۱۳۸۷ مهر ۷, یکشنبه

آمد آمد عید

خیلی از کارمندان عالی رتبه و پایین رتبه دولتی و موسسات خانه هایشان در بامیان نیست و از پنج شنبه گذشته شروع به رفتن به کابل کرده اند و تنها راه نسبتا" امن مسیر غوربند است و موتروان ها هم به افتخار عید و بازار آزاد کرایه را از 700 به 1000 و 1200 افغانی رسانده اند، (نوش جان شان از این جماعت هرچی می توانند بکنند، درد ندارد).

دو دوکان است که کلچه پزی دارند و خود کلچه تولید می کنند از روز جمعه سر این دوکان ها شلوغ است و خریطه های پلاستیکی است که از انواع کلچه پر می شود و دیروز دیدم که یکی از این دوکان ها کلچه هایش را تمام کرده بود.

چند روز پیش موقع افطار اتاق (دوکان) دو تا از دانشجویان بودم، دوکانی سرد و نمناک، عقب تعمیر حاجی مهدی، جنب مسجد رهبر شهید که به کوچه محصلین معروف است، نمی خواستم مهمان شان شوم، اما گپ و بحث به درازا کشید و ناچار شدم بمانم، دانشجویانی که پاره وقت کار هم می کنند و خیلی خوشبخت بودند که دو نفری قادر به پرداخت کرایه دوکان (1400 افغانی) می باشند، با تعجب دیدم که شام و افطارشان نان گرم، مقداری ملایی (خامه) و مربای هویچ و چای بود وسلام.

در این میان تکلیف عامه مردم که می شود از چهره های خسته و آفتاب زده شان خواند که رمضان را چگونه گذرانده اند و عید را چگونه سپری خواهند کرد روشن است و در میان هیاهوی خرید عید و جشن عده ای معدود حاجی صاحب، کارمندان دالر مین موسسات و ... صدای آنها را کی خواهد شنید؟ ما مسلمانیم و غیرت و همت و... داریم.

باز هم وضعیت رسانه ها

رسانه ها را خیلی ها می گویند رکن چهارم دیموکراسی، کنترل کننده قدرت و حکومت و نهاد اطلاع رسان و مورد اعتماد همه مردم و ... اما می خواهم با ذکر دو مثال ثابت کنم که در بامیان چنین نیست.

در کورس ژورنالیزم مدنی بودیم، موضوعی پیش آمد راجع به پروژه سرسبزی 50 هکتار تپه پشت میدان هوایی که ریاست زراعت چندی پیش اعلام کرد و فعلا" هم کارگران مشغول کار در آن ساحه دیده می شوند، می خواستم نظرات کارشناسی دیپارتمنت زراعت دانشگاه بامیان را راجع به موفقیت یا عدم موفقیت این پروژه سئوال کنم، تلفن زدم به استاد پویش، استاد زراعت که در دانشگاه و در جمع دیگر اساتید بود، سئوال را از وی پرسیدم اما با تعجب دریافتم که وی اصلا" از موضوع خبر ندارد، گوشی را داد به دیگر اساتید از جمله استاد جعفری که معاون دانشگاه هم است او هم اطلاع دقیق و فنی از این پروژه نداشت و دست آخر هم گفت: خوب است و ما موافقیم!!

چند روز بعد رفتم به دانشگاه استاد پویش را از نزدیک دیدم و گله کردم که چرا و ... اما او هم از رسانه ها گله کرد که این خبر را در اختیار آنها نگذاشته اند راست هم می گفت: در بامیان هیچ روزنامه و هفته نامه ای چاپ نمی شود، فقط رادیو بامیان است که به گفته استاد آنها مثل سایر مردم به این رادیو گوش نمی دهند، چون برنامه ای ندارد و از ریاست زراعت گله کرد که حتی اجازه نمی دهند دانشجویانشان را در فارم های نمایشی این ریاست که موسسه کشاورزی جهانی آنها را دایر کرده برای تمرین و آموزش ببرند.

مثال دوم باز هم در کورس فوق بحث روی نقش ژورنالیستان در اعاده حیثیت حرفه ای شان شد، نقل شد که چندی پیش خبرنگاری خبری را به نقل از زمریالی طرزی باستان شناس معروف افغانی و پسر برادر محمود طرزی (پدر ژورنالیزم) افغانی نشر می کند که جناب پروفسور آنرا تکذیب می کند، این خبر طرزی را در معرض اتهام سرقت آثار باستانی قرار داد، وی با آن خبرنگار مشاجره می کند که چرا چنین خبر کذبی را منتشر کرده است و خبرنگار هم از خود دفاع می کند و کار نزدیک بود به یخن کشک و درگیری فیزیکی بیانجامد (بیشتر از سوی خبرنگار)

استاد کورس از شرکت کنندگان که بیشتر خبرنگار بودند پرسید شما چه عکس العمل نشان دادید؟ کسی جوابی نداشت، وی گفت: شما ترتیب برنامه ای رادیویی، تلویزیونی یا مطبوعاتی باید با طرفین موضوع صحبت می کردید و از حیثیت مسلکی خود دفاع می کردید و به جامعه اطمینان می دادید که همه ژورنالستان تخطی نمی کنند و کسی که تخطی کرد افشاء می شود.

۱۳۸۷ مهر ۲, سه‌شنبه

سمینار نقش ژورنالستان در صلح و ...

دیروز سمیناری دو روزه در بامیان برگزار شد، این سمینار را انجمن ژورنالستان بامیان و یوناما برگزار کرده بود البته به مناسبت روز جهانی صلح (که یک روز بعد از روز صلح برگزار شد)، مهمانانی که همگی ژورنالیست بودند، البته بیشتر هزارگی، مانند دو مجله از دایکندی، رادیو دایکندی، رادیو جاغوری، رادیو مالستان، روزنامه هشت صبح، تلویزیون تمدن، فردا، نگاه و چند تن معدود و انگشت شمار خبرنگاران غیر هزاره گی هم حضور داشتند.

هادی غفاری رئیس انجمن گفت که از 70 رسانه دعوت به شرکت شده بودند، برای همه آنها ترانسپورت هوایی تدارک دیده شده بود و هوتل و ... اما نمی دانم چرا فقط 20 الی 25 نفر مهمان آمده بودند؟ سمندر و رزاق مأمون هم سخنران بودند که آنها هم حضور نداشتند حتی عارف یوسفی رئیس دانشگاه بامیان که مدتی را در بی بی سی کار کرده و او هم جزء سخنرانان بود، یک روز قبل به کابل سفر نمود.

والی و رئیس یوناما سخنرانان افتتاحیه بودند، خانم سرابی از مطبوعات بامیانی راضی نبود، حق هم دارد وضعیت رسانه ها در بامیان مطلوب نیست، چند نفری که نام خود را خبرنگار می گذارد نماینده برخی رسانه های ملی و بین المللی است که بامیانی هیچ دسترسی به آنها ندارد و او هم بخاطر تأمین معاش هرچی دلش خواست می نویسد و مردم هم در بی خبری اند و حق دسترسی به اطلاعات و معلومات شان هم چنان نقض می گردد.

خانم هرانگ سانگ رئیس یوناما که اهل کوریای جنوبی است، ادعا کرد که قبلا" خبرنگار بوده و دوست دارد که رسانه در بامیان پویا شود- خداکند- اما سوال اینجاست که خانم محترم چرا زودتر از این ها به این فکر نیفتاد، حال که دوره مأموریت کاری اش رو به اتمام است این حرف را می زند!

من هم قبلا" برای ارایه یک موضوع اعلام آمادگی کرده بودم، تا روز گذشته تاریخ دقیق این مراسم را نمی دانستم، من که در کورس موسسه پرس مشغول آموزش ژورنالیزم مدنی می باشم از استاد این کورس خانم نفیس نیا استاد ژورنالیزم در هالند که حق استادی داشته و هم تجربه کار در رسانه های کشورهای در حال منازعه دارد خواهش کردم که به جای من در این سمینار صحبت کند، او هم پذیرفت، فکر میکردم که حضور این خانم ایرانی هالندی و متخصص بر غنای جلسه خواهد افزود، او صحبت ها و تجربیات اش را بیان داشت، مرتضوی سردبیر هشت صبح و علی پیام موضوعات در خور سمینار که قبلا" آماده کرده بودند و در مجلس قرائت نمودند.

شعر خوانی حاجی فدا رئیس دفتر حزب وحدت که قریحه شعری هم دارد و اجرای نمایش تأتر نوجوانان دره اژدر در سمینار به ظاهر علمی به نظرم هیچ مناسبت نداشت و لازم هم نبود.
من هنوز وبلاگ نویس را جزء ژورنالست نمی دانم، بنابر این قاطی کردن -نسیم فکرت- رئیس انجمن وبلاگ نویسان در سمینار مخصوص رسانه ها اشتباه دیگر بود.

برگزاری همزمان این سمینار در دانشگاه و کورس ژورنالیزم مدنی در مرکز انکشاف مسلکی از ضعف دیگر این سمینار به حساب می آید، عده کثیری از ژورنالستان شرکت کننده کورس نتوانستند با مهمانانی که از سایر ولایات آمده بودند آشنا شوند و از تجربیات آنها مستفید گردند.
البته این سمینار را هم سایت وحدت ( عارف بصیر) و سایت یادداشتهایی از کابل (استاد-نسیم فکرت) هم منعکس کرده اند.

۱۳۸۷ شهریور ۳۱, یکشنبه

از سر گیری پروژه سرک بامیان-یکاولنگ

کار سرک بامیان-یکاولنگ که در هفته گذشته تعطیل شده بود از سرگرفته شده است.
به گزارش مسافرینی که روز گذشته از این مسیر عبور کرده کار در منطقه شیبرتو با محافظت پلیس در جریان بوده است.

۱۳۸۷ شهریور ۳۰, شنبه

به پیشواز روز جهانی صلح

بالاخره روز جهانی صلح رسید، فردا روز صلح است و سازمان ملل و بانی این روز (جیریمی گیلی) خیلی کوشش کرده اند و از همه (طرفین جنگ) خواسته اند که فردا را در صلح باشند و هیچ فیری نکنند و به هیچ انفجاری دست نزنند (درهای جنت را بسته کنند!) تا دیده شود.

در بامیان نیز پوسترهایی از پانزده مرد چوان که روی چمنی دایره وار خوابیده و سرهایشان به همدیگر شکل یک گل بوجود آورده در بازار و درختان منتهی به بازار الصاق شده است و روز گذشته هم مسابقه ای علمی بین شاگردان دو مکتب دخترانه و پسرانه بامیان به افتخار این روز برگزار شد (اینجا بخوانید ) و امروز هم ولسوالی یکاولنگ به نام ولسوالی صلح مسمی می شود و فردا ( روز بیست و یکم رمضان- روز شهادت امام علی (ع)) هم محفلی عمومی در مقابل بودای بزرگ برگزار می گردد.

اینها هم بخاطر صلح است، البته روزی سمبلیک!

انفاق به مستمندان

روز پنجشنبه غروب (شب 19 رمضان-قدر) صدها زن و مرد مستمند پیش دروازه مهمانخانه حزب وحدت -بامیان جمع شده بودند، سید ظاهر زکی عضو شورای علما و رئیس شورای ولایتی حزب وحدت در حال تقسیم کمک هایی مواد غذایی ( روغن و برنج و ...) به آنها بود.
کمک ها محدود بود و طبیعتا" به عده ای خاص بیشتر نرسید و ناله و فریاد صدهای دیگر همچنان باقی بود که فلانی فقط به قومهای خود داده و ...
گفته می شود که این کمک ها از سوی دفتر آیت الله سیستانی برای فقرای بامیانی کمک شده است.
من اولا" که با کمک مستقیم بخاطر گدا پروری آن مخالفم، ثانیا" معتقدم که چرا آقایان از قبل لیستی از فقیرترین فقرا تهیه نمی کنند تا کمک های احتمالی را به جای توزیع عمومی که با سرو صدا همراه باشد، بطور آبرومندانه توزیع کنند؟

۱۳۸۷ شهریور ۲۷, چهارشنبه

افتتاح پروژه آبرسانی

از چند روز به این طرف پروژه آبرسانی قریه سرخقول مرکز بامیان به بهره برداری رسیده است.
در این پروژه آب از رودخانه توسط دستگاههای پمپاژ برقی به مخزنی به حجم چهل هزار لیتر در بالای قریه شبانه رسانده شده و صبح روز بعد وارد لوله های عمومی می گردد.

این پروژه را موسسه جهانی صلیب سرخ تمویل کرده است و حدود 570 خانواده از آن مستفید می گردند.
مشکل آب و عدم دسترسی شهرندان بامیانی با وجود وفور آب در رودخانه و چشمه زار دامنه کوه بابا یک مشکل عمده و جدی است، علت هم این است که بدلیل کمبود زمین کشاورزی مردم بومی یا مهاجرینی که جدیدا" ساکن مرکز بامیان شده اند مجبور شده اند که خانه های خود در تپه های خشک هندوکش، در امتداد پیکره های بودا اعمار نمایند، شهرک هایی چون مهاجرین توپچی، پیتاب لغمان، جگره خیل، زرگران، سرخقول، سنگ چسپان، سرخدر، اژدر، شین تیپه و ... مناطقی اند که ساکنان آن به آب دسترسی ندارند و هر روزه صدها زن و طفل با مرکب یا تشت های کلان ظروف و لباس راهی رودخانه می گردند تا آب برای آشامیدن و شستو بدست آورند این در حالی است که در مسیر های پایین همین رودخانه قریه جات زیادی باز هم از همان آب برای آشامیدن استفاده می کنند.
راه اندازی پروژه هایی از این دست باعث امیدواری ساکنان مرکز بامیان خواهد بود اما وابستگی این پروژه به نیروی برق و تجهیزات دیگر دوام این کار را با تردید مواجه می کند.