۱۳۸۷ آبان ۲۸, سه‌شنبه

حق تکلم به زبان مادری

حق تکلم به زبان مادری یکی از حقوق انسانی هر فرد است، هیچ کس را نمی توان مجبور کرد به زبان غیر از زبان مادری اش حرف بزند، بنویسد، تحصیل کند، گوش فرا دهد و ...

در حالی که این حق در سایر جوامع مسلم و شناخته شده به نظر می رسد در افغانستان ما، سردمداران و مدعیان دموکراسی و حقوق بشر و ... نمی خواهند این حق را احترام نموده و به رسمیت بشناسند.

پوهنتون و دانشگاه از همین نوع است، در ظاهر امر شاید یک دعوای الکی، سر هیچ باشد، ای بابا مملکتی که هزار و یک مشکل دارد آن وقت ما بیاییم روی دو واژه دعوا کنیم، حکایت انگور و عنب است؛ اما من فکر می کنم، قضیه خیلی هم جدی است و باید جدی گرفته شود، پوهنتون و دانشگاه روی و سطح قضیه است، پشت قضیه خیلی عمیق تر است، دنیایی از تحقیر یک فرهنگ، تبعیض و تعصب و غرور و تمامیت خواهی و ... مسایل را می توان در پشت سر این قضیه دید و خواند.

ترمینولوژی مشترک، سرود ملی، وحدت ملی، واژه های فارسی- ایرانی - بیگانه، قانون اساسی، زبان رسمی و ... توجیه روی آوردن به این گد ودی ادبیات است خبر اول فارسی دوم پشتو، بخشی از سخنرانی فارسی بخشی پشتو، من اول فکر می کردم که تنها ما ایرانی گگ ها نمی فهمیم، بیشتر از 13 ولسوالی هزاره نشین را تاکنون سفر کرده ام معدود کسانی را دیده ام که با زبان پشتو آشنایی دارند، مدیران دولتی و تحصیل کردگان در افغانستان را هم پرسیده ام، گفته اند، پول داده ایم و نمره کامیابی از مضمون پشتو گرفته ایم،

خوب این است حکایت هزاره ها، وضع تاجیک ها و ازبک هم در خصوص آشنایی با زبان پشتو به همین قیاس است، پس چرا ما اصرار داشته باشیم که زبان مادری من را همه باید بفهمند و همه بدان صحبت نمایند و همه ملت بدان گوش دهند، ترجمه سخنرانی پشتو به فارسی اهانت است و ...( منازعه روی لوحه دروازه دانشگاه بلخ و کابل- البته دانشگاه بامیان فارسی اش تحت شعاع پوهنتون قرار گرفته، یعنی پوهنتون با فونت درشت و در مرکز قرار گرفته و دانشگاه خرد و در گوشه سمت راست و انگلیسی اش در گوشه سمت چپ- بیشتر از روی ترس)

می توان به تبلیغات یا پیام بازرگانی رادیو ها و تلویزیون ها گوش داد، جایی که پای افهام و تفهیم پیام و منافع در میان است پشتو و فارسی از هم جدا شده است، به نظر من راه حل هم همین است، به زبان فارسی و گویش دری هم باید احترام قایل شد و به زبان پشتو هم احترام قایل شد به فارسی زبان ها اجازه دهیم از حق تکلم به زبان مادری شد بهره مند شوند و به پشتو زبانان هم شرایط و سهولت دسترسی به حق تکلم به زبان مادری شان فراهم شود، هیچ بهانه ای نباید سبب گردد که تکلم، نگارش یا استماع به زبان مادری را تحت شعاع قرار دهد.

۱۳۸۷ آبان ۲۵, شنبه

بامیان در هفته چهارم عقرب

رهایی چهار محبوس و تخفیف پنج تن دیگر، بالاخره حکم رئیس جمهور بعد از دو ماه (عید فطر) به بامیان رسید و موفقانه تطبیق شد، در زندان فعلی بامیان که در یک حویلی کرایی موقعیت دارد، حدود هفتاد زندانی وجود دارد که اکثر آنها دوسیه هایشان در راهروهای محاکم سه گانه متوقف و آنان منتظر اند.

برای اولین بار لیسانس ( گواهی نامه ) رانندگی و جواز سیر موتر در بامیان توزیع می گردد، یک و نیم سال پیش هم برای اولین بار پاسپورت شروع به توزیع نمود، بامیان از ولایات مشهور و شناخته شده افغانستان است و تا امروز و سال پار توانایی صدور لیسانس و جواز سیر را نداشت، دستاورد فعلی را به فال نیک گرفته و برگشته گان که چنین تبعیض روا داشتند لعنت نثار می کنیم، هرچند تا برابری کامل فاصله ها داریم.

معارف
از خبرسازهای هفته بود، رسیدن کتب درسی از صنف چهار تا دوازده، (کمتر از یک ماه به پایان سال تحصیلی نمانده است- خینه بعد از عید!)

دریافت کمک کمپیوتر از اداره انکشاف بین المللی ایالات متحده به مبلغ 38 هزار دالر، ( گرچه رئیس صاحب معارف می خواهد این را از دست آوردهای خود بنامد، در این عصر بیکاری جذب همچو کمک شاید یک دستاورد بزرگ باشد، امید است که این اموال چند صباحی سالم و مصئون بماند- بسیار شاهد بوده ام که موسسات آمده و به حال زار دولتی ها دلشان سوخته و کمک کرده اند اما چند روز بعد رئیس صاحب آنها را به خانه شان یا بازار برده!)

به معارف توصیه می کنم به فکر کیفیت باشند تا اخذ کریدت از کار آمریکایی ها، دوستی نوجوان بنام زمان از لیسه مرکز بامیان صحبت می کرد از 15 مضمون سه معلم ما تاکنون منظم آمده و 5 مضمون ما بیش از چهار ماه است که معلم نداریم ( جغرافیا، اجتماعی، مدنی و ... ) از 200 صفحه ریاضی فقط 40 صفحه آن را خوانده ایم و ...

آغاز به کار پروژه سواد آموزی در شهیدان به کمک یونسکو، این پروژه هم برای اولین بار در بامیان از سوی این موسسه برگزار گردیده و قرار است به تدریج در سایر ولایات هم برگزار گردد، سالهاست که پروژه های مطقعی سواد آموزی در قریه جات برگزار می گردد و این مسئله را هم می دانیم که تنها راه نجات ملت سواد و آموزش است اما من فکر نمی کنم سواد آموزی ( سواد حیاتی ) را با پروژه آنهم توسط سیستم کهنه، فرسود و آلوده معارف به پیش برد، این کارزار دگر است و مرد کار دگر می خواهد.

قومندانی امنیه هم بی دستاورد نبود، 20 بوتل ودکا را از بازار کشف کرد و چندین میل اسلحه را هم از دره شکاری بدست آورد، بامیان چون ساختار ده مانند دارد، جرایم جنایی زیادی در آن اتفاق نمی افتد، زیرا همگان یکدیگر را می شناسند.

روز دانشجو هم در دانشگاه بامیان توسط یک نهاد دانشجویی بنام " کانون تفاهم" تجلیل شد، اصل سخن آنان این بود که دانشجو باید سیاسی باشد اما سیاست زده و در خدمت احزاب نباشند، اما اینکه روز دانشجو چه روزی است و آیا دانشجویان بامیان از ناحیه احزاب کدام خطری را حس کرده اند، ولله نمی دانم، تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها و شاید هم این نهاد محترم برای عرض وجود چنین محفل گرفته اند.

بارش برف سردی هوا را به اوج خود رسانده است.

طبق معمول همیشه چند تا ورکشاپ هم برگزار شد - جامعه مدنی، حقوق زن و ... امثال هم.

۱۳۸۷ آبان ۲۳, پنجشنبه

جایزه ای دیگر برای بانوی صلح، آزادی و عدالت


داکتر سیما سمر کاندید دریافت جایزه 2008 دموکراسی و حقوق بشر آسیا شد.

اعدام و حقوق بشر

هفته پیش سید حسین عالمی بلخی نماینده پارلمان در میزمدور رادیوی صبح بخیر افغانستان گفت: فعالیت نهادهای حقوق بشری مانع تطبیق قانون از جمله جزای اعدام و موجب افزایش جرم و جنایت است!

حال که تاکنون 9 تن از مجرمین سال های پیش به جزای اعدام رسیده، کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز این بار نگرانی خویش را ابراز نداشت، نادری سخنگو و شمس الله مسئول بخش نظارت دفتر کابل در مصاحبه با طلوع جزای اعدام را که در قانون جزایی افغانستان آمده قانونی دانستند، کمیسیون در گذشته به علت آنکه نهادهای عدلی و قضایی ظرفیت لازم را ندارند و امکان حق طلفی موجود است مخالفت می کرد.

در اسناد بین المللی حقوق بشر نیز ممنوعیت جزای اعدام صراحت ندارد و محفوظ بودن حق حیات هم که در اولین ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است از سوی حقوقدان مختلف تفسیر شده است.

نمی دانم تحلیل بلخی از عدم آگاهی ایشان از معیار های حقوق بشر است ( عضو کمیسیون قضایی! ) یا ترس از تطبیق عدالت انتقالی!

اندر فواید برقع

روزی دو نفر از دوستان درباره برقع بحث می کردند، یکی آنرا مانع دسترسی زنان به حقوق شان می دانستند، دیگری از وجود آن دفاع می کرد البته بیشتر بخاطر امنیت زنان از نگاه شیطانی و ...

واقعه روز گذشته کندهار و اسید پاشی بر روی دختران دانش آموز، سبب شد که هشت دختر صدمه بیند و راهی شفا خانه گردند و حال دو تایشان خراب گزارش شده بر مبنای همین گزارشات اگر آنان برقع نداشتند، میزان صدمات بسیار جدی تر می بود.

باز هم بگویید که برقع بد است!

"بابه" سفید پوش

روز و شب گذشته اولین برف زمستانی بارید، در سطح شهر میزان این برف کم بود (حدود یک سانتیمتر) آمدن برف غنیمت است و نعمت اما به گفته دوستی مرگ غریبان نزدیک شد.
و بابه در زیر برف هم چنان پرصلابت است.
سید ضیاء سرباز ترافیک می گوید از صبح تا بیگاه یار بابه هستم، بابه ره زیاد دوست دارم، او مرد مقاومی بود.
ضیاء سابقه جهادی داشته از کار ترافیکی اش راضی نیست چرا که صلاحیت اش کم است، او می گوید راننده متخلف را گرفتار کرده و تحویل مقامات می دهم، بعدا" می بینم که پول داده است و رها شده و به ریش من می خندد، او 5000 افغانی معاش می گیرد و شب روز در خدمت پلیس است.

۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

برکناری قادری و آینده شهر بامیان

حمید الله قادری وزیر ترانسپورت طی یک اقدام بی سابقه رئیس جمهور از جلسه کابینه راهی دادستانی شد،قادری چرا و چگونه برطرف شد، بماند.

اما اهمیت قادری برای بامیان،
مقامات بامیان از جمله والی صاحب یکی از عمده ترین موارد شکل نگرفتن شهر جدید در دشت عیسی خان را عدم همکاری وزارت ترانسپورت در انتقال میدان هوایی از این محل می دانست.

میدان هوایی (خاکی) فعلی بامیان در دشت عیسی خان واقع شده و در گوشه ای از آن پی آر تی نیوزلند (احتمالا" برای فرار سریع) جای خوش کرده است و دقیقا" ماستر پلان شهری بامیان نیز در همین مکان طرح و تصویب شده است.

به جزء ده بیست ساختمان دولتی کدام تعمیر شخصی یا پروژه های شهری در آن ساخته نشده است، این در حالی است که چهار سال است از این پلان گفته می شود و به مردم و بازاریان و سرمایه گذاران هم اجازه ساخت و نوسازی در سایر جاهای شهر داده نمی شود و مردم همچنان بی خانه و سرگردان منتظر ماستر پلان!

بار ها گفته شده که وزارت ترانسپورت مجوز انتقال این میدان را به دشت شیبرتو نمی دهد و این لج بازی روند شهر سازی را به کندی مواجه کرده بود، هرچند گفته می شود که پی آر تی هم گفته که تا چند سال دیگه ما همین جا هستیم و شور نمی خوریم، وزارت ترانسپورت ارتفاع زیاد شیبر تو را بهانه فنی کرده بود،

هرچند گفته می شد که مقامات پشتون این وزارت با این طرح عمدا" مخالفت می کردند، وزارت ترانسپورت طی معامله ای از هزاره ها گرفته شد و بجایش وزارت مبارزه با مواد مخدر داده شد، اما از احسان ضیاء هم که هزاره بود بخاری بلند نشد،

درست هفته گذشته والی صاحب، قول همکاری وزیر ترانسپورت در این زمینه را یکی از مهمترین دستاوردهای کنفرانس انکشاف اقتصادی و اجتماعی بامیان توصیف کرد،

اما دیده شود که این امیدواری به جایش می ماند یا باز هم ماستر پلان شهری فراموش می شود،
هرچند داکتر سرابی این را هم اضافه کرده است که ما زمین ها را برای مردم توزیع می کنیم، وزارت می داند که میدان هوایی را در هر کجا که دلش خواست بسازد- من فکر می کنم باید والی صاحب باید خیلی وقت ها پیش چنین می کرد، در این مملکت باید قومندانی عمل کرد!