۱۳۸۷ بهمن ۳۰, چهارشنبه

اعتماد به نفس


دیروز در ادامه تهیه گزارش از وضعیت زندگی مغاره نشینان به مغاره پیرمرد و پیر زنی رفتم که بیش از 30 سال بود در آنجا زندگی می کردند، پرسیدم آیا زندگی در مغاره را خوش دارید؟ خودتان برای حل این مشکل چقدر تلاش کرده اید؟

پیرزن پس از اندکی سکوت، نگاهی عمیق و آهی سرد گفت: "شاید مو هم هست کده خدا بشیم و لیاقت خانه و سرپناهی ره دشته بشیم" و پس از کشیدن نفسی عمیق افزود: شاید مصلحت خدا چنین بوده.
پیرمرد هم افزود: در این مغاره حیوان هم زندگی نمی کند، تلاش زیاد کردم اما هیچ پس انداز نشد که خرج خرید توته ای زمین و چند چوب برای پوشش شود.

پیرزن در آخر گفت: "بچی مره آزار نده!"
البته سئوالاتم هدف دار بود، نمی دانم چرا او چنین احساس کرد.

۲ نظر:

خواب کوتاه گفت...

سلام
حالا چرا اسم این متن شده اعتماد بنفس ؟!

البته سوال اصلیم چیز دیگه هست
ببین دوست افغان من
این برنامه ستاره افغانستان در خود کابل ضبط میشه ؟! شرکت کننده ها مقیم افغانستان هستند ؟

ممنون میشم راهنماییم کنی

م م گفت...

همانطور که تفاوت طبقاتی در امریکا میان سیاه پوستان و سفید پوستان و در ایران میان فارس -بلوچ و کرد موجود است عین چیز در افغانستان نیز یک امر عادی است..