۱۳۸۷ بهمن ۲۷, یکشنبه

والنتاین

دیروز روز عشاق بود، بر سر عاشقان در بامیان چی می آید؟
فقط به سه مورد اخیر که در ماه گذشته اتفاق افتاده توجه کنید.

1- ولسوالی ورس: یکی از افراد متنفذ می خواهد دخترش را به زنی "الف" در آورد، دختر "ب" را دوست دارد و با او فرار می کند، کابل می رود و عقدی می خوانند، پدر بعد از مدتی به دختر می گوید او را بخشیده و برگردد، به محض آمدن دختر به منطقه وی را دوباره به عقد "الف" در آورده و خانه وی می فرستد، الف هم یک هفته بعد از انجام کار دختر را طلاق داده به پدرش می سپارد و "ب" را هم با چاقو ناکار می کند.

2-ولسوالی یکاولنگ: دختر و پسر، بعد از آنکه خانوادهایشان با ازدواج شان مخالفت می کنند، فرار می کنند، خانواده دختر برادر پسر را با تیر زده و می کشد، پسر همه اینها را از چشم دختر می بیند، دختر اکنون حامله است و پسر گفته است، بعد از حمل او را طلاق خواهد داد، دخترک نه خانه پدر جایی دارد و نه خانه شوهر.

3- ولسوالی مرکز: دختر و پسر به قصد ازدواج فرار می کنند، برادر دختر آنها را پیدا می کند و حسابی لت و کوب و شکنجه می کند.

خبرنگار همه فن حریف

پنج شنبه شب و روز جمعه برف نیمه سنگین و حداقل بی سابقه در پنج سال اخیر بارید، مجبور شدم دوبار پارو به دست بگیرم.
متوسل به جعبه جادو شدم که در سایر جاها چه خبر است.

خبرنگار بی بی سی از غزنی ( زون هزاره جات ) گزارشی از برف سنگین در بامیان، دایکندی و غور داد.
رادیو سلام وطندار هم عین گزارش و مصاحبه ها را داشت، رادیو دری هم همچنین و تلویزیون آریانا هم با کمی تغییر.

به کله ام فشار آوردم، معادله حل شد، دوستم بنام ...است که خود در کابل نشسته با یک تلفن با چهار نام به چهار رسانه گزارش تهیه می کند.

این کار سبب می شود که یک موضوع از یک زاویه نگاه شود، مخاطبین را با نام های جعلی فریب می دهد و جلوی کار و شغل چهار نفر دیگر گرفته شده است.

و بی بی سی رسانه ای است مسلکی!!!

حق برق

اونا می گن انرژی هسته ای حق ماست ما می گیم انرژی الکتریسیته ای حق ماست.
خان صاحب هم برای سال آینده امضاء داده،
راستی خان که تا جوزا بیشتر حق وزارت ندارد!
بازهم کلاه سرمان رفت؟!

۱۳۸۷ بهمن ۲۴, پنجشنبه

دانش به سلامت باد

با آنکه فکر می کنم جناب سرور دانش در پست وزارت نتوانسته آن انتظارات مردم خویش را بر آورده سازد، از اینکه از حادثه دیروز جان به سلامت به در برده است، خوشحالم.

اگر گروهک تروریستی فوق به دفتر وزیر راه می یافت و وی را به گروگان می گرفت، مطمئنا" آنچه در حق رهبر شهید انجام دادند، تکرار می کردند، سابقه آنها نشان می دهد که به دوستان و اقوام خویش به شمول رئیس صاحب دولت کاری ندارند.

کشف دو اثر تاریخی


موظفین امینت ملی روز گذشته دو اثر تاریخی کشف شده از ولسوالی یکاولنگ را به اطلاعات و فرهنگ تسلیم دادند.

قاچاق و سرقت آثار باستانی و تاریخی بامیان موضوع تازه ای نیست، متأسفانه بسیاری از مردم به اهمیت و ارزش این آثار واقف نیستند و بسیاری از دست اندرکاران هم فقط در فکر کسب در آمد و تجارت شخصی از این موضوع اند.

اقدام کارمندان امنیت ملی، تحویل دادن آن در حضور مقامات عالی ولایت و خبرنگاران به اطلاعات و فرهنگ کاری است شایسته تقدیر، امید است با احداث موزیم بامیان آثار بدست آمده برای مردم، نسل های آینده و ... به نمایش گذاشته شود.

۱۳۸۷ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

کمک به دانشجویان

چندی پیش دوستی با گذاشتن پیام خواسته بود که درباره دانشگاه بامیان و اینکه چگونه می شود به آن کمک کرد، بنویسم.

پست زیرین و وضعیت رقت بار صدها دانشجوی بی بضاعت دانشگاه بامیان سال گذشته مرا بر آن داشت بود که لیستی از نیازمندترین دانشجویان فراهم کنم تا بدینوسیله کسانی را جستجو کنیم که بتوانند آنها را حمایت مالی ( اسپانسری ) نمایند، شمار از دوصد گذشت و من هم گرفتاری پیش آمد و نشد که تعقیب کنم.

اما حدود یک ماه دیگر سال تحصیلی دانشگاه شروع می شود، بیش از یکهزار دانشجو به بامیان خواهند آمد، آنها لیلیه (خوابگاه) ندارند (به جزء دختران) و مجبورند که در دکان ها و سرای ها زندگی کنند، دانشگاه ماهانه 1000 افغانی یا 20 دالر، آنهم با تأخیر چند ماهه به عنوان کمک خرج به آنها می دهد.

بیش از 90 فی صد دانشجویان از مناطق هزاره جات اند و اکثرا" از خانواده های فقیر اند.
امکانات دانشگاه بامیان نسبتا" خوب است اما وضعیت معیشتی دانشجویان ناگوار.

به دوستانی که توانایی مالی دارند یا احساس وطن دوستی دارند، پیشنهاد می کنم که این جوانان را دریابند، راه آسان آن است که هر دوست برای یک یا چند دانشجوی مستحق ماهانه مبلغ 50 یا 100 دالر را به حساب بانکی این دانشجویان واریز نمایند بانک های خصوصی کابل بانک و عزیزی بانک در بامیان شعبه دارد و من هم با افتخار در تهیه این لیست با کمک نمایندگان دانشجویان و افراد با اعتماد آنها کمک خواهم کرد.

دوستانی که مایل به این کار باشند یا راهکارهای بهتری را پیشنهاد می کنند، اینجانب در بامیان می توانم همکارشان باشم.

همت دختر هزاره

خانم "ف" را روز گذشته در یکی از مغاره ها ملاقات نمودیم، دانشجوی دانشگاه بامیان است، حدود یک سال است که 5 یتیم مادرش را از دست ظلم های میاندر ( زن بابا ) نجات داده و با خود به بامیان آورده است.

سه تای آنها را به مکتب می فرستد، خودش معلم کورس سواد آموزی هم است، ماهی 50 دالر معاش دارد با آن شکم خود و پنج نفر دیگر را با هزار بدبختی سیر می کند و کرایه خانه ( مغاره ) نمی پردازد.

زمستان امسال را سوخت نخریده، چون پولش را نداشته، روزها را در کمر سووم (غار) در پناه آفتاب سپری می کند و شبها همراه خواهر و برادرانش در سووم کاکا اندرش می خوابند.

او این مشکلات را تحمل می کند بخاطر اینکه دستش پیش کسی دراز نباشد و فردا منت ندهند که ما خرج تحصیل و اولادهای پدرش را داده ایم.

او سال آینده از دانشگاه فارغ می شود و امیدوار است که شغل و درآمد کافی بدست آورد.