۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

روز حسین

پریشب  تلویزیون دولتی ایران- شبکه یک- گزارشی از عزاداری شیعیان در نیویورک- نزدیکی منهتن- را نشر کرد که عده ای از شیعیان سینه زنی می کردند.
نزدیک ترین یکشنبه به عاشورا بنام "روز حسین" تجلیل می گردد، در تصویر ظاهرن شیعیان پاکستانی یا هندی بودند که با همان سبک خودشان، خود را برهنه کرده بودند و سینه می زدند.

خبرنگار ایرانی نظر چند تن از شهروندان آمریکایی را که از نزدیکی این محل می گذشت هم پرسید، یکی شان گفت من به این جماعت بخاطری که به امام شان وفادار اند احترام می گذارم.

فرض کنید عده ای از جماعت هندو، مسیحی یا یهودی روزی در یکی از سرک های پر ازدحام کابل یا تهران یا قم یا مشهد زدند بیرون و خواستند تا یکی از رسوم مذهبی شان را گرامی بدارند آیا من و شما حاضریم به خواست آنها احترام بگذاریم!

تبصره: ساعاتی از دیشب تلویزیون تمدن- افغانستان و شبکه یک ایران مدغم شده بودند، بنده های خدا فقط لوگو را حذف کرده بودند و فکر می کردند تماشا گران خیلی ... اند!

۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه

روضه برای محبوسین

این روزها بازار روضه خوانی و روضه خوان ها داغ است، یکی از همکاران ما هم که در این زمینه تخصص، تجربه و عادت دارد از برای ادای دین و مسئولیت رفته است منبر، آنهم برای زندانیان؛ زندان بامیان چند سالی است که دسته عزاداری تشکیل داده است.

او قصه می کرد که برخی زندانیان هنگام ذکر مصیبت خیلی با سوز دل گریه می کنند- شاید برای رنج های خود- و موقعی که دعا می کنم که خدایا وسیله خلاصی تمام زندانیان را فراهم کن، چنان آمین می گویند که نزدیک است دیوارهای پخسه ای زندان ترک بردارد!
مدیر زندان هم از او تقاضا کرده که گوسفند نذری بیاورد تا او در شب هفتم محرم برای زندانیان طبخ نماید- جای دیگر به آخوند حق الزحمه می دهند، اینجا می گیرند-.

زندان بامیان در یک حویلی کرایی در منطقه سرآسیاب می باشد که حدود 130 زندانی در آن به سر می برند.

دعا یا عمل

دیروز در ختم محفل روز جهانی حقوق بشر از  آقای حاجی محرابعلی احمدی رئیس محکمه مرافعه ولایت بامیان که ریش سفید است دعوت شد تا دعا کند.
وی در قسمتی از دعای خویش از خدا خواست که به هیچ کس اجازه تجاوز به حقوق دیگران را ندهد و در قسمتی دیگر آرزوی چیره شدن عدالت در سرتاسر گیتی را کرد.

یکی از مشکلات ما مردم این است که آدم های ایده آلیست، تئوریسین و سخنران خوبی هستیم اما آدم عملگرا حداقل در حدود مسئولیت خود نیستیم، حاجی صاحب رئیس کل دستگاه قضاء در ولایت بامیان است، دستگاه قضاء در تمام افغانستان و نیز بامیان متأسفانه از جاهایی است که با پول حق را ناحق و ناحق را حق می کند و قانون فقط بالای ضعفا تطبیق می گردد؛ حاجی صاحب به جای استمداد از درگاه باریتعالی در تحقق عدالت، کمی به زیر دستان خودش نظری اندازد، خود نیز می تواند عدالت را حداقل در تحت مسئولیت خود تطبیق کند.

البته حاجی صاحب، سالها در مسند قضاء کار کرده، اکنون سن او هم بالا رفته است، این هم شاید دلیلی باشد بر عدم نظارت وی از زیر دستانش!

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

ظفر بامیانی

ظفر بامیانی از جوانان با استعدادی است که سالها با علی عرفان در رادیوی بامیان کار می کرد و اخیرن توانسته است خود را از چنگ او نجات دهد و مستقل شود و با او و دیگران رقابت کند.
وی را همواره ترغیب کردم که کار رسانه ای را مسلکی تعقیب کند و امروز که گزارشات او را در سایت افغانستان امروز خواندم خیلی امیدوار شدم، به ظفر و کارش ارج می نهم، برخی از گزارشات او را معرفی می کنم که شما هم بخوانید.

1- کمیته ارغوشه و احداث مکتب
2- نبود داکتر زن در دایکندی
3- روز داکتران جامعه
4- رهایی چند زندانی
5- کشف مهمات
6- مواد مخدر در مکاتب بامیان
7-  افزایش حیوانات وحشی در دایکندی

زایمان اجباری

یکی از همکاران صحبت می کرد که ازدواج اجباری را دیده و شنیده است اما زایمان اجباری را ندیده است!

حکایت* از آنجا شروع می شود که هفته گذشته عروس بیچاره را روز بعد از عروسی وادار می کنند که جنینی که در شکم دارد بزاید، فکر بد نکنید، داماد قبل از عروسی به اصطلاح پایش به خانه خوسور باز بوده و آن طفل هم از او بوده است.

اما در حین زایمان و داکتری خانگی این عروس جان به جان آفرین تسلیم می کند و خانواده داماد ترتیبات کفن و دفن را می گیرد که از قضا، یکی از مدافعین حقوق بشر موضوع را به مقامات گزارش می دهد و آنها مانع مراسم تدفین می گردند.

اقوام و آشنایان  داماد بالای دولت و ولسوال فشار می آورند که اجازه دهد تا آنها مرده شان را دفن کنند!!

 کمتر از یک ماه پیش هم قضیه دیگری هم بدین شکل در این ولسوالی رخ داده بود که عروس بیچاره یکی دو روز بعد از عروسی به قتل می رسد، ظاهرن این عروس در قسمت پرده بکارت مشکل داشته است.

این هم به مناسبت روز جهانی حقوق بشر و ختم کمپاین محو خشونت علیه زنان.
*این قضیه در یکی از ولسوالی های ولایت بامیان رخ داده است.

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

جشن فراغت

دیروز دانشگاه بامیان یک روز بیاد ماندنی را پشت سر گذاشت،؛ جشن فارغ التحصیلی چهارمین دور دانشجویان دانشکده زراعت، حدود 70 دانشجو چپن و کلاه مخصوص فراغت را به تن کرده بودند، خانواده ها و دوستان شان دسته های گل تقدیم شان کردند.

استاد فروغ معاون علمی دانشگاه از جایگاه دانشگاه و توجه دولت و وزرات تحصیلات عالی دفاع کرد و از تجار و خیرین گلایه کرد که مسئولیت خود را در قبال کمک به  دانشگاه اداء نکرده اند.

محمد باقر اندیشمند نماینده دانشجویان فارغ التحصیل در آغاز سخنانش به روح پیشوای بزرگ، رهبر شهید و بنیانگذار دانشگاه بامیان درود فرستاد، از استعداد کشی ها در گذشته گفت و دانشگاه بامیان را نماد وحدت ملی خواند و نیز خواهان ایجاد و پذیرش گفتمان نقد در دانشگاه بامیان شد.
یکی دو تن از دانشجویان ساز دمبوره شان را کوک کردند و سپس دانشجویان به اساتید هدیه ها دادند و اساتید هم تحسین نامه ها و انبوهی از دوستان و آشنایان هم دسته های گل پلاستیکی را نثار فارغین کردند.

استاد ابتهاج هم که مجری گری برنامه را بر عهده داشت با شوخی ها و کنایه های خود به لهجه هزارگی مجلس را شکوه بیشتر داده بود، در این محفل صدها نفر اشتراک کرده بودند.

هر چند مسئولین دانشگاه ادعا کردند که فارغین سالهای گذشته آنها فعلن در دانشگاههای بامیان، غزنی، بغلان، بدخشان و ... به عنوان استاد کار می کنند و عده زیادی از آنها در دوره ماستری (فوق لیسانس) و دکتری در خارج از کشور مشغول تحصیل اند و بقیه جذب موسسات و ادارات دولتی شده و مصدر خدمت اند، 

اما من فکر می کنم که آنهایی را که مسئولین می گویند اندک اند، بیشتر فارغین یا به عنوان معلم یا به عنوان کارمندان رده های پایین دولت یا موسسات مشغول کارند و هیچ گونه پلان و برنامه ای برای جذب آنها در حرفه و تخصصی که دارند روی دست نیست، اگر چنین باشد که تاکنون حداقل سه دوره فقط دانشکده زراعت فارغ داده، فارغین اگر در حرفه و مسلک خودشان جذب شده اند در وضعیت زراعت و مالداری بامیان که شغل حدود 90 فی صد مردم است چه تغییراتی آمده است؟

۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

بامیان و شعر

محمد کریمی از فرهنگیان بامیان است که قریحه شعری، آن هم اشعار طنز درباره رویدادهای بامیان دارد.
چند روز پیش او را ملاقات کردم، چند شعر اش را به من داد تا در اینجا نشر کنم، وی را تشویق کردم که وبلاگی بسازد و اشعارش را در آنجا منتشر کند.

او اینک این وبلاگ را راه اندازی کرده است، می توانید از شعرهای او رویدادهای بامیان را بهتر درک کنید.