرا زوج افغانی-پنجشیری- جاپانی بر عهده داشتند که زمستان ها تعطیل بود و برای هر تخت شبانه روز 80$ قیمت داشت اما مسئولین نوربند قلاع گرچه هنوز نرخ گذاری نکرده اند اما می گویند از نرخ راه ابریشم کمتر خواهد بود.

از ویژگی دیگر این هوتل بافت سنتی آن می باشد که سقف آن از چوب و دیوارها هم از خشت خام ساخته شده است.

این هوتل یک سالن کنفرانس به ظرفیت 200 نفر را دارد که آماده برای کنفرانس، سمینار، ورکشاپ و محافل خوشی می باشد.

۱۳۸۹ آبان ۵, چهارشنبه

تشکر از هموطن

دیروز که پست "خدا داد" را نوشتم، بیشتر هدفم این بود که صدای وجدان خود را آرام کنم، که حداقل در برابر جیغ و گریه خداداد ساکت ننشسته ام و آن صدا را منعکس کرده ام و نهیبی زده باشم بازهم به امثال خودم که فقط به فکر خود و فرزندان خود نباشند!

امروز یکی از خوانندگان وبلاگم از آمریکا برایم ایمیل زده است و خواهان چگونگی کمک به "خداداد" شده است، من بخاطر این احساس پاک و انسانی این دوست، اشک ام در آمد و راههایی را برای چگونگی کمک برایش نشان دادم.

من چند بار دیگر هم که قصه هایی از زندگی کسانی که با درد و رنج دست و پنجه نرم می کنند- به ویژه دانشجویان دانشگاه- نوشته بودم که آن موقع نیز هموطنانی برایم ایمیل یا تلفن زدند و مشکل آنها را به نحوی حل کردند.

به این هموطنان و به این احساسات پاک انسانی عشق می روزم، از این روحیه انرژی می گیرم و خستگی وبلاگ نویسی هم برطرف می شود و با انگیزه بیشتر خواهم نوشت.

۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

خدا داد

خداداد چهار روز است که در همسایگی ما بدنیا آمده است، پدرش شاگرد یک مغازه است و ماهی 5000 افغانی در آمد دارد، والدین خداداد همراه شش خاله و  مادر بزرگ اش زیر یک سقف  اجاره ای زندگی می کنند.

پدر خداداد، پس از اینکه کاکایش از دنیا رفت و از او هفت دختر ماند، داماد، سرپرست و مرد خانواده آنها شد.

شب ها برودت هوا به چند درجه زیر صفر می رسد و خانه خداداد سرد است نه سوختی دارد و نه بخاری و بدتر از همه که در این مدت مادر خداداد شیر کافی هم ندارد، خداداد دایمن گریه می کند و جیغ می زند.

خداداد در شرایط مکانی و زمانی مناسبی به دنیا نیامده، خدا به داد خداداد برسد!
آیا خدا چنین شرایط را به خداداد داده است یا من و شما؟
اگر از لحاظ زمانی نتوان برای آمدن خداداد کاری کرد شاید از لحاظ مکانی بتوان شرایطی را فراهم کرد که حق خداداد است.
روزانه صدها خداداد با این شرایط در این ملک به دنیا می آیند، آنها حق دارند مانند نوزادان دیگر از تمام امکانات و سهولت ها برخوردار باشند.

قدر بخاری های گرم خانه تان را بدانید و مواظب عزیز نوربند تان باشید، برای خداداد، خدایی هست!

۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

باز هم بی طرفی بی بی سی

بخش دری رادیوی بی بی سی در تحلیلی از لیست کسانی که بر اساس نتایج اولیه به پارلمان دوم راه یافته روز چهار شنبه هفته گذشته گفت که تعداد نمایندگان هزاره، دو برابر شده است!

معلوم نیست که مبنای کتگوری بندی ژورنالیست محترم کدام معیار است؟ هزاره های دور قبل 30 بودند و حالا که خیلی زیاد شده باشند، تعدادشان به 40 نفر رسیده است، اگر مبنا را نمایندگان شیعه مذهب بدانیم که دور قبل 43 نفر بوده و دور جدید هم 50 نفر می باشند، چطور دو برابر شده؟ 

وانگهی اگر فی صدی جمعیت هزاره را آنچه را که در کنفرانس بن قبول شده مبنا قرار دهیم- حدود 20%، از مجموع 250 نماینده می بایست 50 نفر آن هزاره باشد نه 30 نفر.
به نظر می رسد که ژورنالیست محترم در این گزارش اهداف دیگر داشته است که می تواند ادعای بی طرفی بنگاه خبرپراکنی بی بی سی را خدشه دار کند.

خزان و زیبایی هایش

 دیروز که داشتم می رفتم خانه چند عکس از خزان بامیان گرفتم، به نظر خودم که عکس های بدی نیست و خزان بامیان هم زیباست، تمام عکس ها را اینجا گذاشته ام.

کنکور 89

صدها جوان از اقصی نقاط ولایت دایکندی و بامیان از یکی دو روز گذشته به قصد امتحان کنکور وارد بامیان شده اند.
این امتحان قرار است امروز، فردا و پس فردا برگزار گردد.


 دوسال پیش هنگام برگزاری کنکور به داکتر ستیغ وکیل دایکندی که اینجا آمده بود، گفتم  وکیل صاحب کوشش کنید به جای اینکه صدها جوان دو شبانه روز را منزل زنند 5 تا 10 هزار افغانی هرکدام مصرف کنند و به بامیان بیایند، آن 5 نفر ممتحن وزارت جلیله تحصیلات عالی را به دایکندی ببرید، وکیل صاحب گرچه فکر می کرد این کار ناشدنی است -چون دایکندی دانشگاه ندارد- اما برایش استدلال کردم که هر پالیسی که ایجاد زحمت برای مردم کند می شود، آنرا تغییر داد و این کار از وظایف شماست؛ او قول داد که تا سال آینده حتما" این کار را می کند اما حالا که دو سال از آن موضوع می گذرد می بینیم که چنین کاری نشده و باز صدها جوان آواره شهر بامیان شده است و گویا وکیل صاحب نامبرده امسال رأی نیاورده است!

به مسئولین محترم بامیان هم ربطی ندارد و وظیفه شان نیست که فکری به حال صدها جوان مهمان بامیانی و دایکندی  که برای کنکور آمده، حداقل جای بود باش فراهم کنند و چنین است که در سرمای زیر صفر بامیان این جوانان، علاف به اصطلاح هوتل های داخل بازار باشند.
این هم سند از سرمای زیر صفر شب گذشته، این عکس را امروز صبح در مسیر راه خانه- محل کار؛ زیر شهر غلغله گرفتم

۱۳۸۹ مهر ۲۹, پنجشنبه

عکس های این وبلاگ

برخی از خوانندگان شکایت دارند که عکس های این وبلاگ را نمی توانند ببینند، برای احترام به این خوانندگان صفحه ای را بنام این وبلاگ در سایت flickr  باز کردم و کوشش خواهم کرد، عکس هایم را در آنجا هم بگذارم.
اولین مجموعه عکس های پست لیسه مسکلی و ایران و عکس خانم M.J را گذاشته ام.