۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

اتمر چرا؟

دیروز خبر استعفای رئیس امنیت ملی و وزیر داخله نشر شد، نفس استعفا بدلیل ضعف کاری امری پسندیده در دنیای دموکراتیک امروز است اما به عقیده من با توجه به شرایط ویژه کشور ما از دست دادن دو مدیر ارشد و توانا ضایعه است.

از رئیس امنیت ملی شناخت زیادی ندارم، چونکه این امنیتی ها یک رقم پر راز و رمز هستند اما حنیف اتمر علی رغم اینکه گفته می شد فردی متعصب و قوم گرا و ... است اما اگر به  آخرین موضع گیری او درباره تهاجم کوچی ها و اذعان او به "تهاجم وحشیانه" کوچی ها به ملکیت هزاره ها در بهسود و دایمرداد توجه کنیم به نظر می رسد که حیف است چنین فردی از بدنه حکومت ضعیف کرزی وداع کند.

۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

روز جهانی محیط زیست

دیروز روز جهانی محیط زیست بود.

در کش و قوس بازی سیاستمداران این روز نزدیک بود که از یاد ها برود، در این رابطه محفلی سمبلیک در دره خشکک برگزار شد. اما انتظار می رفت با توجه به محیط زیست سالم بامیان دست اندر کاران امور درباره اهمیت حفظ محیط زیست و سالم نگه داشتن آن برنامه های عمومی و وسیعی را برگزار می کردند اما همین قدر هم غنیمت است، گزارش بسم الله تابان را در اینجا بخوانید.

۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

زیبایی های بهسود

در بهسود که بودم، علاوه بر اینکه آثار تاراج و بیدادگری را مستند سازی می کردم، اما از زیبایی های طبیعی بهسود هم غافل نبودم، در این پست، گوشه ای از این زیبایی ها را خدمت شما تقدیم می دارم.

گیاه بلدرغو، خوراکی خوب برای گاوهای شیری و گلهای زرد- مچه قول بالا، حصه اول بهسود

شقایق های وحشی- دان تنور، حصه اول بهسود

گل صد برگ- قلاع ملایم، دایمیرداد

رواش و برگ چوکری، محصول کوههای بابا- دان تنور، حصه اول بهسود

قلاع نقشین، قلعه ای شش برجه با نقش و نگارهای خاص با قدمت حدود 200 سال- قریه نقشین، دایمرداد

در هزاره جات، به ویژه بهسود، خانه ها و قلاع ها دور از هم بنا شده اند و به ندرت قریه هایی پیدا می شود که خانه ها متمرکز در یک جا باشند، اما اینجا یکی از آن استثنا ها است- قریه دان گرماو، کجاو حصه دو بهسود (قریه فرمانده شهید مشتاق)

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

مزار شهید

عارف ده ساله تنها پسر بجای مانده از شهید داراب

این همان مزار شهید داراب در تیزک است که در پست "بر مزار شهید" اشاره کردم، در آن موقع وبلاگم را از بهسود و از طریق موبایل به روز رسانی می کردم که امکان ارسال عکس نبود.

یک روپیه و یک زرد آلو؟

دیروز که از سفر چند روزه به خانه آمده بودم، رفتم به مارکت میوه فروشی تا سودا بخرم، در یکی از دوکانها که مشغول خرید بانجان رومی (گوجه فرنگی) بودم، جوانی قیمت زرد آلو را پرسید و بعد گفت: یک روپیه (یک افغانی) یک زرد آلو می شه؟
دوکان دار گفت: نه، کیلویی 120 افغانی است، یک کیلو که 120 دانه نمی شه!

اول فکر کردم که شاید این جوان شوخی کرده باشد، بعد دیدم نه، شوخی نمی کند.
ازش پرسیدم که دانشجو هستی؟ گفت نه دانش آموز مکتب لیسه (دبیرستان) هستم و از دوآب میخ زرین کهمرد بخاطر تحصیل به بامیان آمده و یکی از دوکان های بازار را همراه چند رفیق اش اجاره کرده و ...

دلم برایش سوخت و از جهتی نمی توانستم به طور مستقیم به وی کمکی کنم، نکند به غرور جوانی اش لطمه وارد شود، خداحافظی کردم و جدا شدم.
هنوز حیرانم! به فقر می اندیشم اما راه حلی برایش ندارم.

تحریم جرگه

شورای ولایتی بامیان، جرگه مشورتی صلح را تحریم کرد.
جواد ضحاک رئیس این شورا که در صدر لیست پانزده نفری نمایندگان بامیان برای شرکت در این جرگه قرار داشت، این مطلب را روز گذشته طی کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد.

وی افزود، بیش از یک هفته است که شورای ولایتی در اعتراض به حکومت محلی به تحصن پرداخته اما از سوی حکومت مرکزی به این تحصن و اعتراض کدام جوابی داده نشده و وی  با مشورت با مردم تصمیم گرفته است که به این جرگه شرکت نکند.

جرگه مشورتی صلح امروز در کابل برگزار می گردد.

۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

معرفی خدمتگزار


دیروز شامگاه، هیئت بررسی خسارات شورای ولایتی میدان وردک، حقوق بشر و ... آخرین مناطق آسیب دیده دایمرداد و حصه اول بهسود را تمام کردند و ما عازم بامیان شدیم.

تمام اعضای تیم در این چند روز زحمات زیادی را کشید من بیشتر تحت تأثیر فعالیت رمضانعلی رسولی معاون شورا و فهیمی عضو دیگر شورای ولایتی میدان وردک قرار گرفتم، جدیت، پشتکار و تلاش دلسوزانه و خستگی ناپذیر این عزیزان را باید قدر دانست.

این دوستان در مدت پانزده روز گذشته دایما" در بین مناطق آسیب دیده، مناطق تحت اشغال کوچی ها و مهاجرین در رفت و آمد بودند، جا دارد که این مردان خدمتگزار را بدین طریق به همه مردم معرفی کنم تا ادای دینی کرده باشم.

رمضانعلی رسولی
معاون شورای ولایتی میدان وردک