۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

واحد اداری

یکی از آرزوهای ما مردم افزایش واحد های اداری در مناطق هزاره جات است।
بهسود، جاغوری، پنجاب باید ولایت شود و دهها ولسوالی دیگر هم باید ایجاد شود، اگر این مشکل حل شود، خیلی از مشکلات حل خواهد شد، آیا به درستی چنین است؟

به دو حکایت زیر توجه کنید।

یک - دوستی به تازگی از ولسوالی شیخ علی ولایت پروان آمده بود، راجع به ولسوالی حصه دو آن ولسوالی پرسیدم که دو سال پیش مردم این منطقه که عموما" هزاره هستند خواستار آن بودند، وی گفت: جمعی از مردم آن منطقه بنا به مکتوب کرزی صاحب صلاحیت شده اند، بدون آنکه این ولسوالی و تشکیلات آن رسمی شود، این عده بنام شورا یا اعضای کمیسیون به حل و فصل دعاوی مردم با روش ریش سفیدی و قربانی کردن گاو و گوسفند و پلو خوری می پردازند و مردم را هم از مراجعه به ولسوالی منع می کنند।

دو- دوستی دیگر از ولسوالی های بهسود حصه یک و دو بتازگی آمده بود، وی درباره حکومت و قانون در این مناطق گفت: این دو ولسوالی جزء ولایت میدان است، مردم از پشتون های ولایت شکایت ندارند که از بی دادی هزاره های خودی در ولسوالی شکایت دارند، اکثر ادارات عدلی و قضایی در این مناطق فعال نیستند.

چوب خدا

از آغاز بهار امسال ساخت و ساز خانه های مسکونی در شهر جدید بامیان آغاز شده است।

زمین به عده ای معدود توزیع شده است، البته به گفته شاروال صاحب از قرعه کشی برآمده است، اما بسیاری از کسانی که من می شناسم، کسانی اند که صاحب چند خانه و چند جریب زمین اند، مقامات دولتی اند یا دوستان و آشنایان مقامات دولتی اند یا هم پول دارند و صاحب زمین شده اند و در حال ساخت خانه اند।

خانم من هم بارها سر این مسئله مرا متهم به بی عرضه گی کرده است که چرا دنبال یک واسطه و عریضه و ... نمی گردی و ...

از قضا چندی پیش یک گور دسته جمعی از زمین یکی از کسانی از همان قماش ها سر در آورده است و به کلی وی را به زحمت انداخته است، من که فکر می کنم انسان باید درس بگیرد، اگر من توانستم از برکت زور، پارتی و عدم حاکمیت قانون و ... خلق خدا را کر و کور کنم آیا می توانم خدا را نادیده بگیرم؟

کرامت انسانی

دیروز چند زندانی محبس مرکزی بامیان را دیدم که با لباس زندان دستبند زده، همراه سه پلیس مسلح با پای پیاده از روز زمین های کچالو به طرف سارنوالی ( دادستانی ) برده می شدند।
زیاد نگاه نکردم، ترسیدم که خجالت کشند، هرچند که برق نگاههای شان محتاج کمک بود।

این مشکل را بارها با مسئولین زندان و ... در میان گذاشته ام اما نداشتن موتر بهانه دایمی است، هرچند که یکی دو سال می شود که صاحب یک موتر شده اند، اما این موتر بیشتر زیر پای سربازان و مسئولین زندان است تا پاس داشت حرمت و کرامت انسانی زندانی ها।

در زندان بامیان حدود یکصد زندانی در یک مکان مسکونی و کرایه ای محبوس می باشند.

۱۳۸۸ شهریور ۱۲, پنجشنبه

انتخابات؛ خیر یا شر؟

چهارده روز از انتخابات می گذرد، هنوز از طرف کمیسیون انتخابات نتیجه نهایی اعلام نشده است।
شمارش در مراکز آرا در حضور ناظرین محلی طرحی جالب بود و در عین حال کمک می کرد به شفافیت پروسه و نیز کاهش ادعاهای مبنی بر تقلب।

با آنکه شمارش تمام آرا در محلات رأی گیری همان شب و احیانا" فردایش تمام شد و با آنکه امکانات تلفن در اکثر ولسوالی ها و نیز اینترنت در تمام مراکز ولایات وجود دارد، می شد یک کاپی از نتایج مراکز را فورا" در اسرع وقت به دفتر مرکزی کمیسیون انتخابات در کابل روان کرد و آنها هم نتایج اولیه را بلافاصله اعلام می کردند।

اما آنچه با گذشت چهارده روز شاهدیم، آمار تنها نصف مراکز اعلام شده است، گویا آقایان تمام صندوق های بیست و هشت هزار مرکز رأی دهی را در کابل آورده و یکبار دیگر آنها را شمارش می کنند، اگرچه این کار برای محکم کاری خوب است، اما چه تضمین بر سلامت این پروسه وجود دارد؟

آیا این زمان طولانی برای کسانی که باخته اند، زمینه برهم زدن بازی، شورش، ادعای تقلب، بحران و ... را نمی دهد؟
من و خیلی های دیگر ترس و بیم داریم که نکند بار دیگر، ................ (وای خدای من حتی از نام بردن اش می ترسم) اتفاق بیفتد، اگر چنین شود، دعا می کنیم:

انتخابات؛ از خیر ات می گذریم، شر مرسان.

۱۳۸۸ شهریور ۸, یکشنبه

گور دسته جمعی

دیروز یک قبر دسته جمعی در محل شهر جدید بامیان کشف گردید

کارگرانی که مشغول حفاری سنگ تهداب خانه مسکونی بودند استخوانها و لباس و کفش هفت نفر را در پشت میدان هوایی پیدا کردند
به گفته یکی از ساکنان محل این گور احتمالا" مربوط به دوره کمونیست ها می باشد، چون قتل عام های دوره طالبان را مردم (زنان) فرصت یافتند در ابتدای دشت عیسی خان دفن کنند ولی این فرصت را در زمان کمونیستان نیافتند

کشف این اجساد فریادی است بر مظلومیت این قربانیان، فریادی که هنوز پاسخی دریافت نکرده است.

۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه

انفجار غیر منتظره

پریروز انفجاری در قندهار جان حدود پنجاه هموطن را گرفت। و سخنگوی طالبان هم این انفجار را نه تنها برعهده نگرفته بلکه محکوم هم کرده است!
رئیس جمهمور محترم و تیم امنتیی اش گویا از این انفجار شوکه شده اند و انتظار آنرا نداشتند، جلسه اضطراری تشکیل می دهند، وزیر را به محل می فرستند و ...

با وجودیکه ما هر روز به انتحاری و مرگ و ... عادت کرده ایم، چرا این انفجار این حد واکنش ها را داشته است؟
آیا اگر براداران مجاهد طالب آنرا بر عهده می گرفت، مسئله حل بود؟
آیا اگر این انفجار در قندهار نمی بود این واکنش ها را داشت؟

آیا بین دولت و طالب ها کدام پروتوکلی در خصوص انتحاری ها به امضاء رسیده است؟
آیا طرف سومی پیدا شده که هر دو طرف این قدر نگران اند؟
و آیا...

۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه

عکس از انتخابات



من چون در ولسوالی کهمرد بودم، چند عکس از انتخابات در مرکز بامیان از دوست عکاسم مهدی مهرآیین گرفته ام و برایتان نشر می کنم.