۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

رئیس دفتر حقوق بشر بامیان-2



1- اولن پوزش می طلبم بخاطر چند اشتباهی که در معرفی افراد در پست قبلی پیش آمده بود و دوستان لطف نموده آنرا تصحیح کردند. (اینکه فروغ و ریحانه حیدری- از دیگر ولسوالی های غزنی هست- از جاغوری نیست و رئیس دانشگاه از شیخ علی هست)


2- محترم جاوید کریمی (جاهد)- مسول فعلی بخش اداری و مالی دفتر بامیان کمیسیون- که از دوستان شفیق ام نیز می باشد گویا از اینکه من کلمه "جاغوری" را در آن پست ذکر کرده ام فکر می کنم ناراحت شده اند و با برخی دوستان وارد مباحثه شده اند اما باید خاطر نشان کنم که علی رغم اشتباهات فوق که دوستان تصحیح کرده اند اصل قضیه که اینجانب بر انتخاب رئیس فعلی دفتر بامیان ایراد گرفته ام نمی کاهد؛ لیاقت، تجربه و مهارت کاری در زمینه حقوق بشر، شرایط سنی و ترجیحن منطقه ای بودن.

3- البته شاید بگویید که این شرایط ساخته ذهن من می باشد اما فکر می کنم این شرایط حداقلی است برای انتخاب یک مدیر یا مسئول در علم امروز مدیریت.

4- از شرط آخر منطقه ای هم که بگذریم باز می بینیم که انتخاب فعلی در حق برخی همکاران فعلی دفتر بامیان ظلم شده است به طور نمونه سید حسین حسینی – معاون بخش نظارت – از آوان افتتاح دفتر بامیان کار کرده است، لیسانس حقوق از یکی از معتبرترین دانشگاههای ایران دارد، روحانی و ملا هم هست که به راحتی از پس کج بحثی های آخوند ها و مردمان سنتی بر آمده است و بر می آید پختگی سن و تجربه کاری اش به حد کافی دارد، تا به حال سه جوان خام و بی تجربه را که به عنوان رئیس دفتر آمده بودند از نظرات سودمند خود مشوره داده و به اصطلاح آنها را رئیس جور کرده است و در حال حاضر نفر چهارم را نیز باید آموزش دهد و در نهایت از جاغوری هم می باشد، چرا به عنوان رئیس انتخاب نمی گردد؟ شاید بگویید که خود را نامزد نکرده است مگر روسای قبلی خود را نامزد کرده بودند؟ مگر آنانی که نامزد کرده ریشخند نشدند؟حسینی این تجربه ها را دارد و خود را نامزد نمی کند آیا حق اش نبود که این بار به پاس این همه زحمات به عنوان رئیس انتخاب می شد گره کار در کجاست؟

5- من هم چنان به ارزش های حقوق بشر وفادار می باشم و بخاطر کارها و فعالیت هایی که در این رابطه خود و همکارانم انجام داده ایم افتخار می کنم و از همین روست که حساسیت نشان می دهم.

6- داکتر سیما سمر شخصیت ارزنده ای هست که هم چنان او را دوست دارم و از نزدیک شاهد تلاش ها و زحماتش برای مردم فقیر هزاره و مخصوصن بامیان بوده ام و او را فردی فارغ از این مسایل پیش پا افتاده می دانم اما در سلسله مراتب فرماندهی که در بحث ترسیم منازعه آموخته ام مسئولیت این تصمیم به نحوی به ایشان ارتباط می گیرد.

7- من نقد عملکرد افراد را همین که به عنوان مسئول، مدیر یا رئیس انتخاب شدند لازم می دانم، این بهایی برای ریاست، کسانی که تحمل نقد را ندارند بهتر است پست و مسئولیت را رها کنند تا از شر نقد راحت باشند، مادامی که ادعای خدمت به مردم در ارگان خدمات عامه را داشته باشند باید عملکردهایش زیر زره بین نقد مردم، جامعه مدنی و ژورنالیستان قرار گیرد.

۱۳۹۲ تیر ۱۸, سه‌شنبه

رئیس دفتر حقوق بشر بامیان

هفت سال را در کمیسیون مستقل حقوق بشر دفتر بامیان کار کردم اکنون هرچند که در آنجا کار نمی کنم اما هفت سال فعالیت برای اهداف و ارزش های حقوق بشری برایم تعلقات خاطری فراهم آورده است که نمی توانم از آن دور باشم.

اخبار و رویدادهای حقوق بشری آن ساحه را تعقیب می کنم و در تماس هایی که با دوستان و همکاران سابق خود دارم جویای احوالات دفتر را هم می شوم.

بیش از یک سال بود که آن دفتر رئیس نداشت و رئیس برحال آن محترم عبدالاحد فرزام هوای کابل به سرش زده بود و در ماموریت کاری کابل به سر می برد و گهگاهی برای سیر و سیاحت به بامیان می آمد و مسئول بخش نظارت آقای حیات الله حیات (ماستر حقوق) به عنوان سرپرست اداره می کرد تا آنکه رئیس سابق جای پای خود را در کابل استوار کرد و بامیان را رها کرد!

و باز هم مدت ها طول کشید، حیات سرپرستی کرد تا اینکه این پست از طریق رقابت آزاد به اعلان گذاشته شد، اینک فردی به نام روح الله فروغ به ریاست این دفتر انتخاب شده است.
وی پیش از این استاد دانشگاه بامیان بود، لیسانس ریاضی داشته و ماستری خود را از هند گرفته است، جوان است و سابقه کار  و همکاری در کمیسیون مستقل حقوق بشر نداشته است و ناگفته نماند که از جاغوری است.

با توجه به تجارب گذشته انتظار داشتم که اینبار مسئول دفتر از بامیان باشد به طور مثال شیخ صادق علی یار از بامیان است، خوش نام است، اهل مطالعه و تحقیق است، تجربه سنی و کاری متعدد دارد و فعال و همکار دایم حقوق بشر می باشد.

و همین گونه اگر بگردیم چنین ویژگی هایی در استادان دانشگاه، فعالین مدنی یا روحانیون و متنفذین هم می توان جست.

رهبری کمیسیون و کسانی که در انتخاب مسئول فعلی دست داشته اند به نظر من مثل گذشته این پارامتر ها را در نظر نگرفته اند.

من مسول فعلی را نمی شناسم و کدام خصومت شخصی هم با ایشان ندارم اما برای دفتری که هفت سال کار کرده ام برای دستاوردهای آن و موفقیت اش دل نگران می باشم و انتظار دارم که نه تنها این دستاوردها حفظ شود بلکه روز افزون هم گردد اما به تجربه دیده ام که اگر مسئول دفتر این ویژگی را نداشته باشد با چالش ها و مشکلات زیادی درگیر خواهد بود، حقوق بشر و ارزش های آن در عمل مسئله ساده ای نیست یک مسئله اجتماعی است که در جامعه سنتی و مذهبی افغانستان و هزارستان مردان  و زنان کاری خویش را لازم دارد که با آن به طرز صحیح برخورد کند.

و متاسفانه تنها دلیلی که به ذهن خطور می کند جاغوری بودن ایشان می باشد و دلم برای مردمان خوب، زحمت کش و ساده بامیان می سوزد که دیگران برای شان تصمیم می گیرند که چه کسی بر آنها ریاست کند مثال های متعدد از ریاست ها و پست های دولتی موجود هست که چنین می باشد نمونه دیگر آن پست ریاست صحت عامه بامیان می باشد.

خانم ریحانه حیدری را از نزدیک می شناسم ایشان خود را قابله معرفی می کند و فکر نمی کنم مدرک رسمی قابلگی از دانشگاه را داشته باشد مگر در مکتب قابلگی دوره های شش ماهه را خوانده باشد ایشان با کمک شوهر خواهر شان داکتر احسان الله شهیر که یکی از مقامات وزارت صحت عامه می باشد به عنوان رئیس صحت عامه تعیین می گردد و مشهور بنام (داکتر ریحانه) می باشد.

داکتر شهیر را می شناسم از مدیران موفق بامیان بود که در دوران سخت و خطیر به عنوان رئیس صحت عامه بامیان کار کرد و دستاوردهای مهمی هم داشت بعد از اینکه از بامیان به وزارت تبدیل شد به نظر من حق ندارد که جایگاه صحت عامه را میراث خویش بپندارد و به اقارب هرچند بی سواد خود بسپارد و مردم بامیان خود در این مدت از نزدیک سوء مدیریت این خانم را شاهد می باشند و این خانم هم متاسفانه از جاغوری می باشد.

 نمونه دیگر هم ریاست معارف و محمد رضا ادا می باشد وضعیت کیفی تعلیم و تربیت و آشفتگی های آن چیزی نیست که پنهان باشد و متتاسفانه این فرد نیز با لابی گری های خویش سالهاست که این پست را علی رغم مخالفت های جدی مردم حفظ کرده است.

تنها دوستان جاغوری نیستند که مدیریت هایی کلان بامیان را با نداشتن ویژگی و صلاحیت تصرف کرده اند، دیگر ریاست ها هم مثل ریس دانشگاه بامیان که از بهسود هست چنین می باشد در انتخاب و گزینش پست های دولتی داکتر حبیبه سرابی را علی رغم اینکه از نزدیک شاهد تلاش ها و دلسوزی های شان برای بامیان بودم مقصر می دانم، حداقل می توانست این تقرری ها را قبول نکند!

من عقیده دارم کسانی برای مدیرت های کلان بامیان و هزارستان انتخاب گردند که شایستگی، اهلیت، دانش و تجربه این کار را داشته باشند و ترجیحن مردمان بومی باشند در کارشان موفق تر خواهند بود از  نهاد های مدنی بامیان اعم از نهادهای منتخب مردم، فعالین مدنی و رسانه انتظار دارم که خاموش نباشند رفتار و کردار حاکمان و مسئولین را نظارت کنند این حق آنان است و آنان چشم و گوش مردم هستند عموم مردم که اطلاع و آگاهی ندارد آنان اجازه ندهند که هر بی لیاقتی بر آنان حکم براند، چور، چپاول و اختلاس کند، با سوء تدبیر خویش خرابکاری ها کند و بامیان را محلی برای کسب تجربه کاری خود برگزینند!

۱۳۹۲ تیر ۱۶, یکشنبه

درخواست کمک به هموطن دردمند

در ادامه پست قبل دو دوست برایم کامنت گذاشته اند، یکی این لینک را در توضیح کاملی در روئت هلال اول ماه قمری و اختلاف فتاوا ارسال کرده است.

دومی دوست دیگری هست که سال گذشته از این حقیر تقاضا کرده بود که مادری دردمند و مهاجر در یکی از شفاخانه های مشهد به دلیل عدم توان مالی بلاتکلیف مانده است آن درخواست، آدرس و شماره تلفن آن مادر را در وبلاگم نوشتم که خوشبختانه دوستان خیرخواه با ایشان تماس گرفته و مشکل شان را حل کرد، این دوست بازهم تماس گرفته که فرد دیگری با همان وضعیت تقاضای کمک کرده است دوستانی که تمکن مالی دارند می توانند در اینجا کامنت بگذارند تا این دوست خواننده ام با وی در تماس شود و آدرس و شماره تلفن آن فرد نیازمند را در اختیار ایشان قرار دهد.

۱۳۹۲ تیر ۱۵, شنبه

شروع و ختم رمضان

معمولن هر ساله شروع و ختم ماه رمضان بین مسلمانان اختلاف دیده می شود و علت هم فتوای مجتهدین و مراجع است و ... برای من همیشه این سوال بود که با این همه ابزار و تکنولوژی پیشرفته چطور این ملت هنوز بر سر کوه و تپه می روند تا ماه را ببینند.
این سایت را دوست خوبم استاد امینی چندی پیش در فیس بوک خود لینک داده بود که جنتری بر اساس ماه را دقیقن بر اساس محاسبات علمی نشان می دهد.

۱۳۹۲ تیر ۹, یکشنبه

خداحافظی خاله

جولیا گیلارد نخست وزیر استرالیا که در بین هزاره ها به خاله معروف بود و به هزاران هزاره ای که با کشتی به استرالیا آمده بود ویزای حفاظتی یا ویزای دایم اهدا کرد بالاخره هفته گذشته از سیاست کنار زده شد و از آن خداحافظی کرد و کسی دیگری -کوین راد- به رهبری حزب کارگر و نخست وزیری انتخاب شد، سه ماه دیگر انتخابات پارلمانی در استرالیا می باشد نظر سنجی ها نشان می دهد که حزب کارگر شانسی برای پیروزی ندارد و حزب لیبرال هم مخالف مهاجرین است، هزاران پناهچوی جدید در حالت بلاتکلیفی به سر می برند و معلوم نیست تا به کی به این حالت می مانند.

انجمن هزاره های استرالیا

این مشکل و مشکل آن جوان که غریبانه در کمپ یکی دو هفته پیش در گذشت در حالی است که جمعیت هزاره های استرالیا بیش از چندین ده هزار نفر می رسد و استرالیا چهارمین کشوری است بعد از افغانستان، پاکستان و ایران بیشترین جمعیت هزاره در آن زندگی می کنند و بیش از پانزده انجمن، نهاد یا کمیونیتی هزاره ها در اینجا ثبت و راجستر هستند اما هیچ کس از حق و حقوق این ها دفاع نمی کند.

یک عمر مسافر!

در مهمانی امشب یک حاجی کاکای دیگر هم بود (هم سن و سال خودم) قصه اش مرا اندوهگین کرد، او در سال 2001 با کشتی به استرالیا آمد سه و نیم سال را سپری کرد اما از قبولی خبری نبود داوطلبانه خود را به افغانستان دیپورت کرد (و آنانی که مقاومت کردند بعد از چند سالی پالیسی دولت استرالیا تغییر کرد و قبول شدند) بعد 2008 دوباره تصمیم می گیرد  با کشتی بیاید در اندونزی چندین بار گیر می افتد و زندان می شود بالاخره باز به دریا می زند و یکی دوبار کشتی شان غرق می شود و در نهایت بعد از بیست شبانه روز به استرالیا می رسد و اکنون بعد از چهار سال هنوز وضعیت اش مشخص نیست سه مصاحبه را رد شده است و در معرض اخراج قرار دارد؛ گفت بیش از صد و پنجاه نفر هزاره در کل استرالیا در چنین وضعیتی به سر می برند؛ فقط چند وکیل و فعالین حقوق مهاجرین است که از حقوق این ها دفاع می کند او می گفت سراسر عمرش در مسافری گذشته است و بچه هایش جوان شده اند و ...