۱۳۸۷ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

همت دختر هزاره

خانم "ف" را روز گذشته در یکی از مغاره ها ملاقات نمودیم، دانشجوی دانشگاه بامیان است، حدود یک سال است که 5 یتیم مادرش را از دست ظلم های میاندر ( زن بابا ) نجات داده و با خود به بامیان آورده است.

سه تای آنها را به مکتب می فرستد، خودش معلم کورس سواد آموزی هم است، ماهی 50 دالر معاش دارد با آن شکم خود و پنج نفر دیگر را با هزار بدبختی سیر می کند و کرایه خانه ( مغاره ) نمی پردازد.

زمستان امسال را سوخت نخریده، چون پولش را نداشته، روزها را در کمر سووم (غار) در پناه آفتاب سپری می کند و شبها همراه خواهر و برادرانش در سووم کاکا اندرش می خوابند.

او این مشکلات را تحمل می کند بخاطر اینکه دستش پیش کسی دراز نباشد و فردا منت ندهند که ما خرج تحصیل و اولادهای پدرش را داده ایم.

او سال آینده از دانشگاه فارغ می شود و امیدوار است که شغل و درآمد کافی بدست آورد.

۵ نظر:

مرید محسن گفت...

امرار معشیت هر نفر ماهانه به نه دالر و روزانه را نتوانستم حساب کنم که برای هر نفر چند سنت می رسد چون کسر و اعداد اعشاریه دار را درست نمی فهم و یا شاید نمی خواهم بفهم چون که یک رقم وحشت اور را بیرون خواهد داد..

با وجود این همه سرازیر شدن کمک های بین المللی و موجودیت ان-جی او ها این روایت شما قابل باور نیست و والی صاحب حق دارد که شما را متهم به مشوش نمودن اذهان عمومی بسازد..

ولی اگر راست اش را بخواهی بدانی با شنیدن این مطلب که اگر حقیقت باشد من خوده حرام خور و ناسپاس ترین مرد دنیا فکر میکنم..

خدا خودش از گناه ما بگذرد..

ناشناس گفت...

ba salam khedmate aghaye nazari
man yak pishnahad dar morede ijade yak sandoghe khairia dashtom
besyari az hamwatanane ma dar kharej mikhahand az tarighe naghdi be hamwatanane hazare khod dar manateghe markazi komak konand
agar shoma betawanid yak sandooghe khairia ba yak shomara hesab dorost konid bisyar khob mishawad
ma afrade khayer ziad darim

محمد ظاهر نظری گفت...

مرید محسن عزیز!
لازم نیست خود را لعن کنید، من هیچگاه قلمم را به دروغ، توطئه و ... آلوده نکرده ام.
نام، آدرس و مشخصات فرد مورد نظر پیش من محفوظ است، اگر بخواهید به شکل آبرومندانه وی را کمک کنید می توانید به بامیان تشریف آورید به من تلفن بزنید، شما را همراهی خواهم کرد تا از نزدیک وی را ملاقات کنید.
با احترام.
0799386427

مرید محسن گفت...

اقای نظری سلام..

قبلا از همه از گذارشات درجه یک و واقعی تان تشکری میکنم..اما بعد-

در تبصره قبلی منظورم لعن نبوده بلکه ابراز بهل و ناله بوده زیرا بعضی وقتها از نان خوردن زیاد شکم را درد میگیرد..که در صورت ندانستن قدر و عدم تلافی ان غضب خدا نازل شدنی است..

دو-بر فعلا هرگز رسیدن به افغانستان متاسفانه مقدور نیست..ولی برای ارسال کمک دوستی است که وقتا و فوقتا به افغانستان میاید و دامنه این کمک ها ناچیز و خیلی ناچیز تا فعلا در جاغوری و نیقلعه و تمکی بوده..

چار- اذهان تشویش عامه کنایه وار تکرار شده است که مخاطب خانم سرابی است که در چار اطرافش از چنین اشخاص خبر ندارد و فرمانداری یعنی کلان فامیل که غذایی دست داشته خود را با دیگر اعضای فامیل تقسیم و یکجا میخورد..ولی خانم سرابی از پر خوری اضافه وزن دارند..امروز قدرت های بزرگ اقتصادی شرق و غرب در افغانستان وجود دارند صرف یک فرماندار اگاه میطلبد که جریان را در بامیان تغیر دهد بنا روی این مسله نیز روشنفکران بامیان باهم یک جا تصمیم بگیرند..

من نمیدانم که خانم سرابی از تلویزون و انترنت برای اگاه شدن مسایل روز استفاده میکند یانه
و یا خبر چینان نافهم صرف او را به عیش و ارامش و یا نکوهش حقایق و یا هم بمصداق شله ته بخور پرده ته کو دعوت میکنند..

هر هزاره در برابر شنیدن این نوع اخبار مسولیت احساس مینماید که هیچ کس مستثنی از ان نیست ولی تلاش همیشه بنده وار ارزیابی شود و بامید دیدار موثر هرچه زودتر- امین

عالم گفت...

سلام بر شما دوست عزیز
و درود بر همت بلند آن دختر شیرزن که در سخت ترین شرایط محیطی عزتمند زندگی میکند
در زمانه ای که مردان ثروتمند بهترین مشتری زنان لکاته هستند من نممیدانم چه نامی بر این حماسه بلند انسانی میتوان گذاشت
از شما سپاس