۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه

قربانیان یکه ولنگ

قرار است فردا در جمع قربانیان کشتار های دسته جمعی یکاولنگ تأتر ا-خ 5787 نمایش داده شود.
دارم آماده می شوم برای آن محفل.

با قربانیان یکاولنگ در گذشته ها زیاد صحبت کرده ام، از مزار شهدایی که توسط طالبان قتل عام شده بودند دیدن کرده ام، خاطرات شان را شنیده، فلم گرفته ام، هنوز صدای آن دخترک قریه " کته خانه، نیگ "در گوشم هست که می گفت با مادرش جنازه پدرش را از مسجد بازار الی قریه با چه مشکلات سوار مرکب کرده و دفن نمودند.

یا صدای آن نوجوان دره علی - یکاولنگ را که از ترس طالبان لباس زنانه پوشیده بوده و در بین زنان پنهان شده بود، جرم آنها هزاره بودن بود.
آنها می خواستند که قاتلین پدرشان به عدالت سپرده شود، از من می خواستند که پیغام بر خواست شان باشم، خواستی که هنوز بر آورده نشده است، اگر آنها را ببینم، چه جوابی به خواست شان بدهم؟

۳ نظر:

ناشناس گفت...

neweshtehayat ra khandam
gham angiz bood
be omide solhe sarasari
dar ariana
bakhshi

ناشناس گفت...

rasti nazari jan az sarake kabul bamian che khabar barayam benewis
bakhshi

رضا گفت...

امروز به وبلاگ شما دسترسی پیدا کردم، از خواندنش از خیلی چیزها مطلع شدم، ممنون
از این پس باز هم به اینجا خواهم آمد.