چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸ ه‍.ش.

عبدالله در بامیان-2

ادامه تصاویر کمپاین امروز داکتر عبدالله در بامیان
تصاویر خود گویا است.

یکی از حامیان اش به نمایندگی از مردم بامیان برک وطنی را به وی اهداء کردمتنفذین، علما و اعضای ستاد حمایت از عبدالله

سید حسین انوری هم آمده بود و سخنرانی هم کرد
حضور زنان چشمگیر نبود!


دوستان آمریکایی هم از صبح زود امنیت گرفته بودند.
انبوه جمعیت هنگام خروج از محل محفل (هوتل گرزندوی)

مردم بامیان از داکتر عبدالله خواستند که به محرومیت بامیان توجه کند، این دلیل عمده روگردانی مردم از کرزی و روی آوری به ایشان می باشد.

عبدالله در بامیان

داکتر عبدالله عبدالله کاندید ریاست جمهوری امروز به بامیان آمد।
هزاران نفر از مردم بامیان اعم از تاجک، سادات و هزاره از مناطق مختلف ولایت به استقبال ایشان آمده بودند।

داکتر عبدالله بر محرومیت و فقر مردم بامیان صحه گذاشتند، ایشان وعده ها دادند و گفتند که به وعده هایشان صادق می باشند نه مثل کرزی که پنج سال پیش که به بامیان آمده بود وعده سرک قیر برای کابل-بامیان را داده بود و گفته بود دفعه بعد از راه سرک به بامیان می آید اما بامیان نه تنها سرک اش قیر نشده که کاهگل شده است।

عده ای انبوه جمعیت امروز را که بیشتر تاجک ها و سادات بودند نوعی قدرت نمایی این دو اقلیت که فکر می کنند چند سال است در بامیان به آنها بی توجهی شده می دانند اما من با توجه به حضور اقلیت هزاره در این بین فکر می کنم که باید از این فرصت به نفع وحدت در بامیان استفاده کرد، چرا سادات خود را جدا می دانند؟ و چرا تاجک ها احتیاج به قدرت نمایی دارند؟

باید این مشکلات را حل کرد.
چرا همه اقلیت های موجود مانند هزاره های امامیه، اسماعیلیه، تاجک و سادات بامیان به دور هم نباشند.
جمعیت امروز نشان داد که می شود چنین اجماعی را فراهم کرد।






شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۸ ه‍.ش.

همبستگی با ملت ایران

امروز از سوی سازمان های حقوق بشر جهانی روز همبستگی با ملت ایران نامگذاری شده است، مردمی که برای دفاع از حقوق انسانی خویش بصورت مسالمت آمیز تظاهرات کردند اما از سوی حاکمیت دیکتاتور با توسل به شرع و خدا و ... به خشونت کشیده شد.

به یاد همنوعان ایرانی ام که به جرم اندیشیدن کشته شدند، زندانی شده اند به عنوان یک انسان همزبان، هم فرهنگ و هم دین و ... در این روز جهانی اعلام همبستگی می کنم، به امید روزی که جنبش عدالت خواهی و حق طلبی ملت ایران به پیروزی رسد.

سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

کمپاین و چور

گفته می شود که کمپانران کرزی در بامیان بر سر تقسیم پول اختلاف پیدا کرده اند.
ائتلاف حامیان کرزی هرکدام ستاد انتخاباتی جداگانه ای را تشکیل داده اند و هرکدام مبلغی را به عنوان کمپاین با خود آورده اند، برخی هایشان اصلا" این مبالغ را مصرف نکرده اند و از این رو باعث اختلاف و ... شده اند.

البته تیم دکتر عبدالله نیز وضعیت مشابه دارد.

یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

تندروی

دوستی عزیز و محترم بنام یاسین محمدی در قسمت نظرات راجع به بشر دوست و تندروی اش نظرات ارزشمندی را نگاشته است، محمدی صاحب باب جدیدی را گشوده است اگر این موضوع مورد بحث و بررسی عمیق و مشارکت شما خوانندگان واقع گردد، برای جامعه امروز فایده های زیادی می تواند داشته باشد.

سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

بشر دوست

امروز محترم رمضان بشر دوست به بامیان آمد، در سرچوک ابتدای بازار سخنرانی کرد، مردم با چک چک ممتد وی را تشویق کردند.

بعدا" به دیدار مغاره نشینان رفت و گفت: اگر رئیس جمهور شوم شما را به قصرهای شیرچور (شیرپور) و شهرک حاجی نبی که بنام شما مردم معامله شده منتقل خواهم کرد.

او گفت: بعضی ها می گویند که بشر دوست در خوست علیه هزاره ها صحبت کرده است، در حالیکه من علیه هیچ قوم صحبت نکرده ام این شایعات رقیبان است.
از لیله محصلین هم دیدار کرد و آنجا هم سخنرانی کرد

اکثر مردم و هزاره ها می گویند یک حق رأی داریم و آنرا به بشر دوست می دهیم هرچند که می دانیم رأی نمی آورد ولی بشر دوست در سخنرانی اش از قول اوباما گفت: که او از یتیم های بوش در افغانستان خوشش نمی آید، به همین خاطر عبدالله و اشرف غنی هم در کنار کرزی به میدان آمده اند، اوباما از این تیپ آدم ها خوشش نمی آید. ناامید نباشید.
فرصتی پیدا شد تا سئوالی را راجع به کوچی ها از بشر دوست پرسیدم، (من در سمت چپ بشر دوست) زیرا نظرات او را در این مورد نمی دانستم، او گفت هم کوچی ها و هم هزاره ها حق زندگی دارند، پرسیدم آیا منظور شما این است که کوچی ها به بهسود و هزاره جات بیایند؟ وی گفت: نه در دشتهای بایر مانند دشت لیلی باید آبهای اطراف آنرا مهار کرده و آنرا را ساکن کنیم.

در قسمتی از سخنان خود سایر کاندیداها را با القاب و صفات ناپسند توصیف کرد که به نظرمن کاندیدی حق دارد از خودش، برنامه های خود و ... خود بگوید نه آنکه بد گویی دیگران را کند.

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

جشنواره راه ابریشم -3

شنبه بعد از ظهر مقابل بودای بزرگ (صلصال) روز سوم جشنواره راه ابریشم بود، روز سوم روز دمبوره، شادی، نشاط و رقص بود، شاید این وضعیت خیلی ها را خوش نیاید و بخواهند که اعتراض کنند اما من معتقدم که آنها باید دیدگاه خود را عوض کنند، شادی، نشاط، موسیقی و پایکوبی باید گسترش یافته و انرژی و هیجان جوانان باید در چنین محافلی تخلیه گردد.
به سفارش دوستی خواننده این وبلاگ توصیف این رویداد را به عکس واگذار می کنم.

نصرالله توکل همراه دختران اژدر


کاکا با بودنه خود آمده بود


از قسمت های جالب، رخص پسران جوان و دختران خردسال حین خواندن حمید سخی زاده ستاره افغان بود که سخت جمعیت را به شور آورده بود


اصحاب رسانه از هر دو جنس

پلیس هم شوق نداره؟







شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

جشنواره راه ابریشم -2


(عکس هایی از بند امیر که دیروز گرفته ام تقدیم به همه گرما زدگان جهان)

دیروز و پریروز رفته بودم بند امیر، جشنواره راه ابریشم.
ما که رسیدیم روز اول جشنواره که شامل کشتی محلی، مسابقه شنا، طناب کشی، موسیقی محلی و ... بود تمام شده بود، شب را در موتر و خیمه در سرمای شدید سپری کردیم و روز بعد مسابقه بزکشی بود.

بیش از 50 سوار کار همراه اسپ هایشان شب تا صبح را نخوابیدند، اسپ هایشان را برای مسابقه آماده کردند، بیش از دو ساعت مبارزه هیچ تیمی موفق به پیروزی نشدند و ناچارا" تیمی که جسد بز مسابقه را از محدوده بیرق عبور داده بود برنده شناخته شد، جمعیت زیادی جمع شده بودند اما خسته و ناامید میدان را ترک کردند.

من فکر می کنم که دست اندرکاران ورزش باید یا در نحوه یا در شکل این مسابقه تغییرات لازم را به وجود آورند که هم هیجان و انرژی ورزشکاران را به نحوه مطلوب هدایت کند و هم تماشاچیان را ارضاء نماید.


(خانم حلیمه رضایی یک تن از زنان فعال در عرصه اجتماعی و زنان تجارت پیشه که با لباس محلی در یک خیمه، صنایع محلی را برای فروش و نمایش عرضه داشته بود از ایشان تشکر می کنم که اجازه انتشار این عکس را به اینجانب دادند)

نمایشگاهی از صنایع دستی زنان، عکاسی و نقاشی هم برگزار شده بود.

چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

ثابت در بامیان

امروز که از بازار می گذشتم عبدالجبار ثابت را دیدم که در ابتدای بازار ایستاده و بیست، سی نفر دورش حلقه زده اند و مشغول صحبت است..
من فرصتی نداشتم که توقف کنم و اگر روزهای آینده هم برنامه ای داشت کوشش می کنم در آن شرکت کنم.

عبدالجبار ثابت اولین کاندید ریاست جمهوری این دوره است که به بامیان آمده است و این طور ساده و بی آلایش با مردم صحبت می کند.
چند هفته پیش خلیلی نیز با سفیر آمریکا از طریق هوا به بند امیر آمد و فوری هم از آنجا به کابل برگشت.

در این پنج سالی که من در بامیان هستم، هیچگاه ندیدم که خلیلی از شهری که او را به صدارت رساند با حوصله دیدن نماید، با مردم بنشیند و به صحبت های آنها گوش فرا دهد.

در و دیوار بازار دو کیلو کیلومتری بامیان دیگر جایی برای پوسترها و عکس های کاندیدان ریاست جمهوری و شورای ولایتی نمانده است.

سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

جشنواره راه ابریشم

اولین جشنواره را ه ابریشم در بامیان برگزار می گردد.
این جشنوراه روزهای پنج شنبه و جمعه 18 و 19 سرطان ( 9 و 10 جولای ) در بند امیر و شنبه 20 سرطان در بامیان برگزار می گردد.
موسیقی محلی، عکس، نقاشی، تأتر، صنایع دستی، نمایش فیلم و ... از برنامه های این جشنواره است که از موسسه اکوتوریزم دست اندر کار این برنامه است، اعلام شده است.

اگر در کابل یا اطراف بامیان هستید این فرصت خوبی است برای میله و چکر در بامیان باستان و بند امیر اولین پارک ملی به خصوص برای فرار از هوای گرم این روزها.

یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

داکتر عبدالله و هزاره ها

بسیاری از مردم هزاره فکر می کنند که داکتر عبدالله و تیم کمپاین گر اش برای هزاره ها نقش و سهمی در نظر نگرفته اند،

چراغعلی چراغ معاون دوم اش می گویند شیعه است، ولی در بین هزاره ها ناشناخته است، عکس های مرحوم مصطفی کاظمی به همان اندازه و سایز عکس داکتر عبدالله در کنار بنر های کلان ایشان در غرب کابل دیده می شود- شاید مصطفی کاظمی از آن دنیا SMS یا پیام ارسال کرده باشد- و انوری و دیگر آقایان هم در کنار عبدالله ایستاده اند.

شاید داکتر عبدالله و تیم همراهش هنوز در خواب دهه 70 و نوع رابطه ای که اسلافش با رهبر شهید داشتند هستند، اگر اینطور باشد آنان یک بیست سال از زمانه عقب اند و بهتر است که بیدار شوند.


شورای ولایتی یا شورای نوجوانان

دو روز پیش کابل بودم، عمدتا" در غرب و برچی، عکس و تصاویر کاندیدان ریاست جمهوری و شورای ولایتی همه جا پر بود.

بنرهای بزرگ پوستر کاندیدان هم در چهار راهها، میادین و سرپل ها را هر کدام با ژست و اکت های خاص اشغال کرده بودند، یکی از کاندیدان شورای ولایتی گفته می شد که پسر حاج رمضان- یکی از حاجی صاحب های پولدار کابل و شریک در چپاول پروژه خاتم الانبیاء- بود که ظاهرا" کمتر از بیست سال سن داشت، آنقدر عکس و بنر های کلان و چند متری را چسپانده بود که سرک برچی را از ابتدا تا انتها پوشانده بود.

با یک حساب سر انگشتی اگر تعداد این بنر های دیجیتالی را با هزینه داربست ( خوازه فلزی )، مالیه شهرداری، کرایه جرثقیل و کارگران خدماتی را جمع کنیم به ملیون ها افغانی می رسد و جالب آنکه تغییر در زندگی مردم از راه مبارزه با فقر یکی از شعار این بچه پولدار بود که در بنر های خویش نوشته بود.

کاندیداهای دیگر از مردم هزاره (چه دختر و چه پسر) هم اکثرا" از سن کمی برخوردار بودند، این هجوم جوانان ما به سوی کسب نام و شهرت را چگونه می توان ارزیابی کرد؟


پروژه های صحی

وزیر صحت روز گذشته چند پروژه صحی را افتتاح کرد.
آغاز به کار تعمیر جدید یک کلینیک در قریه حیدر آباد مرکز بامیان و سنگ تهداب گذاری شفاخانه ورس، مرکز تداوی معتادین و مکتب قابلگی از جمله این پروژه ها بود.

والی بامیان خواستار ارتقاء شفاخانه بامیان به شفاخانه آکادمیک بود که وزیر صاحب گفتند موافق هستند، شفاخانه آکادمیک زمینه را برای تربیت کادرهای طبی فراهم می کند.

داکتر فاطمی وزیر صحت هزینه این پروژه ها را حدود دو ملیون دالر اعلام کرد که از محل کمک های موسسه انکشاف بین المللی ایالات متحده آمریکا و کشور قزاقستان ( شفاخانه ورس ) پرداخت می شود.

داکتر فاطمی بخاطر ارج نهادن به زحمات داکتر احسان الله شهیر رئیس صحت عامه بامیان ایشان را شایسته دریافت تقدیر نامه درجه اول از رئیس جمهور دانستند و افزودند که به زودی این مسئله را تعقیب خواهند کرد.

هم چنین وزیر صحت همراه والی و دیگر مقامات از بازار بامیان و وضعیت بهداشت محیط مراکز ارایه خدمات غذایی از نزدیک دیدن کردند، وضعیت بهداشت محیط، زباله ها، فاضلاب ها و دستشویی های عمومی بسیار ناهنجار بوده و فکر می کنم مقامات محترم هم برای اولین بود که از این محلات بازدید می کردند!

حال که وقت کمپاین است، افتتاح و سنگ تهداب هم زیاد است، ولو آنکه قبلا" افتتاح شده باشد و ...