۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

روز جهانی صلح

یوناما شعار جالبی برای صلح دارد "شما برای صلح چه می کنید؟"
از کنار این سئوال نمی شه بی تفاوت گذشت، امروز که روز جهانی صلح است چند روز پیش در "دستنامه آموزشی گذار از منازعه" که از نشرات شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر است مطلبی را درباره صلح خواندم که خلاصه آنرا اینجا می آورم، حداقل کار برای صلح:

راههای رسیدن به صلح:
1- راهکار سلبی؛ نکات منفی که در روابط و رفتار با یکدیگر وجود دارد از بین برده شود مانند بی عدالتی، برتری طلبی، تبعیض، تعصب، تضاد ها و گرایشات فاشیستی قومی، قبیلوی، ایدئولوژیک، مذهبی، لسانی، فساد، فقر، بیکاری و ...

2- راهکار ایجابی؛ کارهایی که از لحاظ ارزشی مثبت اند و روابط و مناسبات انسان ها را سالم تر می سازند باید ایجاد شده و تشویق شوند مانند: رعایت ارزش های مدنی و انسانی چون  مدارا، تساهل، همدیگر پذیری، عدالت، حسن نیت، حسن عمل.
و رعایت حقوق بشر؛ وقتی که همه انسانها حرمت و کرامت همدیگر را نگهدارند و هیچگونه تجاوز و اهانت به حریم، حقوق و آزادی های دیگران نکنند، چنین جامعه ای سالم و امن و در صلح خواهد بود.

رأی ندادم

من رأی ندادم، نه از ترس طالبان و نه اینکه دموکراسی را برای همسایه بخواهم بلکه به دلیل زیر:

به عنوان مشاهد داخلی رفته بودم بهسود در یکی از مراکز رأی دهی ساعت حدود یازده بود، دیدم که مردمی که رأی داده بودند در بیرون مرکز مشغول پاک کردن دست هایشان بودند و در درون مرکز هم مأمور تثبیت هویت با آنکه می دانست و می دید که مردم یکبار رأی داده با کارت دیگر قصد رأی دهی دارند، مانع آنها نمی شد، من مدتی به این صحنه نگاه کردم، مأمور انتخابات، افراد رأی دهنده منتظر در صف و  ناظری که پهلویش ایستاده بود، زیر لب خنده می کردند، می خواستم عکس بگیرم که مانع ام شدند و من اجازه دخالت نداشتم و مانع کارشان هم نشدم.

از مرکز رأی دهی بیرون آمدم، دیدم که همه مردم با خوشحالی تجربه چند دفعه رأی دهی خود را به همدیگر قصه می کنند، بیچاره ناظرین هم فقط کتابچه ای را در دست داشتند که شماره قفل ها را یادداشت کرده بودند و آخر کار هم نتیجه آراء را نوشتند.

باقی روز را هم از چنین انتخابات مخدوش و پر از تقلب هم نظارت نکردم و رأی خودم را هم نخواستم که آلوده شود، دلم به حال آن سربازی سوخت که شب گذشته را در سرمای صفر درجه، مرکز رأی دهی را نگهبانی داده است، در آخر روز هم آن کارمندان و مردم در گوشه هوتل اقامه نماز کردند؛ الله اکبر، یعنی خدا بزرگ است، خدا همه جا حاضر است، خدا عادل است و ...

۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه

عید فطر امسال

چند روزی بود که رخصتی بود، سالروز کشته شدن احمد شاه مسعود، بین تعطیلین و سه روز عید فطر؛ خوب وقتی که  دسترسی به اینترنت نباشد، وبلاگ هم تعطیل است.
خوشبختانه که دوستان زیادی در بامیان هستند که رسالت اطلاع رسانی در بامیان را انجام می دهند که لینک های این وبلاگ شاهد این مدعاست.

عید سعید فطر امسال خوشبختانه چه از طرف کرزی، چه از طرف ملاهای ما، اتفاقا" در یک روز مصادف شد، صبح زود رفتم برای به جا آوردن نماز عید در مسجد جامع رهبر شهید، در حیاط مسجد دیدم که دو موتر آیساف نیروهای سنگاپوری ایستاد هستند، گمان کردم که برای امنیت آمدند، داخل مسجد که شدم در صف کناری ام سرباز سنگاپوری هم برای نماز نشسته بود و اشاره کرد که مسلمان است.

آقای صادقی قصد داشت که نماز را اقامه کند، گفتند صبر کنید، مقامات پلیس برای امنیت در راه هستند!
سنگاپوری ها برای امنیت یک سرباز مسلمان شان دو موتر از صبح وقت آمده بودند اما مقامات خواب برده ما برای امنیت هزاران نماز گزار هنوز نیامده بودند.

جالب آنکه در صف نماز هیچ کاندیدی را هم ندیدم، کاندیدهایی که پوستر و شعار های مذهبی و دینی شان در و دیوارها را پر کرده است اما در بزرگترین همایش مذهبی سال، شهر و ولایت شان اشتراک نداشتند.

۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

معیارهای یک نماینده خوب

داکتر سیما سمر هفته گذشته مهمان ما در بامیان بود وی درباه اینکه به چه کسی باید رأی داد گفت: به عنوان یک مسئولیت مدنی به کسی باید رأی داد که:
1- متهم به نقض حقوق بشر نباشد.
2- قلدری نکرده باشد.
3- سر خون مردم تجارت نکرده باشد.
4- زمین مردم را چور نکرده باشد.
5- دختر یا پسر مردم را به زور نبرده باشد.
6- سابقه و شهرت نیک داشته باشد.
7- قاچاق مواد مخدر و اسلحه نکرده باشد.
وی در پایان درباره برنامه عدالت انتقالی گفت نفرت از زورمندان و متهمین نقض حقوق بشر و رد آنها از پارلمان خود می تواند نوعی محاکمه باشد.

۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

کابلبانک

رفته بودم کابل بانک، بی نهایت شلوغ بود.
یک نفر 7 لک افغانی از پولش را پس گرفت، دو دوست هرکدام 2500 دالر، البته نصف پولشان را کشیدند، تمام پول شان را یکباره نمی داد.

شایعه ورشکستگی کابلبانک مردم را نگران کرده است، با یکی از این دوستان صحبت کردم، گرچه که او از می گفت، پولم در بانک امنیت بیشتری نسبت به خانه دارد اما چه تضمینی برای این بانک وجود دارد؟ می گفت که وزیر مالیه در رسانه ها ضمانت داده اما کی به حرف وزیر مالیه کرزی اعتماد می کند؟
او یاد می کرد که یک و نیم لک افغانی شان در زمان نجیب در پشتنی بانک، بانکی دولتی! بود تا امروز اثری از آن را ندیدند و مرا هم توصیه می کرد که هرچه زود تر اگر پول داری از بانک بکش.

من گفتم 200 دالر در حسابم هست و آن مبلغ اعانه محصلین بی بضاعت است که دوستی برایم حواله کرده تا بابت ماه آگست پرداخت نمایم، اگر این شلوغی ها کمتر شود برای اخذ آن پول باز هم کوشش خواهم کرد.

۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه

پیام بامیان

علی پیام شخصیت فرهنگی، نویسنده که اینک به عنوان مشاور والی بامیان کار می کند، چند وقتی است که گاهنامه "پیام بامیان" را منتشر می کند، چندی پیش از این دوست فرهیخته خواستم که اگر امکان دارد پیام بامیان را در اینترنت هم بگذارد، اینک این کار انجام شده است، البته فعلا" به شکل پی دی اف است و مشکلاتی دارد اما انتظار است به کمک دوستانی که با این فناوری آشنایی دارند و کمک کنند، به شکل بهتر نشر گردد.

فراغت قابله ها و ...

فراغت 20 قابله، آنهم برای چهارمین بار خبر مهم و جالب شهر ماست، جماعت خبرنگار هم نان شان در روغن شد!
این تنها یک قسمت از جماعت عکاس و فیلمبردار می باشد.
در تربیه این بیست نفر، بیش از چهل نفر دیگر هم لوح تقدیر گرفتند، یعنی همه سهیم بودند، وزیر صاحب یا همان سرپرست از کابل بلند شده آمده بود و چپن فارغین را پوشیده بود و خیلی های  دیگر هم حضور داشتند.

چرا فراغت 20 قابله این همه اهمیت دارد؟
به نظر می رسد که کار یا پروژه چندان دندان گیر دیگری پیدا نمیشه، همگی بیکارند و مشغول روزمره گی، همگان سعی دارند در ای پروژه خود را سهیم کنند.