۱۳۹۰ خرداد ۷, شنبه

تجلیل از میلاد پیشوای شهید-2

خاطره جواد ضحاک از رهبر شهید مربوط می شد به دیدار محمود مستیری، نماینده ملل متحد در امور افغانستان با رهبر شهید.

او گفت:  روزی محمود مستیری از پاکستان آمد به کابل و بطور اختصاصی در کارته سه با رهبر شهید گفتگو کرد و به پاکستان بازگشت، شب هنگام که تلفن ستلایت را که کنار پنجره بود روشن کردم لیلا بهار مست خبرنگار بی بی سی زنگ زد و گفت می خواهد با مزاری درباره این گفتگو مصاحبه کند، استاد هم پذیرفت،

در حین مصاحبه یک گلوله غول پیکر شورای نظار در حویلی مجاور فرود آمد، من، سید علی (بادیگارد رهبر شهید) و یک نفر دیگر که کنار دیوار نشسته بودیم به محض شنیدن صدای انفجار به رسم عادت آن روز روی اطاق دراز کشیدیم (پوروت کردیم)،
بعد از چند لحظه زیر چشمی نگاه کردیم که استاد با آنکه کنار پنجره بود، عمامه و چپن اش  مملو بود از خرده های شیشه، هم چنان نشسته بود و مصاحبه را ادامه می داد، ما از شرم از روی اتاق بلند شده نمی توانستیم، صدای آن تلفن بلند بود و ما صدای خبرنگار را می شنیدیم که از استاد می پرسید، چی گپ شد؟ من چند دقیقه بعد تلفن می زنم، ولی استاد گفت خیریت است مثلی که یک هاوان در همین نزدیکی ها فرود آمده و به سئوالات تان ادامه بدهید.

بعد از ختم مصاحبه آن خبرنگار به رهبر شهید گفت: شما شجاع ترین مردی هستید که من تاکنون دیده ام، از صدای انفجار من در لندن ترسیدم، حال آنکه شما در آنجا هیچ نترسیدید.

و ضحاک افزود در کنار مزاری ترسوترین و بی غیرت ترین آدم اگر قرار می گرفت نترس و با غیرت می شد!

۶ نظر:

لیاقتعلی افتخاری گفت...

درود بر بابه مزاری بزرگ! از برگزار کنندگان این مراسم تشکری میکنیم. روح بابه از شما راضی و خوشنود گردد.

Ibrahim گفت...

مردان بزرگی چون مزاری ره حتی یادشان به انسان نیرو میبخشد و موی بر تن انسان ایستاد میکند. درود بر مزاری

شریفی مکنک گفت...

سلام بی نهایت برروح بلند پیشوای شهید و سلام و تشکر ویٍژه محضر نظری جان که با این گزارش شیرینش دل پیروان صدیق رهبر محرومان جهان را شاد کرد.

ناشناس گفت...

ممنون ممنون نظری جان

بسم الله احمدی گفت...

نظری عزیز اگر نزدیک می بودم قلمت را بوسه می زدم که از بابه ملت گفتی دست گلت دردنکنه بیرارجانم.

ناشناس گفت...

یکی نیست به این ضحاک بگوید غیرت خودت کجا رفته امثال تو ننگ است برای شهید مزاری حیف است ادمی مثل تو نام شهید رابر زبان اورد همان موقع ها هم بابه از دست تو و امثال تو به تنگ امده بود و حالا هم از نام ان شهید بزرگوار سود استفاده می کنید تو را که خوب می شناسیم همیشه از نام شهید چه پولها که بر جیب نزدی دو سال پیش پولهایی را برای سالگرد بابه گرفتی و نصف ان را هم خرج نکردی و هزارن مورد از این قبیل خاک بر سر شما ناجوان مردان بکنند