۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

دوران طلایی هزاره ها

قبلا" زیاد شنیده بودم که ما (هزاره ها) باید شکر گزار وضعیت فعلی (دوران طلایی) باشیم، آنها خیلی لطف دارند که از معاون دوم، چند وزارت و چند چوکی پارلمان را به من و امثال من بخشیده اند و ... و جدی نمی گرفتم و پشت گوش می انداختم اما عربده های دیشب حشمت غنی احمد زی در برنامه آخر خط تلویزیون نور که این سخنان را با خشم زیاد بر معلم عزیز رویش بیان می کرد، خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد که ما چه فکر می کنم و اونا چی فکر می کنند!!

هر چند رویش به او حالی کرد که از موضع فرد گپ می زند و اگر اشتباهی دارد باید به عنوان یک فرد خطاب شود اما به چشم خویش دیدم که خشم این مرد  نثار "هزاره" می شد و معلم عزیز آنجا فرد نبود، هزاره بود که آماج خشم و خشونت حیوانی قرار گرفته بود.

به یقین که احمد زی هم در این تفکر آلوده به خشونت فرد نیست.
با خشونت، تحریک احساسات و ... نمی شود این خشونت را زدود و چنین تفکری را اصلاح کرد، عقلای قوم باید به میدان آیند و کاری کنند بنیادی.

(تذکر: چند روزی بود که به اینترنت دسترسی نداشتم، تنها کافی نت بازار هم بسته بود یا خراب و ... و  اینترنت موبایل ها هم چندان سرعت ندارد و یا هزینه آن زیاد است، دسترسی به اینترنت در بامیان فقط محدود است به چند دیش که موسسات دارند و بس!)

۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه

خشم بابا

24 ساعت بارندگی، پس از چند روز گرمی هوا، رشته کوه بابا را به خشم آورد  و از بعداز ظهر دیروز سیل مدهش و ویرانگری از دره فولادی (مرکز بامیان) سرازیر شده که هم اکنون نیز با شدت هرچه تمامتر ادامه دارد.

سیل از نزدیکی زیارت میرهاشم از رودخانه بالا آمده و سرک فولادی را تا ابتدای بازار احاطه کرده است، بطوریکه هوتل جاده ابریشم، هوتل اعیان نشین، از چهار طرف در محاصره سیل قرار دارد.

سیل از نیمه شب گذشته خواب از چشمان بازاریان ربود، رودخانه از پشت بازار می گذرد و دیوار استنادی آن هم چندان اعتباری نیست و خطر آن وجود داشت که سیل بازار یا اقتصاد بامیان را با خود ببرد که با تلاش بازاریان، وسایل و امکانات شرکتی خصوصی و دستپاچگی مسئولین، اندک تدبیری سنجیده شد تا اینکه بازار را آب نبرد.

در تماسی که با سخنگوی ولایت داشتم او نیز آماری از خسارات وارده را نداشت و اظهار امیدواری می کرد که تلفات نداشته باشد و گفت تمام مسئولین برای مهار سیل تلاش می کنند.

بارش 24 ساعت گذشته و سیل جاری خسارات زیادی به مردم فقیر و زراعت پیشه بامیان وارد کرده است، زمین های زراعتی زیادی در کنار رودخانه هست که سیل آنها را فرا گرفته است و نیز عده زیادی از کشاورزان گندم هایشان را درو کرده و آماده خرمن بودند که بارندگی به آنها صدمه زده است و آنهایی که گندم یا کچالوی شان را برداشت نکرده بودند از یک ماه پیش زمین هایشان را آب نداده بودند تا گندم زرد شود و کچالو پخته گردد اما بارش بی وقت، همه آن زحمات را هدر داد.

24 ساعت بارش در وسط تابستان در اینجا بی سابقه بوده است.
گرمای چند روز اخیر، آب شدن برف ها و یخچال های طبیعی ارتفاعات بابا را در پی داشته است و باران اخیر هم به سرازیر شدن این آب ها کمک کرده است.
دره فولادی منتهی است به رشته کوه بابا و قسمت عمده جمعیت مرکز بامیان در این دره سرسبز زندگی می کنند.

حال برای مهار این سیل چه باید کرد؟
زمستان و سال بدی در انتظار مردم فقیر بامیان و فولادی در انتظار است.

برای سرباز نیوزلندی

دیروز خواستم خبر کشته شدن اولین سرباز پی آر تی یا نیروهای یاری امنیت یا کمک به بازسازی نیوزلند را بنویسم اما حالم مساعد نبود، کشته شدن یک انسان، آنهم مسافر و مهمان قاصدی نمی خواهد!

حال که دیگر رسانه ها منعکس کرده اند، می خواهم برای آن سرباز کشته شده مطلبی بنویسم.

اگرچه روزانه دهها نفر از هموطنانم توسط برادران ناراضی کرزی با عملیات انتحاری به جنت می روند یا سر بریده می شوند یا توسط اشتباه مکرر ناتو و آمریکایی ها جانشان را از دست می دهند اما کشته شدن سرباز نیوزلندی در ولایت بامیان که برای اولین بار طی هشت سال گذشته رخ می دهد از جنس دیگر است.

مردم بامیان هر چند  از اینکه پی آر تی نیوزیلند در قسمت بازسازی کار عمده ای نکرده اند ناراض اند  ولی کار ناشایستی از آنها ندیده اند  که در مرگ آنها خوش باشند یا بخواهند کمر به مرگ  آنها بندند.

این نیروی 140 نفره به نوعی با مردم بامیان رفیق هستند و مردم هم وجود آنها را برای دفع خطری بزرگ تر غنیمت می دانند. 

درست است که آنها برای حفاظت از منافع خود اینجایند اما منافع ما هم در گرو حضور آنها می باشد، هنوز که هنوز است دولت و پلیس ما توانایی یا انگیزه دفاع از جان و مال شهروندانش را ندارد و هنوز گرگانی که دیروز بر جان و مال مردم مسلط بوده اند، مردم را تاراج و قتل عام کرده اند خطرشان از بین نرفته و به کمین نشسته اند.

مرگ اولین سرباز نیوزلندی در بامیان، خبر خوشی نیست اما عامل این حادثه بازهم برادران ناراضی هستند که از مناطق جنوب آمده و در کوههای تاله و برفک بغلان (هم مرز با بامیان) چنین ناامنی هایی را دامن می زنند.

۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه

گزارش حقوق بشر از منازعه امسال کوچی ها در بهسود

نتیجه کار امسال برادران کوچی برای مردم ده نشین هزاره؛ 6 کشته، 6 زخمی، 340 قریه آواره، 153 حویلی حریق، حدود 2800 فامیل متضرر و آواره، 35 باب مکتب تعطیل که حدود 5500 شاگرد محروم از تحصیل.

گزارش تکمیلی گروه حقیقت یاب کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را همراه جزئیات کامل، اسامی و عکس ها را اینجا بخوانید.

۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

ستاره بامیان

جشنواره دوم راه ابریشم در میان شور و هلهله مردم دیشب پایان یافت و سه ستاره آواز و موسیقی دمبوره نیز معرفی گردیدند.
در این رقابت 9 نفر از جوانان علاقه مند این رشته اشتراک داشتند که با داوری اساتید پیش کسوت، ستاره های آواز هزاره گی و دمبوره معرفی شدند.
طاهر سعادت، جوان مستعد اهل قرغنه تو، ستاره اول

محمد ضیاء رستمیان، جوان یکاولنگی، ستاره دوم

 سید داود یکاولنگی، ستاره سوم

 هیئت داوران از چپ به راست: استاد صفدر توکلی، همایون لعلی، علی دریاب، سید انور آزاد و میرچمن سلطانی


بدین ترتیب جشنواره دوم به پایان رسید و مسئولین برگزار کننده با توجه دستاورد های آن از جمله:  شمار زیاد بازدید کننده و رونق در کار و کسب مردم، احیای فرهنگ محلی قول دادند که در آینده نیز جشنواره هایی برگزار خواهند کرد.

۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

تجلیل از پیشکسوتان فرهنگ و هنر محلی

دیروز در محفلی کوچک اما معنوی و نمادین از دو پیشکسوت عرصه فرهنگ و هنر محلی، استاد صفدر توکلی پدر و سلطان موسیقی هزاره گی و محمد جواد خاوری محقق و نویسنده فرهنگ هزاره گی تجلیل به عمل آمد.
این تجلیل در حاشیه جشنواره دوم راه ابریشم و از سوی برنامه اکوتوریزم  و والی بامیان برگزار شده بود.

صفدر توکلی از 52 سال زندگی با دمبوره اش گفت از توهین ها، تحقیر و لعن هایی که دیده  و شنیده حکایت کرد و از مقاومت هایش در این باره سخن گفت.
توکلی 43 سال است که به عنوان هنرمند محلی در وزارت فرهنگ کار می کند و امسال بازنشسته شده و گفت بیش از 500 آهنگ از وی در آرشیو رادیو و تلویزیون ملی  موجود است.

هنگامی که ابراهیم اکبری رئیس اطلاعات و فرهنگ  از خاطره قتل برادر زاده توکلی به جرم دمبوره نوازی در یکاولنگ بدست عناصر متحجر گفت، استاد برای مدتی صورتش را با دست پوشانده بود.

صفدر توکلی به جوانان توصیه کرد و گفت: دمبوره را دست کم نگیرید، دمبوره سابقه 4000 ساله دارد، در دنیای بیرون هنر و اصالت ما را با دمبوره می شناسند و خاطره از سفر چین نقل کرد که بعد از ختم آهنگ اش تالار به لرزه در آمده و چقدر تشویق شده است.

وی در پایان گفت که بیش از 3000 مصرع شعر دارد و بدلیل آنکه تاکنون کسی حمایت نکرده چاپ نشده است.

محمد جواد خاوری نیز از رویکرد دنیای مدرن و یکنواخت امروز به خرده فرهنگ ها یا فرهنگ بومی گفت و افزود که فرهنگ بومی اصالت و هویت ماست و اقدامات وی در نشر 5 کتاب در این زمینه در مقابل ذخیره عظیم فرهنگ هزاره گی ناچیز است.

سومین جام شهید مزاری

سومین مسابقات نیو فول کونتاکت (شین گی تای) جام شهید مزاری  با حضور بیش از 140 ورزشکار از 10 ولایت دیروز در بامیان برگزار شد.
این مسابقات در سه رده سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان انجام  شد.

ورزشکاران شرکت کننده در این جام  از مقابل بودا تا تندیس رهبر شهید و از آنجا تا استادیوم فوتبال شهید مزاری را رژه رفته و سپس مسابقات در حضور تماشاگران ادامه یافت و در ختم روز به برندگان لوح تقدیر و مدال توزیع گردید.
به نظر من این ورزش کمی خشن است، بیشتر ضربه های مشت به صورت وارد می شود و بسیاری از ورزشکاران علی رغم پوشیدن کلاه و محافظ دندان و ...  دهان و دماغ شان خون می شد!

شیهان حیدری گفت این ورزشکاران از ولایاتی چون بدخشان، هلمند، بلخ، سمنگان، کابل و جاغوری با هزینه خودشان آمده اند!!
او در ادامه گفت از سال 82 تاکنون ورزشکاران این رشته بیش از یکصد مدال منطقه ای و جهانی را کسب کرده و 30 مدال افتخار دولتی از رئیس جمهور اخذ کرده اند.

این رشته تاکنون در 16 ولایت گسترش یافته است.
جام شهید مزاری هر ساله در بامیان برگزار می گردد.

در موقع اهدای مدال به برندگان، حیدری یک مدال نقره و تقدیر نامه به عباس آگاه خبرنگار رادیو صدای آشنا و تلویزیون راه فردا و یک مدال نقره و تقدیر نامه به امیر فولادی، مسئول برنامه اکوتوریزم و برگزار کننده دومین جشنواره راه ابریشم اهدا کرد،  گرچه این مدال ها بخاطر زحمات این دو نفر در برگزاری این مسابقات تقدیم شد اما من فکر می کنم، مدال ورزشی فقط  باید بخاطر پیروزی در نبرد و مبارزه  در میدان ورزش تقدیم شود ورنه ارزش خود را از دست می دهد.