۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

یار مغاره نشینان رفت

عبدالاحمد حسینی یکی از فعالین حقوق بشر در بامیان دارفانی را وداع گفت، وی روز یکشنبه این هفته بطور ناگهانی و احتمالا" یک حمله قلبی در منزل اش در گذشت.

حسینی چند سالی بود که در دفتر هیئت ناروی برای مهاجرین NRC بامیان کار می کرد، خدمات صادقانه و دلسوزانه وی برای حل مشکلات حقوق بشری مردم به ویژه مهاجرین زبان زد خاص و عام بود.

آخرین تلاش های وی توزیع زمین برای مغاره نشینان بامیان بود که در کمیته ای که از طرف ولایت تشکیل شده بود عضویت داشت و یکی از برجسته ترین و دلسوزترین عضو این کمیته نسبت به مغاره نشینان بود، هرچند که تاکنون این پروژه تکمیل نگردید اما اجل حسینی را مهلت نداد تا ببیند مغاره نشینان صاحب خانه می شوند یا نه؟

حسینی سوابق درخشانی در مبارزات سیاسی و فرهنگی دارد، یکی از کادرهای حزب دعوه در جاغوری بود، عضو و تحلیل گر حزب وحدت در مزار و مسئول آژانس خبری باختر در صفحات شمال نیز بود.

حسینی از نو اندیشان جامعه هزاره بود که همواره با تحجر، بی سوادی و رسوم غلط مبارزه می کرد.
به همین مناسبت روز شنبه 25 ثور ساعت یک و نیم الی سه و نیم بعد ازظهر در مسجد رهبر شهید فاتحه از طرف خانم شریفه عزیزی، همسر ایشان و کارمند دفتر حقوق بشر برگزار می گردد.
در این تصویر حسینی به همراه همکارانش برای بازدید چشمه قول بیدک بیش از دو ساعت را پیاده روی کردند تا به مقامات نشان دهند که این دره آب دارد و مناسب است برای توزیع به مغاره نشینان.

تلویزیون افغانستان یا ایران

دیشب تلویزیون تمدن گفتگویی را با سفیر ایران پخش کرد، البته به گفته آنها "بدنبال جنجال آفرینی های اخیر اعدام چند اتباع افغانی در ایران" تهیه شده بود.

این گفتگو، چیزی شبیه رپوتاژ تبلیغی بود تا ژانر مطبوعاتی؛ آقای سفیر ملت افغانستان را تهدید کرد که اگر عده ای معلوم الحال و تحریک شده بازهم مقابل سفارت تظاهرات کنند و به مقامات ما توهین کنند ما 4 ملیون مهاجر در ایران (گروگان) داریم، در اجرای پروژه های بازسازی خصوصا" در ولایت فراه در حال انجام هستیم تجدید نظر خواهیم کرد (مگر آنکه خانم بلقیس سناتور فراه به دلیل اهانتی که کرده معذرت خواهی کند).

ما تاکنون فقط 6 قاچاقچی افغان را که مطابق قوانین ما محکوم به مرگ شده اند، اعدام کرده ایم، همه زندانیان افغان از تمام حقوق و آزادی هایی قانونی برخوردارند و ...

البته میکروفن و دوربین را در اختیار یک دپیلمات خارجی قرار دادن و خود منفعل بودن و پرسیدن سئوالهایی نظیر اینکه این حرکات (راهپیمایی و اعتراضات پارلمانی و رسانه ای به اعدام افغان ها در ایران) چه تأثیری بر روابط دوجانبه و روی مهاجرین دارد؟ سئوالی که سفیر صاحب هم خبرنگار را تحسین کند، انسان را به شک می اندازه، که شاید شبکه را اشتباهی گرفته این تلویزیون ایران است تا افغانستان!

خبرنگار محترم درباره شکنجه ها و اقرارهایی که از این طریق اخذ می گردد، اخراج دهها هزار مهاجر آنهم در دوماه اخیر و نیز سرگردانی مسافرین متقاضی ویزا و رسیدن ویزای ایران به 2000 دالر در بازار سیاه، توهین و تحقیر پلیس و گشتی های انتظامی به مهاجرین و ... هیچ نپرسید!

خوب است رسانه های افغانی در چنین حالتی هرچند سمبلیک استقلال خود را حفظ کنند، تحت تأثیر طرف قرار نگیرند و از منافع ملی افغاستان و شهروندانش دفاع کنند، ملت افغانستان هوشیارند و این مسایل را درک می کنند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

دره غوربند

یکی از شاهراههایی که بامیان را به کابل وصل می کند مسیر بامیان-شیبر- دره غوربند- پروان- کابل می باشد، بسیاری از کسانی که از این مسیر به بامیان رفت و آمد می کنند از این دره  می نالند، از درازی و یکنواختی دره و نیز طولانی بودن مسیر، اما من از این دره و زیبایی هایش خوشم می آید.

در سفر اخیرم به کابل از زیبایی های  این دره عکس هایی را گرفتم که با شما شریک می کنم.

کار ساخت سرک به شدت ادامه دارد (البته فعلا" زیرسازی و در آینده نزدیک آسفالت)

و اینهم گوشه هایی از این سرک

قریه ای در منطقه باغ افغان، نزدیکی پل متک

چند سوداگر سیار، بدنبال معاش

کوچی های غوربند؛ البته از نوع با کلاس که از سرک می روند نه از میان کشت و کار مردم!

و آخر سر هم، نرسیده به مقصد همراه کل بچه ها موتر شویی کردیم

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

در كابل

چند روزي است كه در كابل هستم، البته روزي كه سيل روان بود ما هم روان بوديم، خوشبختانه كه بالاتر از سيل حركت مي كرديم و بازهم در گل و لاي برچي برخورد كرديم.

در اين چند روز هيچ نشد كه به دنياي نت دسترسي پيدا كنم، مصيبت دوست عزيزم نسيم فكرت را تازه خبر شدم و نيز حمله كوچي ها و نامه سرگشاده به داكتر حبيبه سرابي والي باميان را.

چند روزي را بين مستري ها و آسيا ماركت براي سرويس و تعمير ابو قراضه ام مصروف بودم و چند روزي را هم در معاينه خانه داكتر محقق (شفاخانه وطن) و مابقي را در راه بندان سرك ها علاف و  شايد روزهاي آينده در باميان باشم.

از تمام دوستاني كه در اين چند روز به اين خانه سرزدند و نااميد شدند،‌ پوزش مي طلبم.


۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳, دوشنبه

دو تصویر

به مناسبت روز جهانی کارگر، هر چند با کمی تأخیر، البته عکس ها را امروز گرفتم

 سه کل بچه، بدون معرفی بیشتر؛ شما حدس بزنید

بامیان و برق

دیروز کار ساخت بند برق توپچی آغاز شد.

این پروژه را USAID تمویل می کند، این بند برق کوچک بوده و ظرفیت 750 کیلووات برق را دارد، این پروژه در زمان داود خان منظور شده بوده و هنوز آثاری از آن باقی است، چند سال پیش کشور هندوستان قصد اعمار آنرا داشت که بنا به گفته والی سابق ( رحیم علی یار زاده) وزارت مالیه وقت (اشرف غنی احمدزی) کار شکنی کرد و مانع تطبیق آن گردید.

اگر تا دو سال آینده کارشکنی صورت نگیرد و آمریکایی ها به وعده خود بماند و نیز کشور ناروی لین کشی این پروژه را تمویل کند ما صاحب برق خواهیم شد!

دیروز معین صاحب وزارت انرژی و آب هم گفت کار 5 بند کوچک برق در 5 ولایت تا یکماه دیگر آغاز می شود، این اولین پروژه های اعمار بندهای برق در افغانستان بعد از 35 سال است، این اقدام نیک است و نوید بخش انکشاف پایدار است، هرچند که بامیان و هزارستان در این مرحله شامل نیست اما امیدواریم که در پلان های بعدی منطقه ما هم شامل باشد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

دوکان صحت

در بازار دوکانی است که هم دوا می فروشد، هم داکتر دارد (زنانه و مردانه) و هم تخت بستری دارد، اگر سرت درد کند یا پایت با پیشرفته ترین وسیله معاینه تلویزیونی ات می کند و نهایتا" خریطه ای پر از دوا از سرم رینگر گرفته الی پیچکاری جنتامایسین و سفتریاکسین تحویل خواهد داد.

بیچاره صغرا (نام مستعار) از راه دور برای درمان دردش آمده بود او از سرگردانی در شفاخانه و نتیجه نگرفتن پیش این داکتر آمده بود روز اول 750 افغانی را خرج کرد و روز دوم هم برای تزریق سرم و پیچکاری اش 180 افغانی دیگر را خرج کرد؛

صغرا یکماه کالاشویی کرده بود تا توانسته بود این پول را بدست آورد، داکتر سوزن پلاستیکی یا پروانه ای را بر آرنج اش نصب می کند و می گوید دیگر پیچکاری ها را خودت یا کسی با سواد در قریه تان تزریق کند.

مردم بیچاره چه می دانند از روش صحیح درمان، آنچه برای آنها اهمیت دارد خلاصی از دردی است که آنها را رنج می دهد و برای دوکان دار هم دخل و خرج مریض و روش علمی درمان و ... چه معنا دارد، او به فروش و درآمد می اندیشد!
بخش صحت یکی از بخش های موفق بامیان است و رئیس صحت عامه هم از دوستان جوان است که به ایشان ارادت دارم اما این که دلیل نمی شود که درد صغرا را با صدای بلند فریاد نکنم، زیرا فقط همین کار را بلدم.