۱۳۸۷ اسفند ۲۶, دوشنبه

شناخت مزاری

گوشه هایی از سخنان معلم عزیز به مناسبت 22 حوت ( مسجد امام خمینی دشت برچی کابل 23 حوت 1387):

ما بابه مزاری را نشناخته ایم، دوستانش از او فرشته ساخته اند و دشمنانش از او دیو، همه برای توجیه تنبلی خود و ادامه ندادن راه و آرمان او.

کسانی که امروز مزاری را شهید وحدت ملی می خوانند خود را مسخره می کنند، اینها مزاری را بخاطر آرمان حق خواهی اش قربانی کردند، وحدت ملی که مزاری فریاد می زد متفاوت است با وحدت ملی خواسته اینها.

آرمان ما، آرمان مزاری است اما زمان ما زمان مزاری نیست، مانند بابه، زمان خود را درک کنیم و راههایی را برای تحقق حقوق خود جستجو کنیم، مزاری در زمانش سلاح را ناموس مردم می دانست ولی امروز قلم، رأی و ... ناموس ما است.

مزاری هم مثل ما یک آدم معمولی بود، بعضی کارهایی که او نمی کرد ( گدایی کردن عزت، کم کردن غرور و اعتماد به نفس و ...) ما می کنیم و بعضی کارهایی که ما می کنیم ( دریوزگی، چاپلوسی و ...) او نمی کرد، اگر این کارها را انجام ندهیم و آن کارها را انجام بدهیم صدها مزاری قوی تر و بزرگ تر از بابه خواهیم داشت.

ما باید دوستی ها، عشق و نیز عقده ها و دشمنی زمان مزاری را در زمان خود نباید انتقال ندهیم، زیرا ما را از کار و زندگی می اندازد ما دوستی و دشمنی زمان خود را بشناسیم و این مسئله را درک کنیم که در کجا موثرترین کار را برای حفظ منافع خود و ملت و کشور انجام داده می توانیم.

۳ نظر:

نورتون گفت...

این معلم عزیز الحق که درست فرموده اند که زمان زمان گرفتن قلم و دادن رای به شخص دلسوز است..
که شخصا خودم انرا نه در محقق خلیلی نما و نه در بشردوست جهان گرا --می بینم..ولی چیز مهمتر---

اینکه اگر عوض معلم عزیز می بودم در باره تغیر نام مسجد هم یک اندازه- پا فشاری- مینمودم ایا نام قحطی در منطقه تخت برچی امده است....

ایا این نام مسجد وابستگی مردم هزاره و یا بابه مزاری را نشان نمی دهد و اگر بابه مزاری زنده می بود شاید درین مسجد تحت این نام هرگز قدم نمی گذاشت و بر کس چه معلوم است که روح اش همین حالا زیر فشار باشد..

ما که کباب ناخورده همیش از دود اش کور شدیم و از طرف دیگر عبرت هم سر ما که نمیشه و نمیشه...

ناشناس گفت...

افرین برمعلم عزیز گپهای خوب گفته اما خود همین معلم عزیز هم گاهی چاپلوس یکی ازهمین رهبرای ادم کش است گاهی چاپلوس یکی دیگرش بسیارمقطعی ومتزلزل است همین سبب شده که نه محقق ونه خلیلی دیگرباین ادم اعتماد کنند ازهرکدامش پول زیادترکنده توانیست طرف همون حرف می زند بعد سراغ دیگرش میرود ووو.....

نسیم جاغوری گفت...

معلم عزیز مدیر یک لیسه است. او نیازی به محقق و خلیلی ندارد گرچه خلیلی و محقق هم اعضای همین جامعه و بدشان بد ما است و خوب شان خوب ما.

ما به همه قسم آدم خود ضرورت داریم. هر کس جای خود را دارد و راه و روش و رویکرد خود را. شاید بهتر باشد که ما همدیگر را و دیدگاه های متفاوت همدیگر را قبول کنیم. ما نباید به فکر یک دست کردن جامعه خود باشیم.

نوروز بر شما گرداننده این وبلاگ خوب و بر تمام هزاره ها و مردم افغانستان مبارک باد


نسیم جاغوری

تشکر