۱۳۸۷ شهریور ۲۵, دوشنبه

رسانه ها در بامیان

در نوشته قبلی راجع به ژورنالستان بامیان صحبت شد، معلوماتی را هم لازم می دانم در باره وضعیت رسانه ها در بامیان داشته باشید:

رادیو بامیان:
بامیان یک رادیوی محلی دارد بنام "رادیو بامیان" که روی موج اف ام نشرات داشته و با توجه به کوهستانی بودن ولایت بامیان (هزاره جات) به شعاع ده کیلومتری اطراف ایستگاه را فقط پوشش می دهد.
این رادیو توسط موسسه انترنیوز ایجاد شده و فعلا" تحت مسئولت آقای علی عرفان، سابق روحانی و کارمند رادیو دری مشهد اداره می گردد، ضعف برنامه سازی، نداشتن کارمند مسلکی، هزینه نکردن مدیر مسئول آن و ... دلایلی است که این رادیو نتوانسته است مخاطبان بامیانی را ارضاء نماید، این رادیو بیشتر به رادیو دمبوره یا تکرار کست های موتروانان مشهور گشته است، در سال چندین مرتبه این رادیو خراب می شود از چند روز تا چند هفته طول می کشد تا تعمیر شده و دو مرتبه فعال گردد.
مسئول رادیو این رسانه را بیشتر دکانی برای کسب درآمد بیشتر تبدیل کرده است تا رسانه ای که واقعا" انعکاس دهنده واقعیت های جامعه و خدمت رسان به جامعه باشد.

تلویزیون بامیان:
آمریت رادیو و تلویزیون ملی بامیان، بیشتر به تقویه برنامه های تلویزیون و رادیو ملی مشغول است و گهگاهی هم با کمره ای که جدیدا" پیدا کرده اند(کامره سابق شان یک سال می شود که سرقت شده است ) از برخی فعالیتهای مقامات گزارش های خبری آنهم غیر مسلکی تهیه میکنند، با توجه به دریافت تلویزیون آریانا از طریق آنتن های معمولی ودریافت تلویزیونهای داخلی و خارجی از طریق دیش آنتن های مختلف کسی بیننده این رسانه و گزارش های آن نیست، در این رسانه چند جوان که چند سال پیش با علاقه مندی کارشان را شروع کرده بودند و اکنون بیشتر رخوت زده اند مشغول کار است، این رسانه بیش از سه سال است که مسئول ندارد، ناصر سیف کارمند با سابقه آن به حیث سرپرست کار می کند، او هم علاقه دارد که همچو رادیو بامیان از این دکان درآمد کسب نماید.

این رسانه سه سال پیش توسط نقی احسانی در بامیان فعال شد، او بعد از اینکه فیلم مستند " بودا، دخترک و آب" ساخته غلامرضا محمدی را به ونیز ایتالیا برد و به جای سازنده آن یکتن از بستگانش را به چکر ایتالیا برد، دیگر به افغانستان برنگشت و پناهنده ایتالیا شد.

مطبوعات نوشتاری:
مجله "اندیشه" گهگاهی اگر فند و پولی پیدا کند، چاپ می شود، البته پاسخگوی نیازهای مردم نیست.
چند مجله ای هم اخیرا" توسط دانشجویان دانشگاه منتشر شد که در همان شماره های اول و دوم باقی ماند بنام های "ندا، برگ سبز و هفت".
مجله ای هم بنام "تابان" را هادی غفاری یکی از خبرنگاران جنجالی بامیان بیشتر به هدف کسب شهرت و درآمد یکی دو شماره منتشر کرد و متوقف شد.
ماهنامه "سیمای بامیان" ارگان نشراتی دولتی است (ریاست فرهنگ) که اگر یوناما آنرا تمویل کرد سالی یکی دو بار چاپ می شود و گرنه نام و بست و تشکیل اش هست و از نشر آن خبری نیست.
در بامیان چاپخانه ای موجود نیست و شاید یکی از علت های عدم استمرار مطبوعات چاپی هم می تواند این امر باشد.

رسانه های ملی و بین المللی:
رادیو بی بی سی، ملی و آریانا روی موج اف ام در بامیان تقویه و نشر می گردد و رادیو آزادی و آشنا هم روی موج متوسط در بامیان به خوبی شنیده می گردد.

نتیجه:
روزنامه نگاری یا ژورنالیزم یا رسانه ها در بامیان نتوانسته است جایگاه خود را به عنوان رکن چهارم دیموکراسی کسب کند، نتوانسته است به مسئولیت و رسالت حرفه ای خود در دفاع از حقوق مردم ایفاء نماید، دلیل آن هم آسودگی مقامات، سردرگمی مردم و عدم انکشاف ولایت می باشد.

۴ نظر:

ناشناس گفت...

بلی میدانیم. عرفان جاسوس اطلاعات ایران است و میدانیم که کارهای خوب می کند برای مردمش در بامیان

ناشناس گفت...

کاش یاد می گرفتیم بدون دلیل به دیگران تهمت نزنیم.

این مشکل کلی ما هزاره است متاسفانه . حتی اگر این تهمت صحیح هم باشد باید بگویم در این مملکت همه مهره هستند از کرزی تا فاروق وردک و احمد زی و ... .
اما متاسفانه فقط ما هزاره ها هستیم که هیچ وقت طاقت پیشرفت همدیگر را نداریم. و حتی کوچکترین پیشرفت همدیگر را با تهمت پاسخ می دهیم .

البته این عرفان بیچاره پیشرفتی هم نکرده است . و تازه به این دوست عزیزم باید بگویم اگر مه و تو از دره بامیان خارج شویم می بینیم که ایرانی ها به قدر کافی مهره در کابینه و در پارلمان و سنا دارد که این عرفان پیسه میده هم برایشان نمی شه.

کی ما یاد می گیریم تا کمی همدیگر را تحمل کنیم .

ناشناس گفت...

روز بخیر...

حرفم متوجه نویسنده ناشناس اولی است:

کسیکه تهمت میزند یا با سند نقد و انتقاد میکند حداقل یک نامی یا رد پای از خود بایست به جا بگذارد...

اگرنه از نگاه روانی انسان سرخورده یی بنظر میرسد و ادعایش نیز به گمان اغلب حقیقت ندارد...

مردم افغان زمین بعد ازین همه تجربه کم کم بعضی چیز ها را می فهمند..همینطور نیست جان برادر؟؟؟؟؟

اکبر حق جو

زهرا توکلی گفت...

سلام آقای نظری
تازه با وبلاگتان آشنا شدم. نووجسورانه است و قلمتان نیز ستودنیست.
رسانه های ما فقط جهت خالی نبودن عریضه کار میکنند گناهی هم نیست اصلا مسلکی ژورنالیسم در این بامیان دیده اید؟