۱۳۸۷ آبان ۸, چهارشنبه

زن خورشید صفت

صبح امروز به دعوت خانم زینب رضایی به دره اژدر رفته بودم، موضوع اصلی، توزیع سولر ( برق آفتابی ) بود که این روز ها در جای جای افغانستان انجام می شود به نظرم جذابیت خبری نداشت، اما بازهم بنا به سفارش خانم رضایی شرکت کردم.

دره اژدر در غرب شهر بامیان واقع شده است، دره ای متروک، بی آب و علف که در تحولات اخیر شاروالی بامیان برای مهاجرین و افراد بی زمین آنرا توزیع کرد، فعلا" بیش از 300 فامیل در آن زندگی می کنند، بی آبی، بی برقی، نداشتن سرک و دسترسی نداشتن به تلفن و دهها خدمات دیگر ویژگی ساکنان این دره بود.
اما زینب رضایی، قابله، فعال اجتماعی و حقوق بشر، رئیس شورا و ... که خود ساکن این دره است توانست از حقوق این مردم دفاع صادقانه کند، اینک اژدر از نعمت آب لوله کشی برخوردار است، سرک اش به همت مردم ( خاکی ) جور شده و امروز هم تمام خانه های این دره از نعمت برق برخوردار شدند.

رضایی در این مراسم گفت: در پروژه بخش مردان شورا، چند سال پیش ده لک افغانی منظور شد و آنها 35 سولر خریدند و 120 خانواده مستفید شدند، خیلی ها از این نعمت باز ماندند و برای بخش زنان چهار لک افغانی منظور شد و من تصمیم گرفتم که با این مبلغ همه صاحب چراغ شوند سیاه و سفید، پولدار و غریب جدا نشود با موسسه NCA که یک موسسه خیریه ناروژی است در تماس شدم، این پول را به آنها دادم و از آنها خواستم که باقی پول را خودشان بپردازند و بالاخره 21 لک آنها کمک شدند تا که امروز توانستیم 60 پایه سولر تهیه کنیم، از این سولر ها 233 فامیل ( هر چهار فامیل یک سولر ) مستفید می شوند و اکنون تمام مردم اژدر از روشنایی برق مستفید خواهند شد.

علی جمعه امید معلم منطقه در این محفل شعر زیبایی را در وصف خانم رضایی سروده و در مجلس امروز قرائت کرد:

چهار درخشیدن گرچه کار خورشید است
در دیار ما یک زن در شمار خورشید است
مطلع کلام او از سپیده آکنده است
لب گشودنش عین انتشار خورشید است
این فروغ روحانی گز جمال او پیداست
نهر ها جاری همیش از چشمه سار خورشید است
ساکنان شهر نور بر شما مبارک باد
خانه که دیوارش در جوار خورشید است

من خانم رضایی را از نزدیک می شناسم، خانم نمونه ای است، خدمات صادقانه و تلاش های دلسوزانه او در فضای اختلاس و فساد اداری زبان زد عام و خاص است در بامیان.
فرزندان خانم رضایی هم در عرصه فرهنگ، شعر و هنر یکه تاز می باشد، خداوند نگهدارش باد.

در این مراسم اطفال دره اژدر ملبس به لباس هزارگی شعر زیبای داوود سرخوش را زمزمه کردند:

او برارو بیه بشنی روی ده روی
یک گپ ما موگوم یک گپ تو بگوی
بشنی او پگ مو راز دل کنی
چاره ی از ای غم سبیل کنی

۱۳۸۷ آبان ۶, دوشنبه

دادخواهی

دیروز در هوتل جهانگردی (گرخندوی) بامیان در کارگاه آموزشی که بنام "وکالت و حقوق بشر" بود اشتراک کردم.
برگزار کنندگان وکالت را مترادف با وکالت پارلمانی معنی می کردند و در این باره گپ می زدند، این کارگاه را موسسه ای بنام BRD اداره بازسازی و انکشاف که در کابل دفتر دارند و به بامیان آمده اند برگزار کرده بودند.

متوجه شدم که این یک اصطلاح خارجی است که داخلی های ما نفهمیده اند و یک پروژه ای را می خواهند تطبیق کنند، اما باید ته و توی قضیه را باید معلوم کنم، بالاخره به واژه Advocacy رسیدم که پروسه ای است برای تحت فشار قرار دادن دولت برای تغییر یک پالیسی به نفع مردم و فهمیدم که منظور این کارگاه، آگاهی درباره واژه فوق است که به شکل نادرست وکالت معنی کرده اند، بعضی ها هم دادخواهی معنی کرده اند و هنوز معنی جامع آن در زبان فارسی ابداع نشده است.

روی این واژه زیاد فکر کردم، اگر جامعه مدنی ما با این ابزار آشنا شوند و مهارت کسب نمایند به خوبی می توانند بسیاری از مشکلات جامعه ما را بدون توسل به خشونت و عقده گشایی و ... با نظام و حکومت ها در میان بگذارد و تصمیم و پالیسی آنها را به نفع حقوق مردم تغییر دهند، این پروسه ضرورت امروزی جامعه ماست.

۱۳۸۷ آبان ۴, شنبه

داکو ها در جاغوری

هفته گذشته یکی از دوستان که از سفر ناهور، جاغوری و مالستان باز گشته بود درباره وضعیت زندگی و مردم آنجا پرسیدم.

وی گفت داکو ها در آنجا قدرت مند اند، داکو به افراد بی بند و بار گفته می شود، ولسوالی های فوق از ولسوالی های پرنفوس و کم توجه ولایت غزنی می باشد، قانون و حکومتداری هم در این ولایت ضعیف است، راههای ارتباطی این ولسوالی ها با مرکز ولایت هم در اختیار طالبان است، این مردم اند و خدایشان و قدرتمندان محلی هم که اکثرا" همان قومندانان سابقه اند که حالا در چهره ولسوال، قومندان امنیه و مأمورین دولتی به خود سری های خود ادامه می دهند.

وی به طور نمونه از "باشی حبیب" سرپرست ولسوالی مالستان یاد کرد که یکی از قومندانان بدنام و داکو سابق جاغوری بوده که در طی سه دهه گذشته انواع ظلم و ستم بر مردم عام جاغوری روا داشته و اکنون نیز نه تنها قدرت اش کم نشده بلکه با تشکیل شبه نظامیانی به کارهای ناروای سابق خویش ادامه می دهد.

وی گفت: مکتوبی را به نامبرده پیشکش کردم که او آنرا به کسی که پهلویش نشسته بود برای مطالعه داد، بعدا" فهمیدم که وی سواد ندارد، این در حالی است که آقای برنا کریمی معاون اداره ارگانهای محلی در مصاحبه خود با رادیو بی بی سی در شب جمعه هفته گذشته گفته بود که از جمع 362 ولسوال، هیچ کدام بی سواد نبوده تنها چند نفری هستند که به حیث سرپرست اند و کمتر از صنف دوازده سواد دارند!

بامیان در هفته پنجم میزان و هفته اول عقرب

1- افتتاح دفتر پروژه اکوتوریزم در اولین روزهای هفته، خبر اول بود.

2- صحت عامه هم یک پروژه را ختم کرد و تعمیری را تحویل گرفت.
پروژه کورس چهار ماهه تربیه 20 نفر کمک قابله هفته گذشته به پایان رسید، این پروژه توسط موسسه آرزو که یک انجیو آمریکایی حمایت مالی شده بود.
گروه بازسازی ولایتی سنگاپور ساختمان یک مرکز آموزش صحی را که چندی پیش شروع به ساخت کرده بود با فراهم نمودن امکانات اولیه آموزش تسلیم صحت عامه کرد. در این مرکز صنف های آموزشی مجهز به امکانات آموزشی پیشرفته چون مولتی مدیا، آزمایشگاه، مرکز منابع و سالن کنفرانس تدارک دیده شده است، این مرکز با هزینه 220 دالر در مدت چهار ماه اعمار شده است.
ساخت این تعمیر در این مدت کوتاه توسط یک شرکت داخلی دستاورد خوبی است که نشانه اعتماد به متخصصان داخلی می باشد.

پی آر تی بامیان به طور عمده از کشور نیوزیلند تشکیل شده است که بیچاره ها از افغان کرده هم فقیر تر اند، سال گذشته در حدود 40-50 نفر از کشور سنگاپور هم اضافه شد، افتتاح مرکز فوق از دستاوردهای این دوستان است.

داکتر احسان الله شهیر رئیس صحت عامه بامیان به نظر من یکی از مدیران موفق در بامیان می باشد، با آنهم برخی سئوالات درباره بعضی برنامه ها و پروژه ها است ( مانند پروژه ختم شده فوق ) که نیاز به شفافیت بیشتر دارد.

3- توسعه و نوسازی مکتب لیسه خولنکاش فولادی که توسط جهانگردی فرانسوی بنام "جرالد کاردان" یکی دیگر از خبرهای انکشاف در حق دسترسی مردم به معارف بود، این شخص 60 هزار دالر از پول شخصی خود را در ساخت و تجهیز این مکتب مصرف کرده است، او آرزو دارد که شاگردان در کنار تعلیم و تربیه رسمی درباره آزادی و دیموکراسی هم آگاهی کسب نمایند

4- ساخت یک و نیم کیلومتر سرک هم در ده سرخ یکاولنگ شروع شد، در این منطقه که معروف به چمن می باشد سالانه در بهار و تابستان سطح آب بالا می آید و اطفال دوازده روستا مجبور بودند که برای رسیدن به مکتب با پاهای برهنه از آب سرد عبور کنند، این پروژه سبب شده است که آنها از این مشکل رهایی یابند.

4- دو کارگاه آموزشی عمدتا" برای زنان بنام های مهارت های زندگی و آموزش خیاطی هم در بامیان دایر گردید.

۱۳۸۷ آبان ۱, چهارشنبه

اصل قانونی بودن جرم

روز گذشته قاضی محکمه مرافعه کابل سید پرویز کامبخش را بر اساس ماده یکصد و سی قانون اساسی به جرم اهانت به پیامبر اسلام به بیست سال زندان محکوم کرد.

ماده 130 می گوید هرگاه برای قضیه ای در قانون اساسی و سایر قوانین حکمی موجود نباشد، محاکم به پیروی از احکام فقه حنفی و در داخل حدودی که این قانون وضع نموده، قضیه را به نحوی حل و فصل می نماید که عدالت را به بهترین وجه تأمین نماید.

ظاهرا" که قاضی محترم در قانون جزاء به چنین جرمی برخورد نکرده که متوسل شده به فقه حنفی، از سویی ماده بیست و هفتم قانون اساسی میگوید، هیچ عملی جرم شناخته نمی شود مگر به حکم قانونی که قبل از ارتکاب آن نافذ گردیده باشد و ماده نود چهارم نیز "قانون" را چنین تعریف می کند: قانون عبارت است از مصوبه هر دو مجلس شورای ملی که به توشیح رئیس جمهور رسیده باشد، مگر اینکه در این قانون اساسی طور دیگر تصریح گردیده باشد.

ماده 130 و ماده 131 که دست محکمه را برای رجوع به احکام فقه ( حنفی و جعفری ) باز می گذارد، یکی از تناقضات قانون اساسی با " اصل قانونی بودن جرم" ( ماده 27 و 94 قانون اساسی) می باشد، این اصل یکی از اصول محاکمات عادلانه است که در آن حقوق بشری شهروندان رعایت شده است.
این حکم نشان می دهد که چطور می شود با سوء استفاده یا سوء تفسیر از فقه، انسانی را به سر دار برد یا مادام العمر حبس کرد.

استناد قاضی محترم به ماده 130، همچنین مخالف ماده ششم، هفتم، بیست و چهارم قانون اساسی و ماده نوزدهم میثاق بین المللی حقوق سیاسی - مدنی ( افغانستان در سال 1362 به این میثاق محلق شده است و اکنون حکم قانون را برای ما دارد) که رعایت حقوق بشر، آزادی بیان، عقیده و فکر و نشر و اشاعه آن به هر طریق تضمین شده است نیز می باشد.

شاید کامبخش به دلیل فشار جامعه جهانی، مدافعین حقوق بشر و دخالت رئیس جمهور در محکمه تمیز ( ستره محکمه ) حکم برائت بگیرد اما تشویش آن است که این حکم برای سایر محاکم تبدیل به یک رویه شده و با آن آزادی بیان، فکر، اندیشه و نیز حقوق بشر را قلع و قمع کنند.

۱۳۸۷ مهر ۲۹, دوشنبه

صنعت توریزم، آینده بامیان

دیروز در محفل افتتاح دفتر پروژه اکو توریزم اشتراک کرده بودم، از گفته های والی صاحب و معین توریزم وزارت پیدا بود که آنان برای این پروژه و آینده آن و پیامد آن برای رشد بامیان و تغییر در زندگی مردمان فقیر این ساحه خیلی امیدوار بودند.

آقای کریس آیتون رئیس بنیاد آغاخان در افغانستان زیبایی های طبیعی بامیان را کم نظیر تعریف کرده و این ویژگی را علت کشانیدن دوباره خیلی از جهانگردان دانست وی این مسئله را هم تاکید کرد که در سایر جاهای افغانستان گپ از جنگ و خون و ... است در اینجا گپ انکشاف توریزم است، این یک افتخار است برای بامیان!

بامیان در دهه های 50 و 60 عایدات خوبی از توریزم داشته است اما اکنون چشمگیر نیست.

غلام نبی فراهی معین توریزم وزارت اطلاعات و فرهنگ از رسانه ها و ژورنالیستان خواست که در گزارشاتشان جاذبه های توریستی و گردشگری بامیان را منعکس کنند تا سبب جذب گردشگر بیشتر شود.

احرار رئیس اطلاعات و فرهنگ که هفته پیش با والی صاحب مناقشه ای را شروع کرده بود، ظاهرا" که آن مسئله را فراموش کرده بود و خود را همکار ولایت می دانست، شاید آمدن معین صاحب این مناقشه را پایان داده است، به هرحال او گفت کشور سوئیس سال گذشته 13 ملیارد دالر از صنعت توریزم درآمد داشته است.

امیر فولادی یار سفر و حضر سرابی صاحب که از طراحان این پروژه است با ذکر آماری بر اهمیت توریزم گفت: توریزم در 60 کشور جهان یکی از بالاترین منبع درآمد آنها محسوب می شود، در سال 2005، 800 ملیون توریست بین المللی از کشورهای مختلف دیدن کرده است، در سال 2006، تمام پول سرمایه گذاری شده در این صنعت در جهان را شش و نیم هزار ملیارد دالر بر شمرد.

وی همچنین بودجه پروژه اکوتوریزم را 1.2 ملیون دالر خواند که از سوی کشور نیوزلند پرداخته می شود و بنیاد آغاخان نیز سهمی به عنوان دونر خواهد داشت که مبلغ آنرا اعلام نکرد.

فولادی هم چنین گفت: کوشش می شود که علاوه بر افزایش توریزم به بامیان، میراثهای فرهنگی و طبیعی هم حفاظت شده و مردم عام هم درآمد شان از این راه بالا برود.

در بامیان تعداد انگشت شمار مهمان خانه یا هوتل وجود دارد که آماده پذیرایی از مهمانان خارجی اند ( هر اتاق 50 الی 100 دالر در هر شب ) که این هوتل ها هم بیشتر از آن پولدارها، قومندان سابق و شرکای خارجی اند، اینکه این پروژه مردم عام را در نظر گرفته قابل قدر است اما دیده شود که براستی این پروژه سبب تغییر در زندگی مردم عام خواهد شد یا اینکه بازهم پولدارها، صاحبین نفوذ و عده ای زرنگ و فرصت طلب بیشترین سود را خواهند برد؟

رحم بر پلنگ ...

نمی دانم که فرهنگ غلط یا عنعنه افغانی عفو جنایتکاران، عدم تعقیب عدلی و عدم تطبیق عدالت کی پایان می یابد.

طالبان افغانی، کسانی که آزرده خاطر شده اند و باید دلجویی شوند، آنها را باید در نظام و دولت سهیم کرد، نام تروریست را نباید بر آنان به کار برد، از شورای امنیت باید بخواهیم که آنها را از فهرست سیاه بیرون آورد و ... زمزمه هایی است که توسط خیلی ها از جمله ارگ نشینان این روزها تکرار می شود.

نتیجته را دیروز دیدید، 30 نفر بی گناه را سربریدند، فرضا" که ثابت شود که کسی در اردو یا پلیس کار می کرده یا کارمند دولت و موسسات است چه نظام و دینی اجازه قتل را می دهد، اگر کار نکند از کجا امرار معاش کند؟
امروزه بسیاری از مسیرهای رفت و آمد مورد تهدید این گرهک تروریستی و جنایتکار قرار گرفته است، این جنایتکاران توانسته اند با همیاری ارگ نشینان از سوراخ های خود بیرون آمده و راه را بر مسافران بی گناه ببندند.

اگر دولت با این جنایتکاران اینقدر رحم نمی کرد امروزه شاهد این گستاخی ها نمی بودیم، اما گوش شنوایی وجود ندارد، بعد از چند روز دوباره برادران به مذاکره و مصالحه دعوت خواهند شد.